دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۲۱۹

سنایی
ای ساقی خیز و پر کن آن جام کافتاده دلم ز عشق در دام
تا جام کنم ز دیده خالی وز خون دو دیده پر کنم جام
ایام چو ما بسی فرو برد تا کی بندیم دل در ایام
خیزیم و رویم از پس یار گیریم دو زلف آن دلارام
باشیم مجاور خرابات چندان بخوریم بادهٔ خام
کز مستی و عاشقی ندانیم کاندر کفریم یا در اسلام
گر دی گفتیم خاصگانیم امروز شدیم جملگی عام
امروز زمانه خوش گذاریم تا فردا چون بود سرانجام

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شعر حاضر با لحنی پرشور و عارفانه، دعوت‌نامه‌ای است برای رها کردنِ قید و بندهایِ دنیوی و دل سپردن به عشق. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌هایِ سنتی مانند «خرابات»، «جام» و «ساقی»، خواننده را به گذار از تعلقاتِ ظاهری و رسیدن به مرتبه‌ای که در آن «خودی» باقی نمی‌ماند، فرامی‌خواند.

تم اصلی اثر، ناپایداریِ روزگار و دعوت به «دم‌غنیمتی» است. از نظرِ شاعر، انسان در گذرِ پرشتابِ زمان گم می‌شود؛ پس شایسته است که به جایِ پایبندی به عناوینِ پوچِ «خاص بودن»، به باده‌یِ حقیقت (عشق) پناه ببرد و از دغدغه‌هایِ متضادِ دینی و دنیوی رها شود تا به آرامشی عمیق برسد.

معنای روان

ای ساقی خیز و پر کن آن جام کافتاده دلم ز عشق در دام

ای ساقی بپا خیز و آن جامِ شراب را لبریز کن که دلم از بندِ عشق گرفتار شده است.

نکته ادبی: دام استعاره از قید و بندِ عشق و گرفتاری است.

تا جام کنم ز دیده خالی وز خون دو دیده پر کنم جام

می‌خواهم جامِ شراب را بنوشم و خالی کنم تا آن را دوباره با اشکِ خونینِ چشمانم پُر سازم.

نکته ادبی: خونِ دیده کنایه از گریستنِ بسیار و رنجِ عاشقانه است.

ایام چو ما بسی فرو برد تا کی بندیم دل در ایام

روزگار بسیاری را چون ما در خود بلعیده و نابود کرده است؛ تا کی باید به این دنیا دل ببندیم؟

نکته ادبی: فرو بردنِ ایام کنایه از مرگ و فنای انسان در گذر زمان است.

خیزیم و رویم از پس یار گیریم دو زلف آن دلارام

برخیزیم و به دنبال یار برویم و زلف‌هایِ آن محبوبِ دل‌انگیز را در دست بگیریم.

نکته ادبی: دلارام لقبی برای معشوق است که آرامش‌بخشِ دل است.

باشیم مجاور خرابات چندان بخوریم بادهٔ خام

همسایه و ساکنِ خرابات شویم و آن‌قدر باده‌یِ صاف و خالص بنوشیم.

نکته ادبی: خرابات در عرفان محلی است که سالک از خود می‌رهد.

کز مستی و عاشقی ندانیم کاندر کفریم یا در اسلام

تا جایی که در اثرِ مستیِ عشق، ندانیم که در وادیِ کفر هستیم یا در طریقِ اسلام.

نکته ادبی: این بیت نشان‌دهندهٔ گذار از قشری‌گری به سویِ حقیقتِ بی‌نام است.

گر دی گفتیم خاصگانیم امروز شدیم جملگی عام

اگر دیروز ادعای بزرگی و خاص بودن می‌کردیم، امروز همگی به جمعِ عامه پیوسته‌ایم.

نکته ادبی: تضاد میانِ خاص و عام نشان‌دهندهٔ تواضعِ عاشق است.

امروز زمانه خوش گذاریم تا فردا چون بود سرانجام

امروزِ خود را به خوشی سپری کنیم تا ببینیم فرجام و پایانِ کار در فردا چه خواهد بود.

نکته ادبی: اشاره به غنیمت شمردنِ وقت و ناپایداریِ آینده.

آرایه‌های ادبی

استعاره جام

ظرفیتِ دلِ انسان و ابزارِ دریافتِ فیضِ عشق.

کنایه خونِ دو دیده

اشاره به گریستنِ بسیار و اندوهِ عمیق.

تضاد کفر و اسلام

بیانگرِ عبور از مرزهایِ اعتباری برای رسیدن به وحدتِ مطلق.