دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۲۰۶

سنایی
ای جور گرفته مذهب و کیش این کبر فرو نه از سر خویش
جز خوب مگو از آن لب خوب جز خوبی و لطف هیچ مندیش
تا دور شدی ز پیش چشمم عشقت چه غم نهاده از پیش
هر ساعت صبر من بود کم هر ساعت درد من بود بیش
از کیش و طریقتم چه پرسی عشقست مرا طریقت و کیش
گفتم بزیم به کام با تو هرگز نزید به کام درویش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، بیانگرِ برتریِ جایگاهِ عشق بر مناسک و آیین‌های ظاهری است. شاعر با زبانی صریح، مخاطب را به رها کردنِ غرورِ بیهوده فرا می‌خواند و عشق را تنها طریقتی می‌داند که شایسته‌ی دنبال کردن است.

فضای حاکم بر این ابیات، آمیزه‌ای از شیدایی و اندوهِ فراق است؛ جایی که عاشق، دردِ دوری را با جان و دل می‌پذیرد و تمامِ هستی و اندیشه‌اش را وقفِ زیبایی و یادِ محبوب می‌کند.

معنای روان

ای جور گرفته مذهب و کیش این کبر فرو نه از سر خویش

ای کسی که ستمگری و بی‌رحمی را مسلک و آیین خود قرار داده‌ای، این تکبر و غرور را از سر خود بیرون کن و آن را فرو بگذار.

نکته ادبی: واژه "جور" در اینجا علاوه بر معنای ظلم، به معنای سخت‌گیریِ بی‌مورد در مسائل آیینی نیز کنایه دارد.

جز خوب مگو از آن لب خوب جز خوبی و لطف هیچ مندیش

از آن لبانِ دلربایِ محبوب جز سخنِ زیبا و نیکو نگو و در ذهن و اندیشه‌ی خود، چیزی جز خوبی و لطفِ او را راه مده.

نکته ادبی: تکرار واژگان "خوب" و "خوبی" برای تاکید بر پالایشِ ذهن و نگاهِ عاشق از هرگونه ناپاکی و زشتی است.

تا دور شدی ز پیش چشمم عشقت چه غم نهاده از پیش

از آن دم که از دیدگانِ من دور شدی، اندوهِ عشقِ تو همچون باری گران بر سرِ راهِ من قرار گرفته است.

نکته ادبی: عبارت "از پیش نهاده" کنایه از مواجه شدن و در برابرِ عاشق قرار گرفتنِ غم است.

هر ساعت صبر من بود کم هر ساعت درد من بود بیش

هر لحظه که می‌گذرد، طاقت و شکیبایی من کمتر می‌شود و در مقابل، درد و رنجِ دوری من پیوسته افزایش می‌یابد.

نکته ادبی: آرایه تضاد بین "کم" و "بیش" برای نشان دادن وضعیتِ متناقضِ عاشق به کار رفته است.

از کیش و طریقتم چه پرسی عشقست مرا طریقت و کیش

از دین و آیین و طریقه‌ی من چه می‌پرسی؟ آیین و کیشِ من تنها همین عشق است و بس.

نکته ادبی: شاعر در اینجا تقابلی میان دینِ رسمی (شریعت) و عشق (طریقتِ قلبی) ایجاد کرده است.

گفتم بزیم به کام با تو هرگز نزید به کام درویش

با خود اندیشیدم که سرانجام در کنارِ تو به کامِ دل خواهم رسید، اما مگر عاشقِ نیازمند و بی‌چیز هرگز به کامِ دل رسیده است؟

نکته ادبی: واژه "درویش" در اینجا به معنایِ عارفِ عاشق و سالکِ راهِ حق است که در برابرِ کامیابی‌های دنیوی قرار دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد کم و بیش

قرار گرفتن دو مفهوم متضاد در کنار هم برای به تصویر کشیدنِ سیرِ نزولی صبر و سیرِ صعودی دردِ عاشق.

تکرار هر ساعت

برای نشان دادن استمرار و تداومِ دردِ دوری و بی‌قراری عاشق.

استعاره لب خوب

اشاره به کلامِ محبوب که منشأ آرامش و زیبایی برای روحِ عاشق است.