دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۸۹

سنایی
ای ز خوبی مست هان هشیار باش ور ز مستی خفته ای بیدار باش
از شراب شوق رویت عالمی گشته مستانند هان هشیار باش
گر مه میخواره خوانندت رواست می به شادی نوش و بی تیمار باش
خویشتن داری کن اندر کارها خصم بر کارست هان بر کار باش
گاه بزم افروز عاشق سوز باش گاه صاحب درد و دردی خوار باش
زینهاری دارم اندر گردنت زینهار ای بت بران زنهار باش
چون ز خصمان خویشتن داری کنی دستبردی بر جهان سالار باش
هم چنین از خویشتن داری مدام تا توانی سر کش و عیار باش
بر در دیوار خود ایمن مباش بر حذر هان از در و دیوار باش
کار تو باید که باشد بر نظام کارهای عاشقان گو زار باش
گر سنایی از تو برخوردار نیست تو ز بخت خویش برخوردار باش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات، رهنمودی حکیمانه و عارفانه است که خواننده را به جمع میان «مستی عشق» و «هوشیاری در رفتار» فرا می‌خواند. شاعر با زبانی اندرزگونه و در عین حال عاشقانه، بر این نکته تأکید دارد که اگرچه غرق شدن در دریای بی‌کرانِ شوقِ محبوب، حالتی از مستی و بی‌خودی به همراه دارد، اما نباید از نگاهِ تیزبین و نظمِ امورِ دنیوی و مبارزه با دشمنان غافل ماند.

فضای حاکم بر این سروده‌ها، فضای خردورزیِ عارفانه است؛ جایی که عاشق باید در عینِ شوریدگی و دلبستگی، پیوسته در حالِ «خویشتن‌داری» باشد. شاعر میانِ وجوهِ مختلفِ زندگی (بزم و درد، نظم و آشفتگی، ایمنی و حذر) تعادلی دقیق برقرار می‌کند و نشان می‌دهد که راهِ رسیدن به کمال، نه در بی‌خبری و غفلت، که در آگاهیِ مداوم و مدیریتِ نفس است.

معنای روان

ای ز خوبی مست هان هشیار باش ور ز مستی خفته ای بیدار باش

ای که از زیبایی و شکوهِ یار مست شده‌ای، هوشیار باش و اگر از این مستی به خواب غفلت رفته‌ای، بیدار شو.

نکته ادبی: واژه «هان» صوت تنبیه و آگاهی‌بخشی است که برای تأکید استفاده شده است.

از شراب شوق رویت عالمی گشته مستانند هان هشیار باش

همه جهانیان از شراب اشتیاقِ دیدارِ تو مست شده‌اند، پس تو در این میان هوشیار باش.

نکته ادبی: استفاده از «شراب شوق» ترکیب اضافی است که در عرفان به معنای سرمستی از عشق الهی به کار می‌رود.

گر مه میخواره خوانندت رواست می به شادی نوش و بی تیمار باش

اگر تو را به شراب‌خوارگی (مستی عشق) متهم کنند، بجاست؛ پس با شادی بنوش و از غم و اندوهِ فردا رها باش.

نکته ادبی: «تیمار» در اینجا به معنای اندوه و غم است و بی تیمار بودن کنایه از بی‌خیالی نسبت به دغدغه‌های دنیوی است.

خویشتن داری کن اندر کارها خصم بر کارست هان بر کار باش

در انجام کارها خویشتن‌دار باش؛ چرا که دشمن در حال فعالیت است، پس تو نیز برای مقابله با او آماده باش.

نکته ادبی: «خویشتن‌داری» در متون کلاسیک به معنای حفظ نفس از لغزش و مدیریت خویش است.

گاه بزم افروز عاشق سوز باش گاه صاحب درد و دردی خوار باش

گاهی در مجلس بزمِ عشق شاد و گرمابخش باش و گاهی در رنج و دردِ عشق، صبور و دردمند باش.

نکته ادبی: «دردی‌خوار» به معنای کسی است که رنج را با جان و دل می‌پذیرد و آن را هضم می‌کند.

زینهاری دارم اندر گردنت زینهار ای بت بران زنهار باش

هشداری جدی به تو می‌دهم ای محبوب زیبا، در برابر این هشدار مراقب و هوشیار باش.

نکته ادبی: «زینهاری» در ادبیات قدیم به معنای هشدار و طلبِ امان است و در اینجا به معنای توصیه به توجه و احتیاط به کار رفته است.

چون ز خصمان خویشتن داری کنی دستبردی بر جهان سالار باش

هرگاه توانستی در برابر دشمنانت خویشتن‌دار باشی و مهارِ نفست را به دست بگیری، بر جهان پیروز خواهی شد.

نکته ادبی: «دستبرد» به معنای غلبه و چیرگی است که به مفهوم توانایی در مدیریت میدانِ نبردِ زندگی است.

هم چنین از خویشتن داری مدام تا توانی سر کش و عیار باش

این خویشتن‌داری را همواره ادامه ده تا بتوانی بلندنظر، آزاده و سرکش (در برابر غیر حق) باقی بمانی.

نکته ادبی: «عیار» به معنای جوانمرد، زیرک و کسی است که در راه خود ثابت‌قدم و مستقل است.

بر در دیوار خود ایمن مباش بر حذر هان از در و دیوار باش

به ظاهرِ امنِ خانه و کاشانه خود اعتماد مکن و همیشه از توطئه‌های پنهان در هر مکان برحذر باش.

نکته ادبی: کنایه از لزوم دوری از غفلت و ایمن ندانستن ظواهر فریبنده دنیا.

کار تو باید که باشد بر نظام کارهای عاشقان گو زار باش

امور زندگی تو باید بر پایه نظم و قاعده باشد، اگرچه کارهای عاشقان (به ظاهر) پریشان و نابسامان به نظر برسد.

نکته ادبی: «زار» در اینجا به معنای پریشان و نزار است که وصف‌کننده وضعیت به ظاهر آشفته عاشقان است.

گر سنایی از تو برخوردار نیست تو ز بخت خویش برخوردار باش

اگر سنایی از جانب تو بهره‌ای نمی‌برد و به مقصود نمی‌رسد، تو سعی کن که از بخت و سرنوشت خویش بهره‌مند شوی.

نکته ادبی: استفاده از تخلص «سنایی» برای اشاره به خود شاعر و ایجاد رابطه‌ای مستقیم با مخاطب.

آرایه‌های ادبی

استعاره شراب شوق

اشاره به شور و اشتیاقِ روحانی که مانند شراب، عقل را از سر می‌برد.

کنایه زینهاری دارم اندر گردنت

اشاره به مسئولیتی که بر گردن فرد نهاده شده و لزومِ جدی گرفتنِ هشدار.

تضاد بزم افروز و عاشق سوز

تضاد میان شادی و شعفِ بزم با رنج و سوزِ عشق برای نشان دادن دو وجهِ متفاوتِ زیستِ عاشقانه.

مجاز بت

اشاره به محبوبِ زیبا که کانونِ توجه عاشق است.