دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۲۷۲

سنایی
ما را میفگنید که ما اوفتاده ایم در کار عشق تن به بلاها نهاده ایم
آهستگی مجوی تو از ماورای هوش کاکنون به شغل بی دلی اندر فتاده ایم
ما بی دلیم و بی دل هر چه کند رواست دل را به یادگار به معشوق داده ایم
از ما بهر حدیث به آزار چون کشد ما مردمان بی دل و بی مکر و ساده ایم
خصمان ما اگر در خوبی ببسته اند ما در وفاش چندین درها گشاده ایم
گر بد کنند با ما ما نیکویی کنیم زیرا که پاک نسبت و آزاده زاده ایم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار تصویرگرِ احوالِ عاشقی است که از تعلقاتِ عقلانی رسته و تسلیمِ بی‌قید و شرط در برابرِ تقدیرِ عشق را پذیرفته است. شاعر در این قطعه، با بیانی متواضعانه اما سرافرازانه، از رنجِ عاشقی سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که چگونه «بی‌دلی» یا همان از دست دادنِ خردِ مصلحت‌اندیش، او را به مرحله‌ای از وارستگی رسانده است که نه تنها از ملامتِ دشمنان نمی‌هراسد، بلکه در برابرِ جفایِ آنان، به جایِ کینه، مهر می‌ورزد.

مضمونِ محوریِ این ابیات، تضاد میانِ دنیایِ فریب‌کاران و عاشقانِ پاک‌باخته است. در حالی که دنیا به دنبالِ مصلحت و عقل‌گرایی است، عاشقِ این شعر، با تکیه بر اصالتِ درونی و آزادگیِ خود، رنجِ عشق را با جان و دل خریده است و خود را مبرا از هرگونه حیله و نیرنگ می‌داند و به نیکویی پاسخِ بدی را می‌دهد.

معنای روان

ما را میفگنید که ما اوفتاده ایم در کار عشق تن به بلاها نهاده ایم

به ما آسیب نرسانید و ما را خوار نشمارید، چرا که ما خود در ورطه افتاده‌ایم و از پیش، تن به دردهای عشق سپرده‌ایم.

نکته ادبی: فعلِ «میفگنید» در اینجا به معنایِ افکندن و خوار کردن است. این بیت نشان‌دهنده تسلیم کامل عاشق است.

آهستگی مجوی تو از ماورای هوش کاکنون به شغل بی دلی اندر فتاده ایم

از ما که خرد و عقلِ مصلحت‌اندیش را از دست داده‌ایم، آرامش و رفتارِ معقول نخواهید؛ زیرا ما اکنون درگیرِ حال و هوایِ شوریدگی و بی‌دلی شده‌ایم.

نکته ادبی: «ماورای هوش» در اینجا استعاره از خارج شدن از دایره عقل و منطقِ دنیوی است.

ما بی دلیم و بی دل هر چه کند رواست دل را به یادگار به معشوق داده ایم

ما از خود اختیاری نداریم و وقتی کسی دل در گروِ معشوق می‌نهد، هر رفتارِ نامتعارفی از او سر بزند، جایِ تعجب نیست؛ چرا که ما دل را پیشکشی برای معشوق کرده‌ایم.

نکته ادبی: «بی‌دلی» در ادبیاتِ عرفانی، مرحله‌ای است که عاشقِ حقیقی از «خودخواهی» و «تعلقات دنیوی» رها می‌شود.

از ما بهر حدیث به آزار چون کشد ما مردمان بی دل و بی مکر و ساده ایم

چرا به بهانه‌های واهی و سخن‌چینی‌ها، ما را آزار می‌دهید؟ ما مردمی ساده‌دل، بی‌شیله‌پیله و به دور از هرگونه حیله و نیرنگ هستیم.

نکته ادبی: «حدیث» در اینجا به معنایِ سخنِ بیهوده و شایعه است.

خصمان ما اگر در خوبی ببسته اند ما در وفاش چندین درها گشاده ایم

اگر دشمنانِ ما بابِ نیکی و مهربانی را به رویِ خود بسته‌اند، ما در راهِ وفاداری به معشوق، درهایِ فراوانی را به رویِ محبت گشوده‌ایم.

نکته ادبی: تقابل میان «در بسته» (نشانه قساوت) و «در گشاده» (نشانه سخاوت و وفا).

گر بد کنند با ما ما نیکویی کنیم زیرا که پاک نسبت و آزاده زاده ایم

اگر دیگران با ما بدی کنند، ما در پاسخ به آن‌ها نیکی می‌کنیم؛ چرا که ما از خاندانی پاک و بااصالت هستیم و خویِ آزادگی در نهادِ ماست.

نکته ادبی: «آزاده‌زاده» اشاره به اصالتِ خانوادگی و تربیتِ والایِ انسانی دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) در خوبی ببسته اند / درها گشاده ایم

تضاد میان بستن و گشودن در برای نشان دادن تقابلِ رفتارِ دشمنان و عاشق.

واج‌آرایی پاک نسبت و آزاده زاده

تکرار صامت‌های «پ»، «س» و «ز» که به زیباییِ موسیقیِ کلام افزوده است.

ایهام/کنایه بی دلی

هم به معنای عاشق بودن و شوریدگی و هم به معنایِ رهایی از تعقل و مصلحت‌اندیشیِ روزمره.