دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۲۹

سنایی
جانا دل دشمنان حزین کن با خود شبکی مرا قرین کن
تیغ عشرت ز باده برکش اسب شادی به زیر زین کن
من خاتم کرده ام دو بازو خود را به میان این نگین کن
تا جان من از رخت نسوزد رخ زیر دو زلف خود دفین کن
تا عیش عدو چو زهر گردد با ما سخنان چو انگبین کن
بی باده مباش و بی رهی هیچ کوری همه دشمنان چنین کن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده بیانگر حال و هوای بزم و شادی است که در آن شاعر با زبانی صمیمی و عاشقانه، معشوق را به کناره‌گیری از هیاهوی ناخوشایند دشمنان و غرق شدن در لذت‌های عاشقانه دعوت می‌کند. فضا کاملاً شاد، سرخوشانه و سرشار از تحکم عاشقانه است که در آن رقیب و دشمن، تنها نظاره‌گر تلخ‌کامِ شادی‌های این دو عاشق هستند.

درون‌مایه اصلی شعر، بهره‌گیری از لحظه‌های وصال و نادیده گرفتن بدخواهان است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های ملموس و استفاده از نمادهایی چون باده، نگین و تیغ، پیوند عمیق میان عاشق و معشوق را به تصویر می‌کشد و شادی خود را به عنوان سلاحی در برابر حسادتِ دشمنان به کار می‌گیرد.

معنای روان

جانا دل دشمنان حزین کن با خود شبکی مرا قرین کن

ای محبوب من، دلِ دشمنان را به اندوه و حسرت دچار کن و در مقابل، مرا در این شبِ تاریک و خلوت، هم‌نشین و همدمِ خود ساز.

نکته ادبی: حزین به معنای غمگین و قرین به معنای همراه است که تضاد میان حالِ دشمن و عاشق را نشان می‌دهد.

تیغ عشرت ز باده برکش اسب شادی به زیر زین کن

از باده و شراب، شمشیرِ کامرانی و لذت را بیرون بکش و اسبِ شادی و خوشبختی را برای حرکت زین کن و آماده ساز.

نکته ادبی: تیغِ عشرت یک استعاره است که نشان‌دهنده پیروزیِ لذت بر غم است.

من خاتم کرده ام دو بازو خود را به میان این نگین کن

من بازوانم را به شکلِ حلقه‌ی انگشتر در آورده‌ام؛ تو به عنوانِ نگینِ ارزشمند، در میانِ این حلقه جای بگیر.

نکته ادبی: تشبیه بازوان به حلقه انگشتر و معشوق به نگین، تصویرسازی زیبایی از در آغوش گرفتن است.

تا جان من از رخت نسوزد رخ زیر دو زلف خود دفین کن

برای اینکه آتشِ درخششِ چهره‌ی زیبای تو جانِ مرا نسوزاند، صورتت را زیرِ گیسوانِ بلندت پنهان کن.

نکته ادبی: اشاره به حجابِ زلف که مانع از آسیب دیدنِ عاشق از شدتِ جمالِ معشوق می‌شود.

تا عیش عدو چو زهر گردد با ما سخنان چو انگبین کن

برای اینکه عیش و خوشیِ دشمنِ ما به زهرِ تلخ تبدیل شود، با من با لحنی شیرین و عسل‌گونه سخن بگو.

نکته ادبی: تضاد میان زهرِ کامِ دشمن و انگبینِ کلامِ معشوق، محور اصلی معنایی بیت است.

بی باده مباش و بی رهی هیچ کوری همه دشمنان چنین کن

هرگز بدونِ شراب و هم‌صحبت نباش؛ برای اینکه چشمِ همه‌ی دشمنان از دیدنِ شادیِ ما کور شود، این‌گونه رفتار کن.

نکته ادبی: رهی در اینجا به معنای خادم، همراه یا هم‌صحبتِ صمیمی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره تیغ عشرت

شادی و لذت به شمشیری تشبیه شده که برای مقابله با دشمنان کشیده می‌شود.

تشبیه خاتم کرده‌ام دو بازو

بازوان به حلقه انگشتر و معشوق به نگین تشبیه شده است تا صمیمیت و آغوش تصویرسازی شود.

تضاد زهر و انگبین

عیشِ دشمن به زهر و کلامِ معشوق به انگبین تشبیه شده تا تقابلِ شادیِ عاشق و تلخیِ دشمن بیان شود.