دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۳۱

سنایی
مکن آن زلف را چو دال مکن با دل غمگنان جدال مکن
پردهٔ راز عاشقان بمدر کار بر کام بدسگال مکن
خون حرامست خیره خیره مریز می نبیلست در سفال مکن
حال خود عالمی کند حالی فتنهٔ نو میار و حال مکن
این چه چیزست و آن همیشه که تو با خجسته همیشه فال مکن
با سنایی همه عتاب میار با خراباتیان نکال مکن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه، مجموعه‌ای از نصایح اخلاقی و عرفانی است که با بیانی خیرخواهانه و گاه عتاب‌آلود، مخاطب را به پرهیز از آزار دیگران، رازداری، حفظ حرمت‌ها و پرهیز از رفتارهای ناپسند دعوت می‌کند.

شاعر با تکیه بر جهان‌بینی عرفانی و زهدِ آمیخته با عشق، از یک سو به سرزنشِ قساوت و خامی می‌پردازد و از سوی دیگر، از مخاطب می‌خواهد که با اهلِ عرفان و حقیقت که در اینجا با عنوان «خراباتیان» از آن‌ها یاد شده، با ملایمت و احترام برخورد کند.

معنای روان

مکن آن زلف را چو دال مکن با دل غمگنان جدال مکن

آن زلف زیبا را مانند حرف «دال» پرتاب و خمیده نکن و با دل‌های غمگین و دردمند، سرِ ستیز و جدال نداشته باش.

نکته ادبی: حرف «دال» در ادبیات کلاسیک به دلیل شکل خمیده‌اش، اغلب نماد خمیدگی یا انحراف است و در اینجا استعاره‌ای برای فرم موی محبوب است.

پردهٔ راز عاشقان بمدر کار بر کام بدسگال مکن

راز عاشقان را فاش نکن و آبرویشان را مبر؛ به گونه‌ای رفتار نکن که کارها مطابق میلِ بدخواهان پیش برود.

نکته ادبی: «پرده‌دری» در اینجا کنایه از افشای اسرار و هتک حرمتِ حریمِ عاشقان است.

خون حرامست خیره خیره مریز می نبیلست در سفال مکن

ریختنِ خونِ بی‌گناه، امری حرام و ناپسند است، پس بدون دلیل آن را انجام نده؛ همچنین شرابِ ناب و ارزشمند را در ظرف سفالیِ بی‌ارزش نریز (قدرِ چیزهای گران‌بها را بدان و آن‌ها را به پایِ نااهلان یا در جای نامناسب صرف نکن).

نکته ادبی: «خیره‌خیره‌» به معنای بی‌جهت و بی‌دلیل است. تقابلِ شرابِ ناب و ظرف سفالی، تمثیلی از عدم تناسب میانِ ارزشمندیِ گوهر و فرودستیِ ظرفِ پذیرنده است.

حال خود عالمی کند حالی فتنهٔ نو میار و حال مکن

حالتِ درونیِ تو، بر کلِ جهان اثر می‌گذارد و آن را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، پس فتنه و آشوبِ تازه‌ای به پا مکن و این حالِ خوش را به هم نزن.

نکته ادبی: «حال» در ادبیات عرفانی به معنای وجد و حالتِ معنوی است که در اینجا با معنایِ عامِ «وضعیت» نیز هم‌پوشانی دارد.

این چه چیزست و آن همیشه که تو با خجسته همیشه فال مکن

این امورِ مادی چیست و آن امرِ همیشگی (ابدیت) چیست که تو به آن مشغول شده‌ای؟ با امرِ خجسته و فرخنده، این‌گونه سطحی برخورد نکن.

نکته ادبی: این بیت دارای ابهام در ضمیر است و به نظر می‌رسد شاعر بر تفاوت میانِ ناپایداریِ دنیا و پایداریِ حقیقت تأکید دارد.

با سنایی همه عتاب میار با خراباتیان نکال مکن

با سنایی مدام به تندی و سرزنش سخن مگو و با خراباتیان (اهلِ معرفت و رندانِ مستغرق در حق) با قهر و تنبیه رفتار مکن.

نکته ادبی: «خراباتی» در قاموسِ سنایی نمادِ انسان‌های آزاده و عارفی است که از قیدِ عقلِ مصلحت‌اندیش رها شده‌اند و «نکال» به معنای عقوبت و تنبیه است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه بصری زلف را چو دال مکن

تشبیه کردن خمیدگی زلف به شکل حرف دال الفبای فارسی.

نمادگرایی خراباتیان

اشاره به عارفان و سالکانِ طریقِ حق که از قیود ظاهری دنیوی رها هستند.

کنایه پردهٔ راز عاشقان بمدر

کنایه از افشای اسرار و هتک حرمت کردن.