دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۲۸۱

سنایی
نه سیم نه دل نه یار داریم پس ما به جهان چه کار داریم
غفلت زدگان پر غروریم خجلت زدگان روزگاریم
ای دل تو ز سیم و زر چگویی ما جمله ز بهر یار داریم
از دست بداده دستهٔ گل در پای هزار خار داریم
هل تا نفسی به هم برآریم چون عمر عزیز خوار داریم
اندر بنه صد شتر بدیدیم اکنون غم یک مهار داریم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه دربردارنده مضامینی از زهد، بی‌اعتباری جهان و حسرتِ فرصت‌های از دست رفته است. شاعر با زبانی پرسشگرانه و انتقادی، به جایگاهِ تهیِ خود در جهانِ مادی می‌نگرد و بر این باور است که دلبستگی به زر و سیم، سرابی بیش نیست و آنچه اصالت دارد، توجه به معشوق ازلی و گذرِ بی‌بازگشت عمر است.

فضای شعر مملو از نوعی آگاهیِ دیرهنگام و اندوهی عارفانه است. شاعر از سویی به پوچیِ دستاوردهای مادی و از سوی دیگر به غفلتِ خویش در بهره‌برداری از لحظاتِ عمر اشاره می‌کند؛ گویی با یادآوری دورانِ رونق و شکوه، اکنون به تماشای ویرانه‌های زندگی خویش نشسته است.

معنای روان

نه سیم نه دل نه یار داریم پس ما به جهان چه کار داریم

ما که نه ثروت، نه آرامش دل و نه همراهی با معشوق داریم، اساساً در این دنیا به چه کار می‌آییم و چه هدفی را دنبال می‌کنیم؟

نکته ادبی: سیم در اینجا استعاره از ثروت است و دل نماد آرامش و قرارِ قلب است.

غفلت زدگان پر غروریم خجلت زدگان روزگاریم

ما در حالی که در دام غفلت و ناآگاهی گرفتاریم، گرفتار غرور بی‌جا نیز هستیم و به خاطر وضعیتِ تباهِ عمرمان، شرمسارِ گردشِ روزگاریم.

نکته ادبی: غفلت‌زدگان و خجلت‌زدگان از ساختارهای وصفیِ کهن برای بیانِ حالِ انسانی هستند.

ای دل تو ز سیم و زر چگویی ما جمله ز بهر یار داریم

ای دل! چرا بیهوده از ثروت و مادیات سخن می‌گویی؟ ما تمام وجود و هستی‌مان را برای رسیدن به معشوقِ حقیقی کنار گذاشته‌ایم.

نکته ادبی: سیم و زر کنایه از مال دنیاست و جمله در اینجا به معنی «همه» و «تمامیِ وجود» به کار رفته است.

از دست بداده دستهٔ گل در پای هزار خار داریم

ما فرصت‌های خوش و زیبایی‌های زندگی (مانند دسته گل) را از دست داده‌ایم و اکنون در پایینِ پای خود، هزاران رنج و سختی (مانند خار) مشاهده می‌کنیم.

نکته ادبی: دسته گل استعاره از فرصت‌های طلایی زندگی است و خار استعاره از دردهای دنیوی.

هل تا نفسی به هم برآریم چون عمر عزیز خوار داریم

فرصت را غنیمت شماریم و تا زنده‌ایم دمی با هم باشیم و نفسی تازه کنیم، چرا که ما عمرِ گران‌بهای خود را بسیار ناچیز و ارزان خرج کرده‌ایم.

نکته ادبی: هل از ریشه «هلیدن» به معنای «بگذار» یا «رها کن» است که در متون کهن رایج بوده.

اندر بنه صد شتر بدیدیم اکنون غم یک مهار داریم

ما که روزگاری ثروت فراوان (تعبیر به صد شتر در کاروان) در اختیار داشتیم، اکنون چنان در فقر گرفتار شده‌ایم که نگرانِ نگهداشتنِ یک مهارِ ساده هستیم.

نکته ادبی: بنه در فارسی کهن به معنای کالا و بار و اثاثیه سفر است.

آرایه‌های ادبی

تضاد و تناسب سیم و زر / خار و گل

بهره‌گیری از کلمات متضاد و هماهنگ برای نشان دادن تفاوت میان رفاه کاذب و رنج واقعی.

کنایه از دست بداده دسته گل

اشاره به از دست رفتنِ خوشی‌ها و فرصت‌های زندگی.

تمثیل صد شتر در برابر یک مهار

تمثیلی از افول ثروت و جایگزینی آن با دغدغه‌های حقیر.