دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۲۷۶

سنایی
تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیم اندر صف دلسوختگان نام گرفتیم
در آتش تیمار تو تا سوخته گشتیم در کنج خرابات می خام گرفتیم
از مدرسه و صومعه کردیم کناره در میکده و مصطبه آرام گرفتیم
خال و کله تو صنما دانه و دامست ما در طلب دانه ره دام گرفتیم
یک چند به آسایش وصل تو به هر وقت از بادهٔ آسوده همی جام گرفتیم
امروز چه ار صحبت ما گشت بریده این نیز هم از صحبت ایام گرفتیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، بیانگر سیر و سلوک عاشقِ دلسوخته‌ای است که برای رسیدن به معشوق، از ظواهر و قشری‌گری‌های مذهبی و رسمی، نظیر مدرسه و صومعه دوری گزیده و راه وادی عشق و رندی را در پیش گرفته است. شاعر با پذیرش رنج‌های این مسیر، آن را نه یک شکست، بلکه رسیدن به جایگاه واقعی عاشقان می‌داند.

در جای‌جای این ابیات، کشمکش میان عقلِ مصلحت‌اندیش و عشقِ شورانگیز دیده می‌شود؛ جایی که عاشق، دامِ بلا و فتنه‌انگیزیِ معشوق را با جان و دل پذیراست و حتی بی‌وفایی‌های زمانه و معشوق را به عنوان بخشی از سرنوشتِ محتومِ عاشقی با خونسردی و تسلیم می‌پذیرد.

معنای روان

تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیم اندر صف دلسوختگان نام گرفتیم

همین که به حریم حضور تو راه یافتیم و آرام گرفتیم، در زمره عاشقان و دردمندان نام ما ثبت شد.

نکته ادبی: واژه کوی کنایه از حریم حضور معشوق و صف دلسوختگان به معنای جایگاه عاشقانِ حقیقی است.

در آتش تیمار تو تا سوخته گشتیم در کنج خرابات می خام گرفتیم

تا زمانی که در آتش اندوه و غمِ عشق تو سوختیم، به کنج خرابات پناه بردیم و به مستی روی آوردیم.

نکته ادبی: تیمار به معنای غم و اندوه است و خرابات در اینجا مکانی برای رهایی از تعلقات دنیوی و رسمی است.

از مدرسه و صومعه کردیم کناره در میکده و مصطبه آرام گرفتیم

از محیط‌های خشک و ظاهری مانند مدرسه و صومعه فاصله گرفتیم و در میخانه و مصطبه به آرامش و سکون رسیدیم.

نکته ادبی: مصطبه محلی برای نشستن و گفتگو بوده که در ادبیات عرفانی نماد پاتوق عاشقان و رندان است.

خال و کله تو صنما دانه و دامست ما در طلب دانه ره دام گرفتیم

ای معشوق، زیبایی‌های صورت تو همچون دانه و دامی برای شکار دل‌هاست و ما که به دنبال رسیدن به تو بودیم، دانسته در دام تو گرفتار شدیم.

نکته ادبی: صنما استعاره‌ای از معشوق زیبارو است و کله به معنای زلف و گیسو می‌باشد.

یک چند به آسایش وصل تو به هر وقت از بادهٔ آسوده همی جام گرفتیم

مدتی در سایه آرامش و لذتِ وصال تو، از باده‌ای که نماد سکون و سرور است بهره‌مند شدیم.

نکته ادبی: باده آسوده اشاره به شرابی دارد که فارغ از دغدغه‌های عالم صورت، به جان آرامش می‌بخشد.

امروز چه ار صحبت ما گشت بریده این نیز هم از صحبت ایام گرفتیم

اگر امروز رشته دوستی و مصاحبت ما گسسته شده و از هم دور افتاده‌ایم، این جدایی را نیز به حساب چرخش روزگار و بدعهدیِ ایام می‌گذاریم.

نکته ادبی: صحبت در اینجا به معنای همنشینی و ارتباط است که در فرهنگ قدیم بر آن تاکید بسیار شده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد مدرسه و صومعه در برابر میکده و مصطبه

نشان‌دهنده تقابل میان عقلِ خشک و قشری با عشق و رندیِ عاشقانه.

تشبیه خال و کله تو صنما دانه و دامست

تشبیه زیبایی‌های چهره معشوق به ابزار شکار برای نشان دادن قدرت فریبندگی آن.

استعاره آتش تیمار

غم و اندوهِ عشق به آتش تشبیه شده که همانند آن می‌سوزاند و نابود می‌کند.

کنایه ره دام گرفتیم

کنایه از تن دادن به گرفتاری و پذیرفتنِ بلا با آگاهی کامل.