دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۲۶۶

سنایی
تا کی ز تو من عذاب بینم گر صلح کنی صواب بینم
شبگیر ز خواب سست خیزم آن شب که ترا به خواب بینم
یاد تو خورم به ساتکینی جایی که شراب ناب بینم
امشب چه بود که حاضر آیی تا من به شب آفتاب بینم
تا کی ز غم فراق رویت جان و دل خود کباب بینم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار به شکلی لطیف و صمیمانه بیانگر احوال عاشقِ رنج‌دیده و بی‌قراری است که در انتظار وصال محبوب می‌سوزد. شاعر با ترسیم فضایِ غم‌بارِ دوری و تکرارِ ملال‌آورِ هجران، سعی دارد اشتیاقِ خود را برای رسیدن به صلح و آشتی با یار به تصویر بکشد.

مضامینِ اصلی در این ابیات، پیوند میان رویای شبانه و واقعیت، تقدس‌بخشی به یاد محبوب در لحظاتِ تنهایی و استعاره‌های سوختن و ساختن است که در نهایت به تمنای ظهور محبوب همچون خورشید در تاریکی شب ختم می‌شود.

معنای روان

تا کی ز تو من عذاب بینم گر صلح کنی صواب بینم

تا چه زمانی باید به خاطر رفتار تو این‌همه رنج و عذاب تحمل کنم؟ اگر از درِ آشتی وارد شوی، کاری شایسته و درست انجام داده‌ای.

نکته ادبی: صواب در اینجا به معنای کار نیک و کارِ درست است.

شبگیر ز خواب سست خیزم آن شب که ترا به خواب بینم

اگر شبی در خواب تو را ببینم، صبحگاه با شور و حالی متفاوت و مشتاقانه‌تر از خواب برمی‌خیزم.

نکته ادبی: شبگیر به معنای سحرگاه و اولِ صبح است.

یاد تو خورم به ساتکینی جایی که شراب ناب بینم

هر زمان که باده‌ای ناب و خالص بیابم، به یاد تو جام را بر لب می‌برم و می‌نوشم.

نکته ادبی: ساتکین در متون کهن به معنای ظرف یا پیاله شراب‌خوری است.

امشب چه بود که حاضر آیی تا من به شب آفتاب بینم

چه می‌شود اگر امشب حضور یابی و به دیدارم بیایی تا در دلِ تاریکِ شب، چهره درخشانت را که همچون خورشید است، مشاهده کنم؟

نکته ادبی: استعاره از چهره معشوق به خورشید برای توصیف زیبایی و نورانیت آن.

تا کی ز غم فراق رویت جان و دل خود کباب بینم

تا چه زمانی باید به خاطر اندوه دوری از چهره‌ات، جان و دلم را مانند گوشتِ کباب‌شده، بریان و در حال سوختن ببینم؟

نکته ادبی: کباب دیدن جان و دل کنایه از شدت درد، بی‌تابی و گداختنِ وجود است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آفتاب

شاعر چهره درخشان معشوق را به خورشید تشبیه کرده است تا نورانیت و گرما‌بخشی آن را در دلِ شبِ تنهایی نشان دهد.

کنایه جان و دل خود کباب بینم

اشاره به سوز و گداز درونی و بی‌تابیِ عاشق در فراق یار دارد که به کباب شدن تشبیه شده است.

مراعات نظیر شراب و ساتکین

ارتباط معنایی میان ظرف شراب (ساتکین) و خود شراب که فضایی عاشقانه و بزم‌آلود را تداعی می‌کند.