دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۹۸

سنایی
الا ای دلربای خوش بیا کامد بهاری خوش شراب تلخ ما را ده که هست این روزگاری خوش
سزد گر ما به دیدارت بیاراییم مجلس را چو شد آراسته گیتی به بوی نوبهاری خوش
همی بوییم هر ساعت همی نوشیم هر لحظه گل اندر بوستانی نو مل اندر مرغزاری خوش
گهی از دست تو گیریم چون آتش می صافی گهی در وصف تو خوانیم شعر آبداری خوش
کنون در انتظار گل سراید هر شبی بلبل غزلهای لطیف خوش به نغمه های زاری خوش
شود صحرا همه گلشن شود گیتی همه روشن چو خرم مجلس عالی و باد مشکباری خوش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در ستایش فصل بهار و پیوند آن با شادی‌های انسانی سروده شده است. شاعر با بهره‌گیری از فضای فرح‌بخش طبیعت، از معشوق دعوت می‌کند تا در جشنی که به میمنت رسیدن بهار برپا شده، حضور یابد. محور اصلی کلام، لذت بردن از لحظات ناب، نوشیدن شراب، و ستایش زیبایی‌های جهان است که در آن، شکوفایی گل و سرودن غزل، نمادی از حیات دوباره و عشق‌ورزی محسوب می‌شود.

فضای حاکم بر ابیات، سرشار از طراوت، امید و ستایش زیبایی‌های ظاهری و معنوی است. در این اثر، بهار تنها یک پدیده طبیعی نیست، بلکه بهانه‌ای است برای تعالی بخشیدن به حالِ دل و دعوت به سوی سرخوشی و سرزندگی در کنار محبوب.

معنای روان

الا ای دلربای خوش بیا کامد بهاری خوش شراب تلخ ما را ده که هست این روزگاری خوش

ای محبوب زیباروی من، به نزد ما بیا که فصل بهار با تمام زیبایی و طراوتش فرا رسیده است. جامی از شرابِ تلخ‌مزه برای ما بریز که این ایام و روزگار، فرصتی بسیار دل‌انگیز و مناسب برای شادمانی است.

نکته ادبی: واژه «دلربای خوش» ترکیب وصفی برای خطاب قرار دادن محبوب است و «شراب تلخ» در متون کلاسیک به کیفیت مست‌کنندگی و سرکشی شراب اشاره دارد.

سزد گر ما به دیدارت بیاراییم مجلس را چو شد آراسته گیتی به بوی نوبهاری خوش

اگر مجلس را به خاطر دیدار تو آذین ببندیم و بیاراییم، سزاوار است؛ چرا که اکنون تمام عالم با عطر و بوی بهاریِ تازه، آراسته و زیبا شده است.

نکته ادبی: «سزد» به معنای شایسته و روا بودن است و «گیتی» در اینجا استعاره از جهان هستی در آستانه تحول بهاری است.

همی بوییم هر ساعت همی نوشیم هر لحظه گل اندر بوستانی نو مل اندر مرغزاری خوش

ما پیوسته و هر لحظه از رایحه گل‌ها در بوستانی تازه مست می‌شویم و شراب ناب را در چمنزاری دلنواز می‌نوشیم.

نکته ادبی: «مُل» یکی از واژگان کهن برای شراب است که در ادبیات کلاسیک بسیار به کار رفته و «مرغزار» به معنای چمنزار است.

گهی از دست تو گیریم چون آتش می صافی گهی در وصف تو خوانیم شعر آبداری خوش

گاهی شرابِ خالص و آتشین‌رنگ را از دستان تو می‌ستانیم و گاهی در ستایش زیبایی‌ات، شعری روان، لطیف و درخشان بر لب می‌آوریم.

نکته ادبی: «شعر آبدار» کنایه از شعری است که از نظر بلاغت و روانی بسیار ارزشمند و همچون آبِ زلال، جاری و خوش‌آهنگ است.

کنون در انتظار گل سراید هر شبی بلبل غزلهای لطیف خوش به نغمه های زاری خوش

اکنون در این فصل که همه در انتظار شکوفایی گل هستند، بلبل هر شب نغمه‌سرایی می‌کند و آوازهای عاشقانه و پرسوز خود را با آهنگ‌هایی که هم غمگین است و هم دلنشین، می‌خواند.

نکته ادبی: «نغمه‌های زاری» پارادوکس یا تضاد ظریفی است که نشان‌دهنده سوزِ عشق در عینِ لذت‌بخش بودنِ آواز پرنده است.

شود صحرا همه گلشن شود گیتی همه روشن چو خرم مجلس عالی و باد مشکباری خوش

زمانی که مجلسِ ما با حضور تو پر از شادی است و نسیم بهاری با بوی خوش مشک می‌وزد، بیابان‌ها به گلستان تبدیل می‌شوند و جهانِ هستی روشن و نورانی می‌گردد.

نکته ادبی: «مشکبار» صفت برای باد است و دلالت بر خوش‌بویی و وزش ملایم و مطبوع نسیم بهاری دارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون آتش می صافی

شرابِ خالص به دلیل سرخی و حرارتش به آتش تشبیه شده است.

کنایه شعر آبدار

کنایه از شعر روان، لطیف و با کیفیت که گویی همچون آب جاری است.

نماد بلبل

نمادِ عاشقِ دل‌سوخته و شیدا که در فراق گل، نغمه‌سرایی می‌کند.

تشخیص (جان‌بخشی) باد مشکبار

باد به موجودی تشبیه شده که عطر مشک می‌پاشد و جان‌بخشی به طبیعت در حال تحول است.