دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۲۰۵

سنایی
چون نهی زلف تافته بر گوش چون نهی جعد بافته بر دوش
از دل من رمیده گردد صبر وز تن من پریده گردد هوش
نه عجب گر خروش من بفزود تا شد آن عارض تو غالیه پوش
ماه در آسمان سیاه شود خلق عالم برآورند خروش
تا به وقت سپیده دم یک دم به غنوم در انتظار تو دوش
گاه بودم بره فگنده دو چشم گاه بودم به در نهاده دو گوش
خار من گردد از وصال تو گل زهر من گردد از جمال تو نوش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر، شرح حال عاشق دل‌خسته‌ای است که در مواجهه با زیبایی‌های معشوق، قرار و آرامش خویش را از دست می‌دهد. شاعر در فضایی آکنده از اشتیاق و بی‌قراری، به توصیف تأثیر عمیق جلوه‌های معشوق بر روان عاشق می‌پردازد و بیان می‌کند که چگونه دوری یا انتظار، دنیای او را دگرگون ساخته است.

فضای حاکم بر شعر، حال و هوایی رمانتیک و حزین است که در آن، زیبایی معشوق همچون نیرویی سحرآمیز، تمام ارکان هستی عاشق را به تلاطم وامی‌دارد و او را میان امید و رنج معلق نگاه می‌دارد.

معنای روان

چون نهی زلف تافته بر گوش چون نهی جعد بافته بر دوش

هنگامی که موهای تاب‌خورده‌ات را بر روی گوش می‌آوری و گیسوان بافته‌ات را بر شانه‌ات می‌اندازی.

نکته ادبی: تافته به معنای پیچ‌خورده و درخشان است و جعد به معنای موی مجعد و فرفری.

از دل من رمیده گردد صبر وز تن من پریده گردد هوش

صبر و شکیبایی از دلم گریزان می‌شود و هوش و خرد از وجودم پرواز می‌کند و از دست می‌رود.

نکته ادبی: رمیده و پریده به معنای گریز و پرواز است که کنایه از بی‌اختیاری و از دست دادن تعادل روانی در برابر زیبایی معشوق است.

نه عجب گر خروش من بفزود تا شد آن عارض تو غالیه پوش

جای شگفتی نیست اگر ناله و فریاد من بیشتر شده است، زیرا چهره‌ی زیبای تو با عطر و موی سیاه پوشیده شده است.

نکته ادبی: عارض به معنای گونه و صورت است و غالیه نوعی عطر سیاه و خوشبوست که در اینجا کنایه از موی مشکی است که بر صورت افتاده است.

ماه در آسمان سیاه شود خلق عالم برآورند خروش

زیبایی تو چنان است که اگر ماه در آسمان تاریک شود، تمام مردم جهان از حیرت و شگفتی فریاد برمی‌آورند.

نکته ادبی: این بیت دارای مبالغه است و برای نشان دادن عظمت زیبایی معشوق، واقعه‌ای خارق‌العاده را ترسیم می‌کند.

تا به وقت سپیده دم یک دم به غنوم در انتظار تو دوش

تا سپیده‌دم، لحظه‌ای در خواب و بیداری، دیشب چشم‌به‌راه تو بودم.

نکته ادبی: غنوم واژه‌ای کهن به معنای خواب و چرت زدن است و دوش به معنای دیشب می‌باشد.

گاه بودم بره فگنده دو چشم گاه بودم به در نهاده دو گوش

گاهی چشمانم را به راه دوخته بودم تا تو را ببینم و گاه گوشم را به در سپرده بودم تا شاید صدای تو را بشنوم.

نکته ادبی: فگنده صورت قدیمی واژه افکنده (انداخته) است که در متون کلاسیک به کار می‌رفته است.

خار من گردد از وصال تو گل زهر من گردد از جمال تو نوش

دردها و رنج‌های من با رسیدن به تو به شادی تبدیل می‌شوند و تلخی‌های وجودم با دیدن زیبایی تو به شیرینی بدل می‌گردند.

نکته ادبی: خار و گل، زهر و نوش تضادهای زیبایی هستند که تغییر حال عاشق را به دلیل وصل و جمال معشوق نشان می‌دهند.

آرایه‌های ادبی

مبالغه ماه در آسمان سیاه شود

شاعر برای نشان دادن عظمت زیبایی معشوق، از واقعه‌ای محال استفاده کرده تا عمق تأثیر آن را بر جهان نشان دهد.

تضاد خار و گل، زهر و نوش

استفاده از مفاهیم متضاد برای نشان دادن تغییر وضعیت عاشق از رنج به شادی با حضور معشوق.

ردیف گوش، دوش، هوش، خروش، پوش، نوش

تکرار صامت‌های پایانی که موسیقی کناری و آهنگینی به شعر بخشیده است.