دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۲۸۲

سنایی
آمد گه آنکه ساغر آریم آواز چو عاشقان برآریم
بر پشت چمن سمن برآمد ما روی بر آن سمنبر آریم
در باغ چو بنگریم رویش جانها به نثار بتگر آریم
اندر ره عاشقی ز باده گر از سر لاف خود برآریم
با همت خود به عون دردی از عالم عشق پر برآریم
یک مر صلاح را مگر ما در ره روش قلندر آریم
چون مرکب عاشقی به معنی اندر صف کم زنان در آریم
گر جان و جهان و دین ببازیم سرپوش زمانه در سر آریم
در خاک بسیط چون سنایی نعت فلک مدور آریم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعرِ پرشور، دعوتی است به رهایی از قیود دنیوی و غرق شدن در دریای بی‌کران عشق الهی. شاعر با استفاده از تصاویر بهاری و مفاهیم عرفانی، مخاطب را به ترک تعلقات، زهدِ ریاکارانه و در نهایت، فدا کردن جان و جهان در مسیرِ محبوب دعوت می‌کند تا با پیمودنِ طریقِ قلندری و بی‌خودی، به حقیقتِ هستی دست یابد.

فضای کلی اثر، آمیزه‌ای از نشاطِ بهاری و شورِ عارفانه است که در آن، هر نشانه‌ای در طبیعت، آیینه و جلوه‌ای از حسنِ بی‌مثالِ معشوق دیده می‌شود و سالکِ این راه، ناگزیر است که برای رسیدن به آن حقیقت، از هستیِ خویش بگذرد.

معنای روان

آمد گه آنکه ساغر آریم آواز چو عاشقان برآریم

هنگامه آن فرا رسیده است که جامِ معرفت و عشق را به دست بگیریم و همچون عاشقانِ حقیقی، فریادِ شوق و مستی سر دهیم.

نکته ادبی: ساغر در اینجا استعاره از تجلیات و شرابِ معرفت الهی است.

بر پشت چمن سمن برآمد ما روی بر آن سمنبر آریم

اکنون که گل‌های یاسمن بر پشتِ دشت و چمن روییده‌اند، ما نیز روی خود را به سوی آن محبوبِ یاسمن‌بدن می‌گردانیم.

نکته ادبی: سمن‌بر به معنای کسی است که اندامی لطیف و خوشبو چون گل یاس دارد.

در باغ چو بنگریم رویش جانها به نثار بتگر آریم

هنگامی که در باغ به چهره‌اش می‌نگریم، جان‌های خود را به عنوانِ پیشکش برای آن نگارگرِ هستی (خداوند یا معشوق ازلی) نثار می‌کنیم.

نکته ادبی: بتگر به معنای نگارگر و صورت‌گر است که کنایه از خالق زیبایی‌هاست.

اندر ره عاشقی ز باده گر از سر لاف خود برآریم

در مسیر عشق، اگر با نوشیدنِ شرابِ معرفت از منیت و خودپسندیِ خویش دست بشوییم و آن را رها کنیم، به حقیقت رسیده‌ایم.

نکته ادبی: سرِ لاف خود برآریم به معنیِ کنار گذاشتنِ غرور و ادعاهای پوشالی است.

با همت خود به عون دردی از عالم عشق پر برآریم

با همت والای خود و به یاریِ دردی که از عشق داریم، از عالمِ محدودِ مادی فراتر می‌رویم و به پرواز درمی‌آییم.

نکته ادبی: پر برآریم کنایه از پرواز کردن و رهایی از بندِ دنیاست.

یک مر صلاح را مگر ما در ره روش قلندر آریم

شاید لازم باشد برای رسیدن به رستگاری، عقل و صلاحِ ظاهری را کنار بگذاریم و شیوه بی‌پروا و قلندرانه را در پیش گیریم.

نکته ادبی: قلندر در اصطلاح عرفانی کسی است که ملامتِ مردم را به جان می‌خرد و قیودِ ظاهری دین‌داری را می‌شکند تا به حقیقت برسد.

چون مرکب عاشقی به معنی اندر صف کم زنان در آریم

چون مرکبِ عشق را بر زینِ حقیقت بنشانیم، آنگاه می‌توانیم در میدانِ نبرد با کسانی که در راه حق ضعیف و کم‌توان هستند، وارد شویم.

نکته ادبی: کم‌زنان در اینجا به معنایِ سست‌عنصران و کسانی است که در سلوکِ معنوی بهره‌ای ندارند.

گر جان و جهان و دین ببازیم سرپوش زمانه در سر آریم

اگر در این راه، جان و جهان و دینِ ظاهری‌مان را فدا کنیم، در واقع کلاه‌خودِ زمانه را بر سر نهاده‌ایم و آماده‌ی ایستادگی در برابر ناملایمات شده‌ایم.

نکته ادبی: سرپوش زمانه کنایه از پذیرشِ سختی‌های دوران و رویارویی با تقدیر است.

در خاک بسیط چون سنایی نعت فلک مدور آریم

ما نیز همچون سنایی در این خاکِ گسترده، به ستایش و نعتِ عظمتِ این جهانِ گردون و فلکِ چرخنده می‌پردازیم.

نکته ادبی: بسیط به معنای گسترده و پهناور است و اشاره به زمین دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره ساغر

اشاره به شرابِ معرفت و فیضِ الهی که مستی‌آورِ جانِ عاشق است.

تشبیه سمن‌بر

تشبیه محبوب به گلِ یاسمن به دلیل لطافت و زیبایی.

تضاد و پارادوکس صلاح و قلندر

تقابل میانِ زهدِ ظاهری و محافظه‌کارانه با بی‌پروایی و رندیِ عارفانه.

کنایه سرپوش زمانه در سر آریم

کنایه از پذیرشِ سختی‌ها و آماده بودن برای مقابله با مصائبِ دنیا.