دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۲۸۸

سنایی
ما همه راه لب آن دلبر یغما زنیم شکر او را به بوسه هر شبی یغما زنیم
هم توان از دو لبش شکر زدن یغما ولیک هر شبی راه لب آن دلبر یغما زنیم
ما چو وامق او چو عذرا ما چو رامین او چو ویس رطل زیبد در چنین حالی اگر صهبا زنیم
شخص را می وار هر شب در بر ویس افگنیم بوسه وامق وار هر دم بر لب عذرا زنیم
بر بخفتن گاه صحبت در بر ما افگند لب به بوسه گاه عشرت بر لب او ما زنیم
خوش بدست امروز و دی با آن نگارین عیش ما خوشتر از امروز و دی فردا و پس فردا زنیم
گر وصال او به جور از ما ستاند روزگار دست در عدل غیاث الدین والدنیا زنیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، بازتابی از اشتیاق آتشین و بی‌قرار عاشق برای وصال و بهره‌مندی از مهر نگار است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های عاشقانه و جسورانه، در پی آن است که لحظات نابِ بودن با معشوق را غنیمت بشمارد و با استعاره «یغما» از ربودن بوسه سخن بگوید. فضا، سرشار از طرب و امید است که با وام‌گیری از اسطوره‌های کهن عاشقانه، عمق پیوند عاشق و معشوق را ترسیم می‌کند.

در پایان، شعر از فضای صرفاً عاشقانه به سوی ستایش ممدوح (غیاث‌الدین) میل می‌کند. شاعر با پیوند زدنِ تجربه‌های شخصی به ستم روزگار، بر این باور است که اگر بخت یاری نکند، تنها راهِ دادخواهی و بازگشت به امنیت و آرامش، پناه بردن به عدل و حمایتِ حاکم و بزرگِ زمانه است.

معنای روان

ما همه راه لب آن دلبر یغما زنیم شکر او را به بوسه هر شبی یغما زنیم

ما همگی در پیِ دستیابی به آن دلبرِ غارتگرِ دل هستیم و هر شب با اشتیاق، لب‌های او را همچون گنجینه‌ای با بوسه، به یغما می‌بریم.

نکته ادبی: یغما در اینجا کنایه از ربودن بوسه است و واژه دلبر یغما زن، صفت فاعلی برای معشوق است که دل‌ها را به تاراج می‌برد.

هم توان از دو لبش شکر زدن یغما ولیک هر شبی راه لب آن دلبر یغما زنیم

اگرچه می‌توان از لب‌های او همچون شکر کام گرفت، اما ما برگزیده‌ایم که هر شب به سراغ لب‌های آن معشوقِ راهزن برویم و بوسه بستانیم.

نکته ادبی: تکرار یغما در این بیت برای تأکید بر شورِ جوانی و جسارت عاشق است.

ما چو وامق او چو عذرا ما چو رامین او چو ویس رطل زیبد در چنین حالی اگر صهبا زنیم

ما در عاشقی همچون وامق هستیم و او همچون عذرا، یا ما رامین و او ویس؛ در چنین حال و هوای خوشی، شایسته است که باده در پیمانه ریزیم و بنوشیم.

نکته ادبی: اشاره به چهار شخصیت برجسته ادبیات غنایی ایران (وامق و عذرا، ویس و رامین) برای تثبیت مقام عاشقانه شاعر و معشوق.

شخص را می وار هر شب در بر ویس افگنیم بوسه وامق وار هر دم بر لب عذرا زنیم

هر شب همچون وامق، معشوق را در آغوش می‌کشیم و دم‌به‌دم بوسه‌ای عاشقانه بر لبان او که همچون عذراست، می‌نشانیم.

نکته ادبی: این بیت ترکیبی از ایماژهای عاشقانه است که در آن فاعلان و مفعولانِ افسانه‌ای با یکدیگر پیوند داده شده‌اند.

بر بخفتن گاه صحبت در بر ما افگند لب به بوسه گاه عشرت بر لب او ما زنیم

هنگامی که زمانِ هم‌نشینی فرا می‌رسد، او خود را به آغوش ما می‌سپارد و ما نیز در آن لحظاتِ لذت‌بخش، بر لبانش بوسه می‌زنیم.

نکته ادبی: عشرت به معنای شادمانی و خوشگذرانی است که در اینجا قرینهِ فضای آغوش گرفتن قرار گرفته است.

خوش بدست امروز و دی با آن نگارین عیش ما خوشتر از امروز و دی فردا و پس فردا زنیم

تا به امروز، روزگارِ ما با آن نگارِ زیبا، خوش و دلپذیر بوده است و ایمان داریم که فردا و پس‌فرداها نیز از امروز و دیروز خوش‌تر خواهد بود.

نکته ادبی: استفاده از تضاد زمان برای نشان دادنِ امید به تداومِ خوشبختی در آینده.

گر وصال او به جور از ما ستاند روزگار دست در عدل غیاث الدین والدنیا زنیم

اگر روزگار بر اثرِ بختِ بد و ستم، ما را از وصالِ او محروم کند، برای دادخواهی به عدل و عدالتِ «غیاث‌الدین» پناه می‌بریم.

نکته ادبی: غیاث‌الدین والدنیا لقبِ ممدوح یا حاکم وقت است که در اینجا به عنوان تکیه‌گاه و پناهگاه ذکر شده است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح وامق و عذرا، رامین و ویس

اشاره به داستان‌های عاشقانه کهن برای تداعی کردنِ اوجِ عشق و وفاداری.

استعاره شکر

تشبیه لبِ شیرینِ معشوق به شکر که در ادبیات کلاسیک بسیار رایج است.

کنایه یغما زدن

به معنای ربودنِ بوسه و به دست آوردنِ کامِ دل است، نه تاراجِ مادی.

مراعات نظیر رطل، صهبا

هماهنگی میان واژگان مرتبط با باده‌گساری و فضای مستی.