دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۲۶

سنایی
بند ترکش یک زمان ای ترک زیبا باز کن با رهی یک دم بساز و خرمی را ساز کن
جامهٔ جنگ از سر خود برکش و خوش طبع باش خانهٔ لهو و طرب را یک زمان در باز کن
چند گه در رزم شه پرواز کردی گرد خصم گرد جام می کنون در بزم ما پرواز کن
یک زمان با عشق خود می خور و دلشاد زی ترکی و مستی مکن چندان که خواهی ناز کن
ناز ترکان خوش بود چندان که در مستی شود چون شوی مست و خراب آنگاه ناز آغاز کن
ناز و مستی دلبران بر عاشقان زیبا بود ناز را با مستی اندر دلبری دمساز کن
گر شکار خویش خواهی کرد جملهٔ خلق را زلف را گه چون کمند و گه چو چنگ باز کن
مهر تو گردنکشان را صید تو کرد آنگهی پادشه امروز گشتی در جهان آواز کن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر، دعوتی است لطیف و شاعرانه به ترکِ ستیزه‌جویی و روی آوردن به بزمِ مهر و محبت. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های کلاسیک، معشوق را که در کسوتِ یک جنگجوی زیبارو (ترک) ترسیم شده است، مخاطب قرار می‌دهد و از او می‌خواهد که ساز و برگِ جنگ را به کناری نهد و با روی آوردن به می و شادی، فضایی مملو از صفا و صمیمیت فراهم آورد.

در لایه‌های عمیق‌تر، این شعر تضاد میان «جنگ» و «عشق» را به تصویر می‌کشد و استدلال می‌کند که میدانِ اصلیِ جولانِ معشوق، نه میدان نبرد که عرصه‌ی دلبری و ناز است. شاعر معتقد است که سلاحِ حقیقیِ معشوق، نه در ترکش، که در زلف و نگاه و مستی اوست که می‌تواند دلِ جهانیان را به بندِ عشق بکشد.

معنای روان

بند ترکش یک زمان ای ترک زیبا باز کن با رهی یک دم بساز و خرمی را ساز کن

ای معشوقِ زیباروی و دلاور، برای لحظه‌ای ترکشِ تیر و کمان را کنار بگذار و با من که خدمتگزار تو هستم، همراه شو و بساطِ شادی و خوشی را برپا کن.

نکته ادبی: واژه «ترک» در ادبیات کلاسیک استعاره از معشوقی است که دارای زیبایی خاص و گاهی خشونت و بی‌اعتنایی است.

جامهٔ جنگ از سر خود برکش و خوش طبع باش خانهٔ لهو و طرب را یک زمان در باز کن

لباسِ رزم را از تن درآور و خوش‌اخلاق باش؛ اکنون زمانِ آن است که دروازه‌های شادی و سرگرمی را به روی ما بگشایی.

نکته ادبی: «لهو و طرب» در اینجا به معنای بزم و خوش‌گذرانی است که در تضادِ معنایی با «جامه جنگ» قرار دارد.

چند گه در رزم شه پرواز کردی گرد خصم گرد جام می کنون در بزم ما پرواز کن

تا به حال به خاطرِ پادشاه در میدانِ نبرد علیه دشمن جنگیدی، حالا دیگر نوبتِ آن است که در بزمِ ما، گردِ جامِ می بگردی و خوش بگذرانی.

نکته ادبی: «پرواز کردن» کنایه از گردش و فعالیتِ مدام است؛ در اینجا شاعر این فعالیت را از میدان نبرد به میدانِ بزم منتقل می‌کند.

یک زمان با عشق خود می خور و دلشاد زی ترکی و مستی مکن چندان که خواهی ناز کن

دمی با عشقِ خود بنوش و شادمان زندگی کن. دیگر خویِ جنگجویانه و خشونت نداشته باش، اما ناز و کرشمه را به هر اندازه که می‌خواهی به کار ببر.

نکته ادبی: «ترکی» در اینجا به معنای خصلت‌های تندخویانه و سلحشورانه است که شاعر درخواستِ ترکِ آن را دارد.

ناز ترکان خوش بود چندان که در مستی شود چون شوی مست و خراب آنگاه ناز آغاز کن

ناز و کرشمه‌ی زیبارویان زمانی دلنشین است که با مستی همراه باشد؛ پس وقتی که کاملاً مست و ازخودبی‌خود شدی، آنگاه ناز و دلبری را آغاز کن.

نکته ادبی: شاعر بر ضرورتِ درآمیختگیِ «مستی» با «ناز» تأکید دارد تا زیباییِ معشوق به کمال برسد.

ناز و مستی دلبران بر عاشقان زیبا بود ناز را با مستی اندر دلبری دمساز کن

ناز کردن و مستی برای عاشقان بسیار دیدنی و جذاب است؛ پس ناز و دلبری را با مستی بیامیز و آن را با هنرِ دلبری سازگار کن.

نکته ادبی: «دمساز کردن» به معنای همنشین کردن و ترکیبِ دو ویژگی برای خلقِ اثری تأثیرگذار است.

گر شکار خویش خواهی کرد جملهٔ خلق را زلف را گه چون کمند و گه چو چنگ باز کن

اگر قصد داری همه‌ی مردم را شکارِ دلِ خود کنی، زلفِ خود را گاهی مانندِ کمند برای به دام انداختن و گاهی مانندِ چنگ برای صید کردن، به کار ببر.

نکته ادبی: «کمند» و «چنگ» هر دو استعاره از ابزارهای صیادی است که شاعر زلفِ معشوق را به آن‌ها تشبیه کرده تا قدرتِ گیراییِ آن را نشان دهد.

مهر تو گردنکشان را صید تو کرد آنگهی پادشه امروز گشتی در جهان آواز کن

محبتِ تو پیش از این هم افرادِ مغرور و گردنکش را به دامِ عشقِ تو انداخته است؛ اکنون که پادشاهِ زیبایی و دل‌ها شده‌ای، این خبر را در جهان جار بزن.

نکته ادبی: «آواز کردن» در اینجا به معنای فریاد زدن یا به گوشِ همگان رساندنِ شهرت و آوازه است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) جامه جنگ و لهو و طرب

قرار گرفتنِ واژگانِ مربوط به میدان نبرد در برابرِ واژگانِ مربوط به بزم، جهتِ تأکید بر تغییرِ رویکردِ معشوق.

استعاره زلف چون کمند و چنگ

تشبیه زلفِ معشوق به ابزارهای شکار برای نشان دادنِ قدرتِ ربایشِ دل‌ها.

نمادگرایی ترک

استفاده از واژه ترک به عنوان نمادی برای معشوقی که زیباییِ او با صلابت و گاهی خشونت همراه است.

کنایه پرواز کردن گرد جام

کنایه از گشتن به دورِ شراب و درگیر شدن در لذت‌های بزم.