دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۳۰

سنایی
چشمکان پیش من پر آب مکن دلم از عاشقی کباب مکن
ریگ را پیش چشم رود مکن رود را پیش دل سراب مکن
به کس از ابتدا رسول مباش رقعه ای آیدت جواب مکن
به صبوری توان رسید به دوست به هم اندر مزن شتاب مکن
نه خدایی چنین مجیب مباش دعوت خلق مستجاب مکن
با سنایی چنین توانی بود ور نه شو خویشتن عذاب مکن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر دیدگاه زاهدانه و خردمندانه‌ای است که شاعر نسبت به تعاملات اجتماعی و درگیری‌های عاطفی دارد. سنایی در این قطعه، مخاطب خود را به خویشتن‌داری، حفظ استقلال روحی و پرهیز از دخالت در امور بیهوده دعوت می‌کند و از او می‌خواهد تا با صبوری و دوری از هیاهو، تمرکز خود را بر سلوک معنوی و رسیدن به مقصود اصلی حفظ نماید.

درونمایه اصلی شعر، دعوت به انزواگزینیِ عاقلانه و پرهیز از پاسخگویی به هر خواسته یا تمنایی است که می‌تواند فرد را از مسیر حقیقت دور کند. شاعر هشدار می‌دهد که عجله و درگیری در کار دیگران، نه تنها راه رسیدن به دوست را هموار نمی‌کند، بلکه باعث آشفتگی خاطر و اتلاف عمر می‌شود.

معنای روان

چشمکان پیش من پر آب مکن دلم از عاشقی کباب مکن

در مقابل من گریه و زاری مکن و با ابراز عشق و احساساتِ پرشور، قلب مرا آزرده و کباب نکن.

نکته ادبی: استفاده از 'چشمکان' (جمع چشم با پسوند تصغیر) برای اشاره به اشک‌ها و گریستن به کار رفته است.

ریگ را پیش چشم رود مکن رود را پیش دل سراب مکن

مانند ریگی که مانع حرکت رود می‌شود، در برابر حقیقت و جریانِ زلال زندگی مانع‌تراشی نکن و حقیقت را برای دلِ خود همچون سرابِ فریبنده جلوه مده.

نکته ادبی: رود نماد حقیقت و ریگ نماد مانع و سراب نماد پندار باطل است.

به کس از ابتدا رسول مباش رقعه ای آیدت جواب مکن

از همان ابتدا واسطه و پیام‌رسان میانِ مردم مباش و اگر نامه‌ای برایت رسید، خود را ملزم به پاسخ دادن به آن مکن.

نکته ادبی: رسول و رقعه در معنای واسطه‌گری و نامه‌نگاری‌های بیهوده اجتماعی به کار رفته‌اند.

به صبوری توان رسید به دوست به هم اندر مزن شتاب مکن

تنها با صبر و شکیبایی می‌توان به دیدارِ دوست (خداوند/معشوق حقیقی) رسید؛ پس با شتاب‌زدگی و عجله، کارها را خراب نکن.

نکته ادبی: به هم اندر مزن کنایه از برهم زدن و تباه کردنِ نظم امور یا مسیر سلوک است.

نه خدایی چنین مجیب مباش دعوت خلق مستجاب مکن

تو خدا نیستی که بخواهی به همه دعاها پاسخ دهی و حاجت‌های مردم را برآورده کنی؛ پس خود را مسئولِ برآورده کردن خواسته‌های همگان ندان.

نکته ادبی: مجیب از صفات خداوند (اجابت‌کننده) است که در اینجا برای تقبیحِ ادعای خداییِ انسان استفاده شده است.

با سنایی چنین توانی بود ور نه شو خویشتن عذاب مکن

اگر می‌خواهی با سنایی همراه باشی، باید چنین روشی را پیشه کنی؛ در غیر این صورت از این راه برو و بیش از این خود را به رنج و عذاب نینداز.

نکته ادبی: تخلص شاعر در اینجا به عنوان میزان و معیارِ همراهیِ فکری و سلوکی به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره رود

اشاره به جریان زلال حقیقت و مسیر مستقیم کمال.

کنایه به هم اندر مزن

کنایه از به آشوب کشیدن و تباه کردن نظم امور.

تمثیل ریگ و رود

تمثیل برای نشان دادن تقابل میان مانع‌های کوچک (ریگ) و جریان بزرگ حقیقت (رود).

مراعات نظیر دعوت، مستجاب، مجیب

ارتباط معنایی این واژگان که بر محورِ مفاهیم دینی و الهی شکل گرفته است.