دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۴۳

سنایی
ای لعبت مشکین کله بگشای گوی از آن کله می خور ز جام و بلبله با ما خور و با ما نشین
مشک از هلال انگیختی وز لاله عنبر بیختی وز مه فرود آویختی کرده به چنگ اندر عجین
از هیچ مادر یا پدر چون تو نزاید یک پسر خورشیدی ای جان یا قمر گر دل ببردی شو ببین
ای ماهرو نیکو سیر ای روی چو شمس و قمر من بر تو نگزینم دگر گر تو گزینی شو گزین
کس را چو تو گل سور نی در خلد چون تو حور نی در پردهٔ زنبور نی چون دو لب تو انگبین

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در ستایش زیبایی بی‌حد و مرز معشوق سروده شده و شاعر با بهره‌گیری از تخیلات قوی و تشبیهات طبیعی، او را موجودی یگانه و فراتر از زیبایی‌های زمینی و حتی بهشتی می‌داند.

فضای حاکم بر شعر، فضایی عاشقانه و پرشور است که در آن شاعر با زبانی دعوت‌کننده و ستایش‌آمیز، پیوند قلبی خود را با معشوق ابراز می‌دارد و بر یگانگی او در میان تمام خلایق تأکید می‌ورزد.

معنای روان

ای لعبت مشکین کله بگشای گوی از آن کله می خور ز جام و بلبله با ما خور و با ما نشین

ای معشوق زیبای من که موهایی سیاه و خوش‌بو داری، آن پوشش سر را کنار بزن و موهایت را نمایان کن؛ با ما بنشین و از جام می بنوش و هم‌نشینی کن.

نکته ادبی: واژه "لعبت" در اینجا استعاره از معشوق است و "مشکین کله" کنایه‌ای از موی سیاه است.

مشک از هلال انگیختی وز لاله عنبر بیختی وز مه فرود آویختی کرده به چنگ اندر عجین

تو از هلال ابرو، بوی مشک می‌پراکنی و از لاله گونه‌هایت، عطر عنبر می‌افشانی و زیبایی‌هایت را همچون ماه آویخته‌ای؛ گویی زیبایی را در دستانت سرشته‌ای.

نکته ادبی: شاعر از عناصر طبیعت برای توصیف اجزای چهره استفاده کرده و آرایه مراعات نظیر میان مشک، عنبر و لاله مشهود است.

از هیچ مادر یا پدر چون تو نزاید یک پسر خورشیدی ای جان یا قمر گر دل ببردی شو ببین

هیچ پدر و مادری فرزندی به زیبایی تو به دنیا نیاورده است. نمی‌دانم تو خورشید هستی یا ماه؛ حال که دل مرا برده‌ای، بیا و به احوال من نگاهی بینداز.

نکته ادبی: شاعر با پرسش بلاغی و اغراق، سرگشتگی خود در برابر زیبایی معشوق را نشان می‌دهد.

ای ماهرو نیکو سیر ای روی چو شمس و قمر من بر تو نگزینم دگر گر تو گزینی شو گزین

ای کسی که هم چهره‌ای چون ماه داری و هم سیرتی نیکو، من در زندگی جز تو را انتخاب نخواهم کرد؛ اگر تو قصد انتخاب دیگری داری، مختاری.

نکته ادبی: تکرار فعل "گزین" برای تأکید بر انتخاب و گزینش عاشقانه است.

کس را چو تو گل سور نی در خلد چون تو حور نی در پردهٔ زنبور نی چون دو لب تو انگبین

هیچ‌کس مانند تو لطافت گلِ سرخ را ندارد و در بهشت نیز حوری‌ای چون تو وجود ندارد؛ حتی شهد و عسل در کندو نیز به شیرینی لبان تو نیست.

نکته ادبی: "گل سور" به معنای گل سرخ است و برای بیان اوج لطافت و شیرینی معشوق به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه روی چو شمس و قمر

تشبیه چهره معشوق به خورشید و ماه برای نشان دادن درخشندگی و زیبایی بی‌نظیر او.

تلمیح خلد و حور

اشاره به مفاهیم و موجودات بهشتی برای نشان دادن اینکه معشوق از تمام زیبایی‌های بهشتی برتر است.

مراعات نظیر خورشید، ماه، هلال

ایجاد شبکه معنایی میان واژگان مرتبط با اجرام آسمانی برای توصیف چهره و اعضای بدن معشوق.

اغراق از هیچ مادر یا پدر چون تو نزاید یک پسر

بزرگ‌نمایی در وصف یگانگی و بی‌همتایی معشوق در طول تاریخ.