دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۲۲

سنایی
این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن دوستانرا رنجه دار و دشمنان را شاد کن
حسن را بنیاد افگندی چنان محکم که هست جز «و یبقی وجه ربک» نقش را بنیاد کن
ملک حسنت چون نخواهد ماند با تو جاودان چند ازین بیداد خواهد بود لختی داد کن
ای عمل تقدیر کرده بر تو دوران فلک ساعتی از عزل معزولان عالم یاد کن
پیش ما گشت زمانه خرمن غم توده کرد خرمن غمهای ما را بر بر آتش باد کن
از برای این جهان و آن جهان ای دلربای دست آن داری به خرما را ز هجر آزاد کن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی گلایه‌آمیز و پندآموز، معشوق یا مخاطبی صاحب‌منصب را خطاب قرار می‌دهد و بر ناپایداری زیبایی و قدرت تأکید می‌ورزد. کانون اصلی شعر، دعوت به عدل و انصاف و پرهیز از ستمگری در برابر عاشقان و زیردستان است.

شاعر با یادآوری گذر زمان و زوال دنیا، مخاطب را به این حقیقت سوق می‌دهد که سرنوشت هر صاحب‌قدرتی، فراموشی و عزل است؛ بنابراین بهتر است پیش از پایان فرصت، رفتاری نیکو در پیش گرفته شود و گره از کار دردمندان گشوده گردد.

معنای روان

این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن دوستانرا رنجه دار و دشمنان را شاد کن

چه کسی به تو فرمان داده است که این‌گونه با عاشقان بی‌رحمی کنی؟ و چه کسی دستور داده که دوستان را آزار دهی و دشمنان را شاد گردانی؟

نکته ادبی: واژه 'فرمودت' ترکیبی از 'فرمود' و ضمیر متصل 'ت' به معنای 'به تو گفت' است.

حسن را بنیاد افگندی چنان محکم که هست جز «و یبقی وجه ربک» نقش را بنیاد کن

تو پایه‌های زیبایی خود را چنان محکم استوار کرده‌ای که گویی جاودان است؛ اما بدان که بنا بر آیه قرآن، جز ذات پروردگار هیچ‌چیز باقی نمی‌ماند و نباید به این جلوه‌های فانی دل بست.

نکته ادبی: اشاره به آیه ۲۷ سوره الرحمن: «و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الإکرام».

ملک حسنت چون نخواهد ماند با تو جاودان چند ازین بیداد خواهد بود لختی داد کن

حال که این ملک زیبایی تو پایدار نیست و همیشگی نخواهد ماند، تا کی می‌خواهی به این بیدادگری ادامه دهی؟ بهتر است اندکی با عاشقان مدارا و عدالت پیشه کنی.

نکته ادبی: ترکیب 'ملک حسن' استعاره از قلمرو زیبایی و جوانی است.

ای عمل تقدیر کرده بر تو دوران فلک ساعتی از عزل معزولان عالم یاد کن

ای که سرنوشتت را گردش روزگار رقم زده است، ساعتی به یاد کسانی باش که از مقام خود عزل شده و از عرش به فرش رسیده‌اند تا عبرت بگیری.

نکته ادبی: معزولان به کسانی گفته می‌شود که از کار برکنار شده‌اند و در اینجا استعاره از کسانی است که قدرت و نفوذ خود را از دست داده‌اند.

پیش ما گشت زمانه خرمن غم توده کرد خرمن غمهای ما را بر بر آتش باد کن

روزگار برای ما انبوه‌تر از همیشه غم و اندوه فراهم کرده است؛ ای محبوب، با گرمای وجودت یا با یک نگاه، این خرمن غم‌های ما را به آتش بسپار و خاکستر کن.

نکته ادبی: 'باد کردن' در اینجا به معنای در معرض باد قرار دادن یا به آتش سپردن برای نابودی است.

از برای این جهان و آن جهان ای دلربای دست آن داری به خرما را ز هجر آزاد کن

ای دلربا، برای بهره‌مندی از خیر دنیا و آخرت، از دلبستگی‌های دنیوی چشم بپوش و این عاشقِ گرفتار را از رنج هجران و دوری رهایی بخش.

نکته ادبی: اشاره به ضرب‌المثل یا استعاره‌ای در باب دست کشیدن از طمع و دلبستگی‌های ناچیز.

آرایه‌های ادبی

تلمیح و یبقی وجه ربک

اشاره مستقیم به آیه شریف قرآن در باب فناپذیری همه چیز جز ذات الهی.

استعاره ملک حسن

زیبایی به قلمرویی تشبیه شده که معشوق بر آن فرمانروایی می‌کند.

مجاز خرمن غم

غم‌های انبوه و متراکم به خرمن تشبیه شده است که می‌توان آن را به آتش سپرد.