دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۳۶

سنایی
ای ماه ماهان چند ازین ای شاه شاهان چند ازین پندت سزای بند گشت آخر نگیری پند ازین
گشتی تو سلطان از کشی تا کی بود این سرکشی عادت مکن عاشقی کشی توبه بکن یکچند ازین
با روی خوب و خوی بد از تو کسی کی برخورد این خوی بد در تو رسد بگریز ای دلبند ازین
تا کی کنی کبر آوری چون عاقبت را بنگری ترسم پشیمانی خوری ای یار بد پیوند ازین
اول که نامت برده ام صد ضربه از غم خورده ام زان صد یکی نشمرده ام آخر شوی خرسند ازین
ای هوش و جان بی هشان جان و دل عاشق کشان از جان ما چد هی نشان روزی اگر پرسند ازین
از جور تست اندر دعا دست سنایی بر هوا از وی وفا از تو جفا آخر نگویی چند ازین

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه از سنایی، خطاب به معشوقی است که در عین زیبایی ظاهری، به غرور و ستمگری گرفتار است. شاعر با لحنی نصیحت‌گونه و دلسوزانه، او را از عاقبتِ تکبر و بی‌مهری بر حذر می‌دارد و یادآوری می‌کند که زیباییِ چهره، توجیهی برای بدخویی نیست و این رفتار سرانجام گریبان خود او را خواهد گرفت.

درونمایه‌ی اصلی شعر، تقابل میان جمالِ ظاهری و کمالِ اخلاقی است. سنایی با زبانی صریح از رنجِ خویش سخن می‌گوید و معشوق را به بازگشت از راهِ جور و جفا فرامی‌خواند تا پیش از آنکه پشیمانیِ روزگار گریبانش را بگیرد، در رفتار خود تجدیدنظر کند.

معنای روان

ای ماه ماهان چند ازین ای شاه شاهان چند ازین پندت سزای بند گشت آخر نگیری پند ازین

ای محبوبِ برتر از همه و ای پادشاهِ بی‌همتا، تا به کی این رفتارِ ناشایست ادامه دارد؟ پندِ تو که باید راهگشا باشد، اکنون همچون بند و زنجیری بر دست و پای ما شده است؛ آیا باز هم قصد نداری از این مسیر دست برداری؟

نکته ادبی: تکرار کلمات در مصراع اول برای تأکید بر عظمت مقام معشوق و در عین حال گلایه از استمرارِ ستم اوست.

گشتی تو سلطان از کشی تا کی بود این سرکشی عادت مکن عاشقی کشی توبه بکن یکچند ازین

تو که از منطقه‌ی کِش به قدرت و سلطنت رسیدی، این سرکشی و نافرمانی تا کی پایدار است؟ کشتن و آزردنِ عاشقان را عادت خود مکن و یک چند از این شیوه‌ی ستمگرانه توبه کن.

نکته ادبی: واژه کشی در اینجا ایهام دارد؛ هم می‌تواند به معنای اهلِ کِش بودن باشد و هم اشاره‌ای به خویِ آدم‌کشی و ستمگری معشوق.

با روی خوب و خوی بد از تو کسی کی برخورد این خوی بد در تو رسد بگریز ای دلبند ازین

کسی نمی‌تواند از تو که چهره‌ای زیبا اما خویی زشت داری، بهره‌ای ببرد. این بدخویی سرانجام دامن‌گیر خودت خواهد شد؛ ای دلبند، از این ویژگیِ ناپسند بگریز.

نکته ادبی: استفاده از آرایه تضاد بین روی خوب و خوی بد برای نشان دادن ناهمگونی در شخصیت معشوق.

تا کی کنی کبر آوری چون عاقبت را بنگری ترسم پشیمانی خوری ای یار بد پیوند ازین

تا چه زمان می‌خواهی تکبر بورزی؟ اگر عاقبتِ کار را بنگری و به پایانِ عمر و دنیا بیندیشی، ای یاری که با بدی پیوند خورده‌ای، می‌ترسم که روزی دچار پشیمانی شوی.

نکته ادبی: کنایه از اینکه غرور، مانع دیدنِ حقایقِ تلخِ فرجامِ کار است.

اول که نامت برده ام صد ضربه از غم خورده ام زان صد یکی نشمرده ام آخر شوی خرسند ازین

از همان لحظه‌ی نخست که نام تو را بر زبان آوردم، صدها رنج و اندوه بر من وارد شده است. من هنوز حتی یکی از آن صدها درد را هم به زبان نیاورده‌ام؛ روزی خواهد رسید که از این همه وفاداری من، خشنود شوی یا به حقیقتِ رنجِ من پی ببری.

نکته ادبی: بیانِ اغراق‌آمیز برای نشان دادنِ عمقِ رنج و صبوریِ عاشق.

ای هوش و جان بی هشان جان و دل عاشق کشان از جان ما چد هی نشان روزی اگر پرسند ازین

ای کسی که عقل و جانِ بی‌خردان هستی و ای قاتلِ دل و جانِ عاشقان؛ اگر روزی از تو درباره‌ی حال و روزِ ما پرسشی شود، چه پاسخی خواهی داد و چه نشانه‌ای از ما خواهی داشت؟

نکته ادبی: ترکیبِ 'عاشق‌کشان' صفتی است که به رفتارِ بی‌رحمانه‌ی معشوق اشاره دارد.

از جور تست اندر دعا دست سنایی بر هوا از وی وفا از تو جفا آخر نگویی چند ازین

به خاطرِ جور و ستمِ توست که دست‌های سنایی در حالِ دعا به سوی آسمان بلند است. او به تو وفا عرضه می‌کند و تو به او جفا؛ تا به کی می‌خواهی به این رفتار ادامه دهی؟

نکته ادبی: اشاره به تخلص شاعر (سنایی) و تضادِ معنایی بین وفا و جفا.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) روی خوب و خوی بد

تقابل میان زیبایی ظاهری چهره و زشتی اخلاق و رفتار.

تشبیه پندت سزای بند گشت

تشبیه نصیحتِ معشوق به زنجیر و بند، که نشان‌دهنده‌ی آزاردهنده بودنِ آن برای عاشق است.

ایهام کشی

اشاره به شهر کِش و همچنین دلالت بر خویِ کُشندگی و ستمگری.