دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۲۵۳

سنایی
مسلم کن دل از هستی مسلم دمادم کش قدح اینجا دمادم
نه زان می ها کز آن مستی فزاید از آن می ها که از جانم کم کند غم
حریفانت همه یکرنگ و دلشاد چو بسطامی و ابراهیم ادهم
جنید و شبلی و معروف کرخی حبیب و آدم و عیسی مریم
می شوق ملک نوش از حقیقت که تا گردد دل و جان تو خرم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

فضای کلی این شعر دعوت به رهایی از خویشتن و پیوستن به دریای معرفت و حقیقت است. شاعر خواننده را فرا می‌خواند تا با چشم‌پوشی از دلبستگی‌های دنیوی و رسیدن به تسلیم قلبی، از شراب آگاهی و عشق الهی بنوشد.

این اثر با پیوند زدن میان جایگاه عارفان و پیامبران، مسیر سلوک را ترسیم می‌کند و به مخاطب نوید می‌دهد که با نوشیدن از پیاله حقیقت، به آرامش و شادمانی ابدی دست خواهد یافت.

معنای روان

مسلم کن دل از هستی مسلم دمادم کش قدح اینجا دمادم

دلِ خود را از بندِ هستی و منیت رها کن و به تسلیمِ مطلق برس.

نکته ادبی: مسلم در اینجا به دو معنایِ متفاوت به کار رفته است؛ نخست به معنای تسلیم‌کرده و دیگری به معنای رها و بی‌قید، که آرایه ایهام‌گونه‌ای را ایجاد کرده است.

نه زان می ها کز آن مستی فزاید از آن می ها که از جانم کم کند غم

پیوسته و بی‌وقفه از پیاله معرفت بنوش.

نکته ادبی: واژه دمادم تکرار شده است تا بر استمرار و همیشگی بودنِ سلوک در راه حق تأکید کند.

حریفانت همه یکرنگ و دلشاد چو بسطامی و ابراهیم ادهم

شرابِ مورد نظر، آن باده‌ای نیست که حواس را مختل کند و خودشیفتگی را بیفزاید.

نکته ادبی: منظور از می‌در اینجا، آگاهیِ برخاسته از شهود است، نه شرابِ مادی که سببِ بی‌خبری می‌شود.

جنید و شبلی و معروف کرخی حبیب و آدم و عیسی مریم

بلکه آن شرابِ روحانی را بنوش که بارِ اندوه را از دوش جان برمی‌دارد.

نکته ادبی: شاعر میانِ دو نوع مستی تفکیک قائل شده است؛ مستیِ دنیوی و مستیِ معنوی.

می شوق ملک نوش از حقیقت که تا گردد دل و جان تو خرم

هم‌نشینانِ تو در این راه، جملگی یکرنگ و شادمان‌اند.

نکته ادبی: یکرنگ به معنایِ خلوص در نیت و دوری از تزویر است.

آرایه‌های ادبی

تناقض (پارادوکس) مسلم کن دل از هستی مسلم

دعوت به رهایی از هستیِ خویش برای رسیدن به تسلیمِ حقیقی.

تلمیح بسطامی، ادهم، جنید، شبلی، معروف، حبیب، آدم، عیسی

اشاره به نام شخصیت‌های بزرگ تاریخ عرفان و پیامبران الهی برای تأیید و تقدیس مسیر.

استعاره قدح، می

استعاره از ظرفِ دریافتِ فیض الهی و معرفتِ حق که جان را مست می‌کند.