دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۲۸۰

سنایی
ما فوطه و فوطه پوش دیدیم تسبیح مراییان شنیدیم
بر مسند زاهدان گذشتیم در عالم عالمان دویدیم
هم ساکن خانقاه بودیم هم خرقهٔ صوفیان دریدیم
هم محنت قال و قیل بردیم هم شربت طیلسان چشیدیم
از اینهمه جز نشاط بازار رنگی به حقیقتی ندیدیم
بگزیدیم یاری از خرابات با او به مراد آرمیدیم
دل بر غم روی او فگندیم سر بر خط رای او کشیدیم
او نیست کسی و ما نه بس کس زین روی به یکدگر سریدیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، روایتی از سیر و سلوک درونیِ شاعر برای رسیدن به حقیقتِ غایی و رهایی از بندِ قشری‌گری و ظاهرسازی‌های مرسوم دینی و اجتماعی است. شاعر با نگاهی منتقدانه، تمام جریان‌های پرمدعای زمانه خویش، از زاهدان و صوفیان گرفته تا عالمان و اهل منابر را به نقد می‌کشد و آن‌ها را گرفتارِ «قال و قیل» و نمایش می‌داند که بویی از حقیقت نبرده‌اند.

شاعر پس از ناامیدی از این گروه‌ها و مشاهده‌ی ریاکاری‌های نهفته در پسِ لباس‌های تقوا، به خرابات پناه می‌برد. خرابات در اینجا نمادی از عالمی است که در آن، منیّت و عناوین دنیوی فرو می‌ریزد و انسان در پیوندی عاشقانه و بی‌آلایش، به آرامش و حقیقتی دست می‌یابد که در هیچ‌یک از مسلک‌های پیشین نیافته بود.

معنای روان

ما فوطه و فوطه پوش دیدیم تسبیح مراییان شنیدیم

ما پوشش‌های زاهدانه (مانند لنگ) و افراد زاهدنما را دیدیم و تسبیح‌گردانیِ کسانی که اهل ریاکاری بودند را به چشم مشاهده کردیم.

نکته ادبی: فوطه به معنای لنگ یا دستار است و در اینجا نماد ظاهرِ زهد است. مراییان جمعِ مرائی (ریاکار) است که به صیغه‌ی فاعلی به کار رفته است.

بر مسند زاهدان گذشتیم در عالم عالمان دویدیم

بر جایگاه زاهدان و پرهیزکاران گذشتیم و در محافل عالمان و دانشمندان نیز به جست‌وجو پرداختیم.

نکته ادبی: مسند در اینجا کنایه از مقام و جایگاهِ تکیه زدن بر کرسی وعظ و قضاوت است.

هم ساکن خانقاه بودیم هم خرقهٔ صوفیان دریدیم

ما هم ساکن خانقاه بودیم و هم خرقه و لباس ظاهری صوفیان را که نشانه‌ی وابستگی‌هایشان بود، پاره کردیم و کنار گذاشتیم.

نکته ادبی: دریدن خرقه در عرفان، نماد گسستن از عادات، رسوم و تعلقات ظاهری است که مانعِ رسیدن به حقیقت می‌باشند.

هم محنت قال و قیل بردیم هم شربت طیلسان چشیدیم

ما هم رنجِ بیهوده‌ی بحث‌های لفظی و جدل‌های کلامی را تحمل کردیم و هم از مزایای کاذبِ داشتنِ لباسِ بلندِ روحانیت (طیلسان) بهره‌مند شدیم (و دیدیم که همه توخالی است).

نکته ادبی: طیلسان لباسِ ویژه‌ی روحانیون و عالمان بوده و در اینجا نمادی از جاه و مقامِ مذهبی و علمی است.

از اینهمه جز نشاط بازار رنگی به حقیقتی ندیدیم

از همه‌ی این رفت‌وآمدها و جست‌وجوها، جز هیاهویِ بازارِ دنیا و کسب شهرت، هیچ رنگ و بویی از حقیقتِ اصیل نیافتیم.

نکته ادبی: نشاط بازار استعاره از هیاهو، پرکاری‌های ظاهری و کسبِ اعتبار در میان مردم است که فاقدِ عمقِ معنوی است.

بگزیدیم یاری از خرابات با او به مراد آرمیدیم

در نهایت یاری از اهلِ خرابات (عالمِ رندی و بی‌خودی) برگزیدیم و با او به آرامش و خشنودی رسیدیم.

نکته ادبی: خرابات در اینجا مقابلِ خانقاه و مدرسه‌ی علمیه است و به معنای مقامی است که در آن فرد از قیدِ آبرو و رسم و رسومِ عاقلانه آزاد می‌شود.

دل بر غم روی او فگندیم سر بر خط رای او کشیدیم

دل به غمِ عشقِ روی او سپردیم و سرِ تسلیم در برابرِ خواست و حکمِ او فرود آوردیم.

نکته ادبی: سر بر خطِ رای کسی کشیدن، کنایه از نهایتِ فرمان‌برداری و تبعیتِ محض است.

او نیست کسی و ما نه بس کس زین روی به یکدگر سریدیم

او ادعایی ندارد و ما نیز خود را صاحبِ فضیلتی نمی‌دانیم؛ به همین دلیل (در این بی‌ادعایی و فروتنی) به یکدیگر پیوستیم و یکی شدیم.

نکته ادبی: سریدن در اینجا به معنای لغزیدن و پیوستنِ بی مانع است که به وحدتِ وجود و فنای در محبوب اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

تناقض (تضاد درونی) خانقاه و مدرس در مقابل خرابات

شاعر با قرار دادنِ نمادهای زهدِ خشک (خانقاه) در مقابلِ نمادِ رندی و بی‌خودی (خرابات)، تضاد میان ظاهرگرایی و حقیقت‌جویی را نشان می‌دهد.

نمادگرایی فوطه، تسبیح، خرقه، طیلسان

این واژگان همگی نمادهای بیرونی و ظاهریِ دین‌داری هستند که شاعر آن‌ها را نشانه‌ی ریاکاری یا تعلقِ بی‌حاصل می‌داند.

کنایه سر بر خط رای او کشیدن

کنایه از نهایت تسلیم و انقیاد در برابرِ معشوق.

استعاره نشاط بازار

توصیفِ هیاهوی پوچِ دنیا و جلوه‌گری‌های اجتماعی که فاقدِ حقیقتِ باطنی است.