دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۲۸۴

سنایی
خیز تا می خوریم و غم نخوریم وانده روز نامده نبریم
تا توانیم کرد با همه کس رادمردی و مردمی سپریم
قصد آزار دوستان نکنیم پردهٔ راز دشمنان ندریم
نشنوین آنچه ناشنودنیست زانچه ناگفتنیست درگذریم
ما که خواهیم جست عیب کسان عیب خود بر خودی همی شمریم
ای که گفتی که عاقبت بنگر ما نه مردان عاقبت نگریم
بندهٔ نیکوان لاله رخیم عاشق دلبران سیمبریم
شب نباشیم جز به مصطبه ها روز هر سو به گلخنی دگریم
می کشان و مقامران دغا همه از ما بهند و ما بتریم
پاکبازان هر دو عالم را به گه باختن به جو نخریم
دوستار نگار و سرخ مییم دشمن مال مادر و پدریم
پدران را خدای مزد دهاد نه چو ما کس که ناخلف پسریم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، بازتابی از اندیشه‌های آزاده‌وار و رویکردی رندانه به زندگی است که در آن، شاعر با نفیِ دغدغه‌های وسواس‌گونه نسبت به آینده و سخت‌گیری‌های بیهوده، بر اهمیتِ «دم‌غنیمتی» و شفقت نسبت به انسان‌ها تأکید می‌ورزد. لحنِ اثر، ترکیبی از فروتنیِ عارفانه و سرکشی در برابر ریاکاری است.

شاعر در این فضای فکری، به جایِ قضاوتِ دیگران، بر اصلاحِ خویش و دوری از مال‌اندوزیِ متکبرانه تمرکز دارد. او با ستایشِ عشق و زیبایی و دوری از تعصباتِ خشکِ مذهبی، جهانی را ترسیم می‌کند که در آن، مهربانی با دوست و حفظِ حرمتِ دشمن، برتر از زهدِ ظاهری است.

معنای روان

خیز تا می خوریم و غم نخوریم وانده روز نامده نبریم

برخیز تا با نوشیدن شراب، اندوهِ بیهوده بر دل راه ندهیم و نگرانِ فردا که هنوز فرا نرسیده است، نباشیم.

نکته ادبی: «ناآمده» در اینجا به معنای روزی است که هنوز در نیامده و آینده‌ای است که از دسترسِ ما خارج است.

تا توانیم کرد با همه کس رادمردی و مردمی سپریم

تا جایی که در توان ماست، با همه انسان‌ها به نیکی و جوانمردی رفتار کنیم.

نکته ادبی: «سپریم» در اینجا به معنای گذراندن و به کار بستنِ خویِ جوانمردی است.

قصد آزار دوستان نکنیم پردهٔ راز دشمنان ندریم

هرگز در پی آسیب‌رساندن به دوستان نباشیم و رازهای دشمنان را نیز فاش نکنیم.

نکته ادبی: «پرده دریدن» کنایه از رسوا کردن و فاش‌گوییِ اسرارِ پنهانِ دیگران است.

نشنوین آنچه ناشنودنیست زانچه ناگفتنیست درگذریم

به سخنانِ بیهوده و شایعات گوش نسپاریم و از گفتن و شنیدنِ آنچه شایسته نیست، دوری کنیم.

نکته ادبی: استفاده از «نا» به عنوان پیشوند نفی که نشان‌دهنده پرهیز از رفتارهای غیراخلاقی است.

ما که خواهیم جست عیب کسان عیب خود بر خودی همی شمریم

اگر قصد داریم عیب‌های دیگران را بررسی کنیم، پیش از آن باید نگاهی به عیب‌های خود بیندازیم.

نکته ادبی: اشاره به ضرب‌المثلِ عرفانی که عیبِ خود را دیدن، مقدم بر عیب‌جویی از دیگران است.

ای که گفتی که عاقبت بنگر ما نه مردان عاقبت نگریم

ای کسی که ما را به آینده‌نگری و عاقبت‌اندیشی دعوت می‌کنی، بدان که ما از آن دسته افرادی نیستیم که مدام نگرانِ عاقبت باشند.

نکته ادبی: شاعر در اینجا از دیدگاهِ رندانِ آزادی‌خواه سخن می‌گوید که قیدِ دنیا و عقبی را به خاطرِ اکنون رها کرده‌اند.

بندهٔ نیکوان لاله رخیم عاشق دلبران سیمبریم

ما دل‌بسته و بندهٔ زیباییِ چهره‌های دلبران و محبوبانِ درخشان هستیم.

نکته ادبی: «سیم‌بر» به معنای کسی است که اندامی به سفیدی و درخشندگیِ نقره دارد.

شب نباشیم جز به مصطبه ها روز هر سو به گلخنی دگریم

شب‌هنگام جز در میخانه‌ها (محل نوشیدن) نمی‌مانیم و روزها در گوشه و کنارِ شهر سرگردان و بی‌خانمانیم.

نکته ادبی: «مصطبه» در متونِ کهن به معنای سکویی در بازار یا میخانه است که محلِ نشستنِ رندان بوده است.

می کشان و مقامران دغا همه از ما بهند و ما بتریم

حتی می‌خواران و قماربازانِ حیله‌گر نیز در نگاهِ ما از خودِ ما بهتر هستند.

نکته ادبی: این بیت نشان‌دهنده نوعی فروتنیِ افراطی است که شاعر خود را از فاسقان نیز پایین‌تر می‌بیند.

پاکبازان هر دو عالم را به گه باختن به جو نخریم

زاهدانِ ریاکار و پارسایانِ خشک‌مغز را در بازارِ حقیقت به اندازه یک جو هم ارزش نمی‌نهیم.

نکته ادبی: «به جو نخریدن» کنایه از بی‌ارزش دانستنِ چیزی یا کسی است.

دوستار نگار و سرخ مییم دشمن مال مادر و پدریم

ما شیفتهٔ یار و شرابِ سرخ هستیم و با مالِ موروثی و ثروتِ دیگران میانه‌ای نداریم.

نکته ادبی: «نگار» در اینجا استعاره از معشوق و «سرخ می» نمادِ شادی و بی‌قیدی است.

پدران را خدای مزد دهاد نه چو ما کس که ناخلف پسریم

خداوند به پدرانِ ما پاداشِ نیکو دهد؛ چرا که ما در مقایسه با آن‌ها، فرزندانی ناخلف و نالایق هستیم.

نکته ادبی: شاعر با لحنی طنزآمیز و متواضعانه، خود و هم‌نسلانش را نسبت به گذشتگان نالایق می‌شمارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه پرده‌دری

به معنای افشای اسرار و رسوا کردنِ دیگران که شاعر از آن پرهیز دارد.

استعاره سیم‌بر

تشبیه پوستِ زیبای معشوق به نقره که نشان از درخشش و سفیدی دارد.

تضاد (طباق) شب و روز

نشان‌دهنده تداومِ سبکِ زندگیِ غیرمتعارف شاعر در تمامِ اوقاتِ شبانه‌روز.

مبالغه و فروتنی همه از ما بهند

خودکم‌بینیِ عارفانه برای دوری از کبر و غرور.