دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۱۲

سنایی
ای برادر در ره معنی قدم هشیار زن در صف آزادگان چون دم زنی بیدار زن
شو خرد را جسم ساز و عقل رعنا را بسوز تیغ محو اندر سرای نفس استکبار زن
گردن اندر راه معنی چند گه افراشتی تیغ معنی را کنون بر حلق دعوی دار زن
گامزن مردانه وار و بگذر از موت و حیات از دو کون اندر گذر لبیک محرم وار زن
از لباس کفر و ایمان هر دو بیرون آی زود نرد باری همچو ابراهیم ادهم وار زن
سالکان اندر سلامت اسب شادی تاختند یک قدم اندر ملامت گر زنی بیدار زن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر سلوکِ عرفانی و گذار از نفسانیات است. شاعر با زبانی صریح، مخاطب را به هوشیاری در مسیرِ حقیقت و رهایی از بندهای عقلِ جزئی و ادعاهای خودخواهانه دعوت می‌کند.

در این نگاه، سالک باید از دوگانه‌های دنیوی، اعم از کفر و ایمان یا زندگی و مرگ، عبور کند تا به جایگاهِ حقیقیِ بندگی برسد. فضای حاکم بر شعر، فضایی حماسی-عرفانی است که در آن مبارزه با نفس، محورِ اصلیِ رشد و تعالیِ روح است.

معنای روان

ای برادر در ره معنی قدم هشیار زن در صف آزادگان چون دم زنی بیدار زن

ای برادر، در مسیر حقیقت و معنا با هوشیاری قدم بردار و زمانی که در جمع وارستگان و آزادگان می‌خواهی سخنی بگویی، با آگاهی کامل و بیداری سخن بگو.

نکته ادبی: ره معنی اشاره به سلوک عرفانی دارد و دم زدن به معنای سخن گفتن است.

شو خرد را جسم ساز و عقل رعنا را بسوز تیغ محو اندر سرای نفس استکبار زن

خرد را ابزاری برای تعالی روح کن و عقلِ خودبین و مغرور را از میان بردار؛ شمشیر نابودی و فنا را بر پیکره‌ی نفسِ سرکش و متکبر فرود آر.

نکته ادبی: عقل رعنا اشاره به عقل جزئی و نفسانی است که مانع کشف شهود است. تیغ محو به معنای فنای در حق است.

گردن اندر راه معنی چند گه افراشتی تیغ معنی را کنون بر حلق دعوی دار زن

تو که مدت‌ها به خودبینی و ادعاهای بزرگ در مسیر عرفان سر بر می‌افراشتی، اکنون زمان آن است که با بهره‌گیری از حقیقتِ معنا، بر گردنِ ادعاهای پوچ و نفسانی خود ضربه بزنی و آن‌ها را از میان ببری.

نکته ادبی: گردن افراشتن کنایه از غرور و تکبر است. حلق دعوی به معنای جایگاه ادعاهای نفسانی است.

گامزن مردانه وار و بگذر از موت و حیات از دو کون اندر گذر لبیک محرم وار زن

همچون مردانِ راه، با گام‌های استوار حرکت کن و از قیدِ دلبستگی به زندگی و ترس از مرگ رها شو؛ از هر دو جهانِ مادی و معنوی بگذر و همچون کسی که به حریمِ الهی راه یافته، لبیک‌گویان پیش برو.

نکته ادبی: از دو کون اندر گذر یعنی رهایی از هرچه جز خداست. محرم به حاجیِ احرام‌بسته اشاره دارد که قیدهای دنیا را رها کرده است.

از لباس کفر و ایمان هر دو بیرون آی زود نرد باری همچو ابراهیم ادهم وار زن

به سرعت از هرگونه جامه و تعصبِ کفر و ایمانِ ظاهری رها شو و از این دوقطبیِ قراردادی بیرون بیا و همچون ابراهیم ادهم، ترکِ دنیا کن و در مسیر حق، بازیِ رهایی از خود را آغاز کن.

نکته ادبی: لباس کفر و ایمان کنایه از تعصبات دینی و غیردینی است که حجابِ حقیقت هستند. ابراهیم ادهم نماد زهد و ترکِ پادشاهی برای خداست.

سالکان اندر سلامت اسب شادی تاختند یک قدم اندر ملامت گر زنی بیدار زن

بیشتر سالکان در مسیرِ عافیت و امنیت حرکت کرده و به شادیِ خود مشغولند، اما تو اگر خواهانِ حقیقت هستی، قدمی در مسیر ملامت (که ترکِ نام و نان و افتخار است) بردار و این کار را با هوشیاری و بیداری انجام ده.

نکته ادبی: ملامت در عرفان به معنای نادیده گرفتنِ نظرِ خلق برای رسیدن به حق است. اسب شادی کنایه از توجه به خوشی‌های نفسانی و سطحی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره تیغ محو

اشاره به قدرتِ فنای نفس در برابرِ حق

تلمیح ابراهیم ادهم

اشاره به عارفِ نامداری که برای وصول به حق، قید پادشاهی و دنیا را رها کرد

کنایه گردن افراشتن

به معنای تکبر و ادعای بیهوده داشتن

تضاد کفر و ایمان

تقابل میان دو مفهوم که در طریقت، هر دو حجابِ راه شناخته می‌شوند