دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۹۲

سنایی
ای پسر میخواره و قلاش باش در میان حلقهٔ اوباش باش
راه بر پوشیدگی هرگز مرو بر سر کویی که باشی فاش باش
مهر خوبان بر دل و جان نقش کن سال و مه این نقش را نقاش باش
کم زنان را غاشیه بر دوش گیر مجلس میخواره را فراش باش
گر نداری رو ز درگاه قدر چاکر اینانج یا بکتاش باش
میر میران گر نباشی باک نیست چون سنایی بندهٔ یکتاش باش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دعوتی است به رهایی از بند تظاهر و ریاکاری‌های مرسوم در جامعه. شاعر با لحنی که به رویکرد ملامتیه شباهت دارد، مخاطب را ترغیب می‌کند که از غرور، ادعای پاکی و خودنمایی دست بردارد، تواضع پیشه کند و به جای جست‌وجوی جایگاه‌های کاذب اجتماعی، باطن خویش را به محبت حق آراسته سازد.

پیام اصلی در تقابل میان شهرت‌طلبی ظاهری و خلوص باطنی است؛ سنایی تأکید دارد که اگر انسان به مقام دنیوی والایی نرسد، هیچ آسیبی به او نمی‌رسد، چرا که والاترین جایگاه، بندگی پروردگار یگانه است که از تمامی مقامات و عناوین دنیوی برتر و ماندگارتر است.

معنای روان

ای پسر میخواره و قلاش باش در میان حلقهٔ اوباش باش

ای جوان، از خودبینی و تظاهر به پارسایی دست بردار و زندگیِ بی‌آلایش و ساده‌ای در میان مردمِ معمولی و بی‌ادعا داشته باش.

نکته ادبی: واژه قلاش در اینجا به معنای کسی است که از قید و بندهای متکلفانه اجتماعی رها شده و به نوعی ساده‌زیستیِ ملامت‌گونه روی آورده است.

راه بر پوشیدگی هرگز مرو بر سر کویی که باشی فاش باش

هرگز در مسیر نفاق و پنهان‌کاری گام برمدار؛ بلکه در هر جایگاهی که هستی، باطن و ظاهر خود را یکسان کن و بی‌پرده و صادقانه زندگی کن.

نکته ادبی: پوشیدگی در اینجا کنایه از تظاهر به زهد و مخفی کردنِ باطنِ واقعی است، در مقابل فاش بودن که به معنای صداقت و شفافیت در رفتار است.

مهر خوبان بر دل و جان نقش کن سال و مه این نقش را نقاش باش

محبتِ پاکان و نیکان را در دل و جان خود حک کن و تمام عمر و وقتِ خود را صرفِ پروراندن و حفظ کردنِ این نقشِ عشق کن.

نکته ادبی: نقش و نقاش در اینجا استعاره‌ای از پایداری در عشق و مراقبت از نهالِ محبت در قلب است.

کم زنان را غاشیه بر دوش گیر مجلس میخواره را فراش باش

فروتنی پیشه کن و کارهای خرد و پست را بر عهده بگیر؛ حتی حاضری باش که خدمتگزارِ مجلسِ عاشقانِ حقیقی باشی، چرا که تواضع، کلید رسیدن به کمال است.

نکته ادبی: غاشیه در اصل پوششِ زینِ اسب است و در اینجا استعاره از قبولِ مسئولیت‌های کوچک و افتادگی است؛ فراش نیز به معنای خدمتگزار و فرش‌انداز است.

گر نداری رو ز درگاه قدر چاکر اینانج یا بکتاش باش

اگر به دستگاهِ حاکمان و قدرتمندان راهی نداری، اندوهگین مباش و برای کسبِ اعتبار، خدمتگزارِ بزرگانی چون اینانج یا بکتاش باش.

نکته ادبی: اینانج و بکتاش نام‌های خاص و از سرداران و بزرگانِ عصرِ شاعر بوده‌اند که در اینجا به عنوان نمونه‌هایی از مقاماتِ دنیوی آورده شده‌اند.

میر میران گر نباشی باک نیست چون سنایی بندهٔ یکتاش باش

اگر به ریاست و سروریِ دیگران نرسیدی، هیچ باکی نیست؛ چرا که اگر مانند سنایی بنده و فرمان‌بردارِ خداوندِ یکتا باشی، به بالاترین مرتبه رسیده‌ای.

نکته ادبی: یکتا در اینجا صفتِ خداوند است که به یگانگیِ او اشاره دارد و در مقابلِ میر میران که لقبی دنیوی است، قرار گرفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد پوشیدگی و فاش

تقابل میانِ پنهان‌کاری و ریا با شفافیت و صداقت که هسته مرکزیِ اندیشه ملامتی است.

تلمیح اینانج یا بکتاش

اشاره به شخصیت‌های تاریخی و نظامیِ عصرِ شاعر که نمادی از قدرت و جاه‌طلبیِ دنیوی هستند.

استعاره میخواره و فراش

میخواره استعاره از عاشقانِ مستِ حقیقت و فراش استعاره از تواضع و خدمتگزاری برایِ کسبِ کمالاتِ معنوی است.

مراعات نظیر نقش و نقاش

ارتباط معنایی میانِ عملِ ترسیم و فاعلِ آن برای تأکید بر استمرار در کارِ دل.