دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۳۵

سنایی
صبر کم گشت و عشق روز افزون کسیه بی سیم گشت و دل پرخون
می دهد درد می نهد منت یار ما را عجب گرفت زبون
صنعتش سال و ماه عشوه و زرق سخنش روز و شب فنون و فسون
پشت کوژ و تنم ضعیف شدست پشت چون نون و دل چو نقطهٔ نون
عقل با عشق در نمی گنجد زین دل خسته رخت برد برون
حالم اینست و حرص و عشقم پیش راست گفتند ک «الجنون فنون»

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده بیانگر آشفتگی درونی عاشقی است که در میان هجران و بی‌مهری معشوق، گرفتار اندوهی عمیق شده است. شاعر با زبانی صریح، تضاد همیشگی میان عقل و عشق را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه عشق، نه تنها صبر و آرامش را از عاشق می‌ستاند، بلکه جسم و جان او را نیز به فرسودگی و ضعف می‌کشاند.

درونمایه اصلی، اعتراف صادقانه عاشق به جنون عشق و تسلیم در برابر این حال است. معشوق در این متن، موجودی است که با فریب و عشوه، عاشق را به بند کشیده و درد را برای او به ارمغان آورده است. در نهایت، شاعر با استناد به ضرب‌المثلی عربی، اقرار می‌کند که جنون عشق صورتی بی‌انتها دارد و او در این مسیر بی‌پایان، چاره‌ای جز سوختن و ساختن ندارد.

معنای روان

صبر کم گشت و عشق روز افزون کسیه بی سیم گشت و دل پرخون

صبر و قرار من رو به کاهش نهاده و در مقابل، عشقِ من به تو هر روز بیشتر می‌شود. دلِ من از شکیبایی خالی شده و سرشار از خونِ دل و اندوه گشته است.

نکته ادبی: واژه کیسه در اینجا استعاره‌ای از ظرفیت روانی و صبر عاشق است که خالی شده است.

می دهد درد می نهد منت یار ما را عجب گرفت زبون

یار من، همزمان که دردی به من می‌بخشد، بابتِ آن درد نیز بر من منت می‌گذارد؛ شگفتا که او چگونه مرا این‌چنین اسیر و درمانده‌ی خود کرده است.

نکته ادبی: زبون در اینجا به معنای خوار، ناتوان و گرفتار است که تحت تسلط قرار گرفته است.

صنعتش سال و ماه عشوه و زرق سخنش روز و شب فنون و فسون

شغل و پیشه‌ی دائمِ او، عشوه گری و فریب‌کاری است و تمامِ حرف‌هایش از شب تا صبح، نیرنگ و بازی‌های فریبنده است.

نکته ادبی: زرق به معنای تزویر و ریا و فسون به معنای سحر و افسون و نیرنگ است.

پشت کوژ و تنم ضعیف شدست پشت چون نون و دل چو نقطهٔ نون

از شدتِ غم و دوری، پشتِ من خمیده و بدنم ناتوان شده است؛ به گونه‌ای که قامتم همانندِ حرفِ «ن» خمیده گشته و دلم چون نقطه‌ی میانِ این حرف، در تنهایی و تیرگی به سر می‌برد.

نکته ادبی: این بیت دارای تصویرسازی گرافیکی بسیار دقیق با حروف الفباست که خمیدگیِ پشت را به حرف «ن» تشبیه کرده است.

عقل با عشق در نمی گنجد زین دل خسته رخت برد برون

عقل و عشق در یک جایگاه و با هم جمع نمی‌شوند؛ به همین دلیل است که خرد از این دلِ خسته و بلاکشیده، رخت بربسته و فرار کرده است.

نکته ادبی: رخت بربستن کنایه از رفتن و کوچ کردنِ عقل از وجود عاشق است.

حالم اینست و حرص و عشقم پیش راست گفتند ک «الجنون فنون»

حالِ من این است و با وجودِ تمامِ این رنج‌ها، همچنان حریصِ عشقِ تو هستم؛ چه نیکو گفته‌اند که جنون و دیوانگی، انواع و اقسامِ گوناگونی دارد.

نکته ادبی: اشاره به ضرب‌المثل عربی «الجنون فنون» که به تنوعِ رفتارهای دیوانه‌وار اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه و تصویرسازی پشت چون نون و دل چو نقطه نون

شاعر با استفاده از فرم ظاهری حرف «ن»، خمیدگی پشتِ عاشق و جایگاهِ غم‌زده‌ی دل را به تصویر کشیده است.

تضاد صبر کم گشت و عشق روز افزون

تقابل میانِ کاهشِ صبر و افزایشِ عشق برای نشان دادنِ فشارِ درونیِ عاشق.

تمثیل و تلمیح الجنون فنون

استفاده از یک عبارت ضرب‌المثل‌گونه برای تاکید بر گستردگیِ جنونِ عشق در رفتارهای متفاوتِ عاشق.