دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۲۵

سنایی
غریب و عاشقم بر من نظر کن به نزد عاشقان یک شب گذر کن
ببین آن روی زرد و چشم گریان ز بد عهدی دل خود را خبر کن
ترا رخصت که داد ای مهر پرور که جان عاشقان زیر و زبر کن
نه بس کاریست کشتن عاشقان را برو فرمان بر و کار دگر کن
سنایی رفت و با خود برد هجران تو نامش عاشق خسته جگر کن
ولیکن چون سحرگاهان بنالد ز آه او سحرگاهان حذر کن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شکوه و گله‌مندی عاشقی دلسوخته و غریب است که با لحنی آمیخته به دردمندی و اعتراض، از بی‌توجهی معشوق گلایه می‌کند. شاعر در این قطعه، ضمن توصیف رنج‌های جسمانی و روحی خود، معشوق را به بازنگری در رفتار ظالمانه‌اش فرا می‌خواند و او را به پیامدهای ناگوارِ بی‌اعتنایی، به‌ویژه آه سحریِ عاشق هشدار می‌دهد.

در واقع، این شعر تصویرگرِ کشاکشِ میانِ عشقِ یک‌طرفه و سنگدلیِ معشوق است که در آن، شاعر با استفاده از زبانِ توبیخ، سعی در بیدار کردنِ عاطفه در وجودِ معشوق دارد و در نهایت، با پیش‌بینیِ مرگ و هجرانِ خود، تأثیری عمیق و هشدارگونه بر جای می‌گذارد.

معنای روان

غریب و عاشقم بر من نظر کن به نزد عاشقان یک شب گذر کن

من در این راه غریب و تنها مانده‌ام و عاشقم، پس نگاهی به سوی من بیفکن و حداقل یک شب را در جمع عاشقان بگذران.

نکته ادبی: واژه غریب در اینجا به معنای دور افتاده از وطن و کسی است که در عشق بی‌کس و تنها مانده است.

ببین آن روی زرد و چشم گریان ز بد عهدی دل خود را خبر کن

این چهره‌ی زرد و چشمان گریانِ مرا ببین و به دل خود یادآوری کن که چه پیمان‌شکنی‌هایی کرده است.

نکته ادبی: روی زرد کنایه از بیماری و رنجوری ناشی از دوری و بی‌مهری است.

ترا رخصت که داد ای مهر پرور که جان عاشقان زیر و زبر کن

ای کسی که ادعای مهرورزی داری، چه کسی به تو این اجازه را داد که جانِ عاشقان را چنین درهم بشکنی و آشفته کنی؟

نکته ادبی: زیر و زبر کردن به معنای دگرگون کردن و ویران ساختن است که در اینجا بر شدتِ آزارِ عاشق دلالت دارد.

نه بس کاریست کشتن عاشقان را برو فرمان بر و کار دگر کن

کشتن عاشقان که کار بزرگ و افتخارآمیزی نیست؛ بهتر است به کارهای دیگر بپردازی و به فرمانِ عشق گردن نهی.

نکته ادبی: عبارت نه بس کاریست به معنای این است که این عمل فاقد ارزش و شأن است.

سنایی رفت و با خود برد هجران تو نامش عاشق خسته جگر کن

سنایی از دنیا رفت و تنها هجران را با خود برد؛ از این پس او را تنها به عنوان عاشقی که جگرش از غم سوخته است بشناس.

نکته ادبی: اشاره شاعر به خودش است که با ذکر نام، به مرگ یا فنای خویش در راه عشق اشاره دارد.

ولیکن چون سحرگاهان بنالد ز آه او سحرگاهان حذر کن

اما زمانی که او در سحرگاهان ناله می‌کند، از تأثیر آهِ او در آن لحظاتِ مقدس برحذر باش.

نکته ادبی: سحرگاهان به دلیل زمانِ استجابت دعا، در ادبیات عرفانی جایگاهی ویژه و هراس‌انگیز برای ظالمان دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه روی زرد

نشانه و نمادِ رنج، بیماری و بی‌خوابی ناشی از عشق.

تناقض (پارادوکس) مهر پرور

نسبت دادن صفتِ مهرورزی به کسی که جان عاشقان را زیر و زبر می‌کند، نوعی کنایه و طنز تلخ است.

نماد سحرگاهان

نمادِ زمانِ استجابتِ دعا و ناله‌هایِ دلسوختگان که در آن، آهِ عاشق قدرتِ تغییرِ سرنوشت را دارد.