دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۴۱

سنایی
جاوید زی ای تو جان شیرین هرگز دل تو مباد غمگین
از راه وفا گسسته ای دل بر اسب جفا نهاده ای زین
عاشق ترم ای پسر ز خسرو نیکوتری ای پسر ز شیرین
عاشق خوانند مرا و بی دل زیبا خوانند ترا و شیرین
آنم من و صد هزار چندان آنی تو و صد هزار چندین
عشاق چو روی تو ببینند و آن خال سیاه و زلف مشکین
بر روی توام زنند احسنت در عشق توام کنند تحسین
هرگاه که بایدت تماشا شو چهرهٔ خویشتن همی بین
حقا که خوشست نوش کردن بر چهرهٔ تو شراب نوشین

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، نجوایی عاشقانه و سرشار از تحسینِ زیبایی و کمالِ محبوب است. شاعر در این ابیات، ضمن ستودنِ دلبر، با بهره‌گیری از اسطوره‌های کهنِ عاشقانه همچون خسرو و شیرین، جایگاه والای معشوق را برتر از نمونه‌های تاریخی می‌داند و خود را در برابر این زیبایی، تسلیم و شیدا می‌بیند.

فضای حاکم بر شعر، فضایی سرشار از ستایش، شیفتگی و اعترافِ بی‌پرده به عشق است که در آن، عاشق با قلبی گشوده، تمام هستی و پویایی خود را در گرو نگاه و وجودِ معشوق می‌بیند و او را سرچشمه‌ی زیبایی و شادی می‌داند.

معنای روان

جاوید زی ای تو جان شیرین هرگز دل تو مباد غمگین

ای کسی که برایم همچون جان، شیرین و عزیز هستی، همواره جاویدان و زنده بمانی و هرگز دلت دچار اندوه نشود.

نکته ادبی: جاوید زی: فعل امر دعایی است که برای بیان آرزوی طول عمر به کار رفته است.

از راه وفا گسسته ای دل بر اسب جفا نهاده ای زین

ای دل، تو از مسیر وفاداری و مهربانی فاصله گرفته‌ای و بر مرکبِ بی‌وفایی و ستمگری سوار شده‌ای.

نکته ادبی: بر اسب جفا زین نهادن: کنایه از مجهز شدن به ستمگری و آماده‌سازی برای رفتارهای بی‌مهرانه است.

عاشق ترم ای پسر ز خسرو نیکوتری ای پسر ز شیرین

ای پسر، من از خسرو (پادشاه و عاشق افسانه‌ای) عاشق‌تر هستم و تو از شیرین (محبوبِ اسطوره‌ای) زیباتری.

نکته ادبی: تلمیح: اشاره به داستان عاشقانه خسرو و شیرین که برای مقایسه میزان عشق و زیبایی به کار رفته است.

عاشق خوانند مرا و بی دل زیبا خوانند ترا و شیرین

مردم مرا به نامِ عاشق و دل‌باخته می‌خوانند و تو را به نامِ زیبارو و شیرین‌سخن خطاب می‌کنند.

نکته ادبی: بی‌دل: استعاره از کسی که اختیار و عقلش را در راه عشق از دست داده است.

آنم من و صد هزار چندان آنی تو و صد هزار چندین

من به اندازه‌ای که هستم، صد هزار برابر دیگر هم عاشق هستم، و تو نیز به همان اندازه که زیبایی، صد هزار برابر دیگر هم از آن زیبایی بهره‌مندی.

نکته ادبی: آنی: اشاره به دارا بودنِ کمالات و زیبایی‌های ذاتی که فرد را متمایز می‌کند.

عشاق چو روی تو ببینند و آن خال سیاه و زلف مشکین

هنگامی که عاشقان، چهره زیبای تو و آن خال سیاه و گیسوان مشکینت را می‌بینند.

نکته ادبی: زلف مشکین: صفت نسبی برای توصیف رنگِ تیره و خوش‌بوی گیسوان که از سنن شعری زبان فارسی است.

بر روی توام زنند احسنت در عشق توام کنند تحسین

مردم به خاطر چهره زیبای تو مرا تحسین می‌کنند (آفرین می‌گویند) و به خاطر شدتِ عشقِ من به تو، مرا می‌ستایند.

نکته ادبی: احسنت: کلمه‌ای عربی که برای ستایش و تحسین زیبایی و یا کارهای نیک به کار می‌رود.

هرگاه که بایدت تماشا شو چهرهٔ خویشتن همی بین

هر زمان که دوست داری زیبایی را تماشا کنی، کافی است در آینه به چهره خودت نگاه کنی.

نکته ادبی: شو: فعل امر از بودن؛ در اینجا به معنای «برو و تماشا کن» استفاده شده است.

حقا که خوشست نوش کردن بر چهرهٔ تو شراب نوشین

سوگند به حقیقت که چه لذتی دارد نوشیدن شراب گوارا، در حالی که به چهره‌ زیبای تو خیره شده‌ام.

نکته ادبی: شراب نوشین: ترکیبی وصفی که استعاره‌ای برای همراهی زیبایی معشوق و مستیِ حاصل از نگاه به اوست.

آرایه‌های ادبی

تلمیح خسرو و شیرین

اشاره به داستان مشهور عاشقانه ایرانی برای برتری دادن عاشق و معشوقِ حاضر به اسطوره‌ها.

کنایه بر اسب جفا نهاده‌ای زین

کنایه از اینکه معشوق آگاهانه و با آمادگی کامل، طریق ستم و بی‌وفایی را در پیش گرفته است.

مبالغه صد هزار چندان

اغراق در توصیف شدت عشق عاشق و کمالات معشوق برای تأکید بر عظمت موضوع.

ایهام شیرین

به کار رفتن واژه «شیرین» هم به عنوان نامِ معشوقِ افسانه‌ای و هم به عنوان صفتِ زیبایی و دلربایی.