دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۴۲

سنایی
اسب را باز کشیدی در زین راه را کردی بر خانه گزین
راه بیداری آوردی پیش دل من کردی گمراه و حزین
بدل و شق بپوشیدی درع بدل جام گرفتی زوبین
دست بردی به سوی تیر و کمان روی دادی به سوی حرب و کمین
نه براندیشی از کرب زمان نه ببخشایی بر خلق زمین
تا نبینم رخ چون ماه ترا بارم از دیده به رخ بر پروین
چون بخسبم ز فراق تو مرا غم بود بستر و حیرت بالین

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات، تصویرگر صحنه‌ای از وداع یک عاشق با معشوقی است که پیشه جنگ‌جویی دارد. شاعر با زبانی آمیخته به گلایه و اندوه، تغییر مسیر زندگی معشوق از آرامش خانه به سوی میدان‌های پرآشوب نبرد را روایت می‌کند.

در این قطعه، تقابلی میان آرامش و جنگ ترسیم شده است. معشوق، بی‌توجه به رنج عاشق، سلاح برمی‌گیرد و راهی می‌شود؛ در حالی که عاشق در حصار تنهایی، شب‌زنده‌داری و حیرت گرفتار آمده و این کوچِ اجباری، تمام جهان او را دگرگون کرده است.

معنای روان

اسب را باز کشیدی در زین راه را کردی بر خانه گزین

سوار بر اسب شدی و زین را محکم کردی و تصمیم گرفتی که راه سفر را به جای ماندن در خانه برگزینی.

نکته ادبی: باز کشیدنِ زین در اینجا کنایه از آماده شدن برای حرکت و کوچ است.

راه بیداری آوردی پیش دل من کردی گمراه و حزین

با این تصمیم، مسیر بی‌خوابی و رنج را پیش روی من گذاشتی و دلم را در وادی سرگردانی و اندوه رها کردی.

نکته ادبی: حزین به معنای غمگین و اندوهناک است که با بافتارِ دوری و فراق کاملاً همخوانی دارد.

بدل و شق بپوشیدی درع بدل جام گرفتی زوبین

به جای لباس‌های معمول، زره جنگی پوشیدی و به جای گرفتن جام شراب، نیزه (زوبین) به دست گرفتی.

نکته ادبی: زوبین نوعی نیزه کوتاه است که در ادبیات حماسی نماد آمادگی برای جنگ است.

دست بردی به سوی تیر و کمان روی دادی به سوی حرب و کمین

دست به سوی سلاح‌هایت بردی و تمام وجودت را متوجه میدان‌های نبرد و تدارکِ کمین برای دشمن کردی.

نکته ادبی: حرب به معنای جنگ و ستیز است و نشان‌دهنده تغییر ماهیتِ روزمره معشوق به یک رزمنده است.

نه براندیشی از کرب زمان نه ببخشایی بر خلق زمین

تو نه از سختی‌های زمانه هراسی به دل راه می‌دهی و نه بر حالِ مردم زمین رحم و شفقت داری.

نکته ادبی: کرب در اینجا به معنای اندوه و سختیِ طاقت‌فرسای زمانه است.

تا نبینم رخ چون ماه ترا بارم از دیده به رخ بر پروین

تا زمانی که چهره‌ی درخشان و ماه مانند تو را نمی‌بینم، از چشمانم اشک‌هایی به انبوهی و درخشندگی ستارگان پروین بر صورتم جاری است.

نکته ادبی: پروین استعاره از اشک‌های فراوان و درخشان است که بر صورت عاشق می‌چکد.

چون بخسبم ز فراق تو مرا غم بود بستر و حیرت بالین

وقتی در اثر دوری تو به خواب می‌روم، بستر من از غم پوشیده شده و تکیه‌گاهم پر از حیرت و سرگشتگی است.

نکته ادبی: بالین به معنای محل سر نهادن یا همان بالش است که در اینجا برای القای حس بی‌آرامی استفاده شده است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه رخ چون ماه

مانند کردن چهره معشوق به ماه برای تأکید بر زیبایی و درخشش آن.

استعاره غم بود بستر و حیرت بالین

تجسیم غم و حیرت به عنوان وسایل خواب برای نشان دادن عمق ناآرامی و رنج روحی شاعر.

تضاد (مراعات نظیر معکوس) جام و زوبین

مقابله میان وسایل عیش و عشرت (جام) با وسایل جنگ و ستیز (زوبین) برای نشان دادن تغییر احوال معشوق از یار به رزمنده.