دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۸۰

سنایی
هر زمان چنگ بر کنار مگیر دل مسکین من شمار مگیر
یک زمان در کنار گیر مرا ور نگیری ز من کنار مگیر
جز به مهر تو میل نیست مرا جز مرا در زمانه یار مگیر
گر نخواهی که بی قرار شوم جز به نزدیک من قرار مگیر
بر سنایی ز دهر بیدادست تو کنون طبع روزگار مگیر
به همه عمر اگر کند گنهی یک گنه را ازو هزار مگیر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه سرشار از عجز و لابه و تمنای شاعر برای وصال و هم‌نشینی با محبوب است. شاعر در این ابیات، در حالی که از بی‌وفایی و بی‌رحمیِ روزگار گلایه دارد، از محبوب می‌خواهد که به او دل ببندد و از خوی ستم‌گرانه زمانه پیروی نکند.

در این غزل، مضمون اصلی خواهشِ پیوند و بخشش است. شاعر سعی دارد با بیانی عاطفی و لطیف، محبوب را به مهربانی و درکِ وضعیتِ پریشانِ خود فرابخواند و از او می‌خواهد که به خطاهای احتمالی‌اش با چشم‌پوشی نگاه کند و از سخت‌گیری بپرهیزد.

معنای روان

هر زمان چنگ بر کنار مگیر دل مسکین من شمار مگیر

هر لحظه ساز چنگ را در آغوش نگیر و مشغولِ نواختن مباش؛ به احوالِ دلِ بیچاره و غم‌زده‌ی من با دیده‌ی محاسبه و سرزنش منگر.

نکته ادبی: واژه چنگ نمادِ اشتغال به لهو و دنیای بیرون است و کنار گرفتن در معنای اول به آغوش کشیدن و در معنای دوم به حاشیه راندن اشاره دارد.

یک زمان در کنار گیر مرا ور نگیری ز من کنار مگیر

دست‌کم یک لحظه مرا در آغوش بگیر و با من هم‌نفس شو؛ و اگر قصدِ هم‌نشینی با من را نداری، دست‌کم از من فاصله نگیر و طردَم مکن.

نکته ادبی: تکرار فعلِ گرفتن برای ایجاد ایهام بین آغوش گرفتن و کنار گذاشتن استفاده شده است.

جز به مهر تو میل نیست مرا جز مرا در زمانه یار مگیر

من در این دنیا جز عشقِ تو هیچ میلی به کسی ندارم؛ پس تو نیز در این روزگار، کسی جز من را به عنوان یار و هم‌دم انتخاب نکن.

نکته ادبی: تأکید بر انحصارِ عشق و طلبِ متقابل که در سنتِ غزل‌سرایی برای بیانِ وفاداری به کار می‌رود.

گر نخواهی که بی قرار شوم جز به نزدیک من قرار مگیر

اگر نمی‌خواهی که من دچار بی‌قراری و آشفتگی شوم، پس هرگز جایی غیر از نزدیکیِ من را برای اقامت و آرامش انتخاب مکن.

نکته ادبی: استفاده از واژه قرار در دو معنای آرامش روحی و سکونت فیزیکی که هنرمندی شاعر را نشان می‌دهد.

بر سنایی ز دهر بیدادست تو کنون طبع روزگار مگیر

سنایی از دستِ ستم‌های روزگار رنج‌ها کشیده است؛ تو اکنون خوی و عادتِ نامهربانِ زمانه را در پیش مگیر و با من ستمگرانه رفتار نکن.

نکته ادبی: اشاره به نام شاعر (سنایی) به عنوان تخلص و توصیفِ نهادِ روزگار به عنوان منشأ بی‌وفایی.

به همه عمر اگر کند گنهی یک گنه را ازو هزار مگیر

اگر من در طولِ تمامِ عمرم خطایی مرتکب شدم، یک گناهِ کوچکِ مرا به حسابِ هزار گناه مگذار و سخت‌گیری مکن.

نکته ادبی: مبالغه در شمارشِ گناه برای نشان دادنِ شدتِ بخششِ موردِ انتظارِ شاعر.

آرایه‌های ادبی

ایهام کنار و گرفتن

واژه‌ی کنار در معانی آغوش و حاشیه به کار رفته و فعل گرفتن نیز در معانی مختلفی همچون به آغوش کشیدن، سخت گرفتن و انتخاب کردن استفاده شده است.

جناس مگیر

تکرار فعلِ مگیر در پایانِ مصراع‌ها که علاوه بر ایجاد موسیقیِ کلام، معانیِ متعددی را در بر می‌گیرد.

مبالغه یک گنه را ازو هزار مگیر

بزرگ‌نمایی در تعداد گناهان برای تقبیحِ سخت‌گیری و درخواستِ عفو و گذشت.