دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۳۳

سنایی
جانا اگر چه یار دگر می کنی مکن اسباب عشق زیر و زبر می کنی مکن
گویی دگر کنم مگرم کار به شود حقا که کار خویش بتر می کنی مکن
منمای روی خویش بهر ناسزا از آنک خود را بگرد شهر سمر می کنی مکن
بر گل ز مشک ناب رقم می کشی مکش هر مشک را نقاب قمر می کنی مکن
ای سیمتن ز عشق لب چون عقیق خود رخسارهٔ مرا تو چو زر می کنی مکن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر در فضایی مشفقانه و هشداردهنده سروده شده است که در آن شاعر، معشوق را از رفتارهای بی‌ثبات و ناپسند که بنیاد عشق را متزلزل می‌کند، برحذر می‌دارد. کلام شاعر آکنده از خیرخواهی و در عین حال گلایه‌ای تلخ از بی‌وفایی و دگرگونی حال معشوق است.

شاعر در این ابیات با استفاده از تکرار واژه «مکن» بر جنبه‌های بازدارنده کلام خود تأکید کرده و فضای غزل را به سمت نوعی اندرزگویی عاشقانه سوق داده است. در این اثر، زیبایی‌های ظاهری معشوق در برابر رنج و دردمندی عاشق قرار گرفته و تضاد میان این دو حالت، محور اصلی تصویرسازی‌هاست.

معنای روان

جانا اگر چه یار دگر می کنی مکن اسباب عشق زیر و زبر می کنی مکن

ای محبوب، اگر قصد داری دل به دیگری ببندی و عهد خود را بشکنی، این کار را نکن؛ چرا که با این کار ارکان و پایه‌های عشق را در هم می‌ریزی و نظم آن را برهم می‌زنی، پس از این کار بپرهیز.

نکته ادبی: «زیر و زبر کردن» کنایه از ویران کردن و برهم زدنِ اساسِ امری است.

گویی دگر کنم مگرم کار به شود حقا که کار خویش بتر می کنی مکن

گمان می‌بری اگر رفتارت را تغییر دهی و به دنبال جایگزینی برای من باشی، کارت بهتر پیش می‌رود؟ به خدا سوگند که این کار فقط وضعیت را برای خودت بدتر و پیچیده‌تر می‌کند، پس چنین مکن.

نکته ادبی: «مگرم» در اینجا به معنای «شاید» یا «مگر که» به کار رفته است.

منمای روی خویش بهر ناسزا از آنک خود را بگرد شهر سمر می کنی مکن

روی زیبای خود را به خاطر افراد ناشایست و نااهل نشان مده، زیرا با این کار خودت را در سطح شهر به انگشت‌نما شدن و بدنامی می‌کشانی، پس این کار را مکن.

نکته ادبی: «سمر» به معنای قصه و داستان شدن (در اینجا به معنای ورد زبان مردم شدن و بدنامی) است.

بر گل ز مشک ناب رقم می کشی مکش هر مشک را نقاب قمر می کنی مکن

بر گلبرگ چهره‌ات خطی از مشک سیاه نکش و آرایش مکن؛ چرا که با پوشاندن آن با مشک، در واقع ماه تابان وجودت را می‌پوشانی، پس از این کار دست بردار.

نکته ادبی: «گل» استعاره از صورت زیبا و «مشک» استعاره از خال یا آرایش است.

ای سیمتن ز عشق لب چون عقیق خود رخسارهٔ مرا تو چو زر می کنی مکن

ای کسی که بدنی به لطافت نقره داری، از تأثیر عشق لب‌های عقیق‌گون توست که چهره‌ من از شدت رنج و دوری به رنگ زرد درآمده است، پس بیش از این با من چنین مکن.

نکته ادبی: «سیمتن» (نقره‌تن) کنایه از زیبایی و لطافت پوست معشوق است.

آرایه‌های ادبی

تکرار مکن

تکرار واژه «مکن» در پایان هر بیت به عنوان ردیف، بر لحن نصیحت‌گونه و بازدارنده شاعر تأکید کرده است.

استعاره گل، مشک، ماه

گل استعاره از صورت زیبا، مشک استعاره از آرایش و ماه استعاره از درخشش چهره معشوق است.

کنایه زیر و زبر کردن

به معنای ویران کردن و برهم زدن بنیانِ یک رابطه است.

تضاد سیم و زر

تضاد میان سفیدی پوست معشوق (سیم) و زردی چهره عاشق (زر) بر اثر رنج عشق.