دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۸۸

سنایی
ای ز ما سیر آمده بدرود باش ما نه خشنودیم تو خشنود باش
کشته ما را گر فراقت ای صنم تو به خون کشتگان ماخوذ باش
غرقه در دریای هجران توام دلبرا دریاب ما را زود باش
هجر تو بر ما زیانی ها نمود تو به وصلت دیگران را سود باش
در فراقت کار ما از دست شد گر نگیری دست ما بدرود باش
ای سنایی در شبستان غمش گر چه همچون نار بودی دود باش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده بازتابی عمیق از تجربه هجران و فراق است که با زبانی ساده و آمیخته با عتاب و التماس بیان شده است. شاعر در حالی که از بی‌توجهی معشوق گلایه دارد، سرنوشت محتوم جدایی را پذیرفته و در اوج درماندگی، برای معشوق آرزوی خوشبختی می‌کند.

در این فضای رمانتیک و حزین، شاعر با بهره‌گیری از استعاره‌هایی نظیر دریا و آتش، به ترسیم وضعیت روحی خود پرداخته و تقابل میان خیرخواهی برای معشوق و نابودی خویش را به شکلی تأثیرگذار به تصویر می‌کشد.

معنای روان

ای ز ما سیر آمده بدرود باش ما نه خشنودیم تو خشنود باش

ای کسی که از ما خسته و دلزده شده‌ای، خداحافظ. اگرچه ما از این جدایی راضی نیستیم، اما تو در تصمیمی که گرفته‌ای، خشنود و راضی باش.

نکته ادبی: سیر آمدن در ادبیات کهن به معنای دلزده شدن و به تنگ آمدن از چیزی یا کسی است.

کشته ما را گر فراقت ای صنم تو به خون کشتگان ماخوذ باش

ای معشوق زیبا، اگر دوری تو باعث مرگ و نابودی من شده است، باید مسئولیت خون و جان باختگانِ راه عشقت را بر عهده بگیری.

نکته ادبی: واژه ماخوذ به معنای کسی است که مورد مؤاخذه قرار می‌گیرد و مسئولیت کاری بر گردن اوست.

غرقه در دریای هجران توام دلبرا دریاب ما را زود باش

من در گرداب و دریای بیکران دوری تو غرق شده‌ام؛ ای محبوب، زودتر به داد من برس و مرا از این مهلکه نجات ده.

نکته ادبی: دریا استعاره‌ای برای نشان دادن عمق و گستردگی رنج دوری است.

هجر تو بر ما زیانی ها نمود تو به وصلت دیگران را سود باش

دوری تو برای من جز ضرر و زیان چیزی در پی نداشت، حال که ما را رها کرده‌ای، لااقل برای دیگران مایه خیر و برکت و وصل باش.

نکته ادبی: تقابل میان زیان و سود نشان‌دهنده ناکامی شاعر در برابر کامیابی احتمالی دیگران است.

در فراقت کار ما از دست شد گر نگیری دست ما بدرود باش

در این دوری و بی‌خبری، کنترل زندگی و امور از دستم خارج شده است؛ اگر دست یاری به سوی من دراز نمی‌کنی، دیگر راهی جز وداع باقی نمی‌ماند.

نکته ادبی: کار از دست شدن کنایه از ناتوانی مطلق و شکست در تدبیر امور زندگی است.

ای سنایی در شبستان غمش گر چه همچون نار بودی دود باش

ای سنایی، در فضای تاریک و غمبارِ دوری او، حتی اگر پیش‌تر همچون آتش پرشور و گرما‌بخش بودی، اکنون باید مانند دود محو و ناپدید شوی.

نکته ادبی: شبستان به معنای اتاق خواب یا فضای تاریک است و تقابل میان نار و دود نماد گذار از شوریدگی به فناشدن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره دریای هجران

هجران به دریایی عمیق و مهلک تشبیه شده که عاشق در آن در حال غرق شدن است.

تضاد و استعاره نار و دود

شاعر خود را ابتدا به آتش تشبیه کرده و در نهایت به دود، که نشان‌دهنده تحلیل رفتن وجود عاشق در سایه غم است.

کنایه کار ما از دست شد

کنایه از به ستوه آمدن، ناتوانی و از دست دادن اختیار امور.

اسامی خاص صنم

استفاده از واژه صنم به معنای بت برای اشاره به معشوق که ریشه در سنت شعر کلاسیک فارسی دارد.