دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۷۹

سنایی
ساقیا می ده و نمی کم گیر وز سر زلف خود خمی کم گیر
گر به یک دم بمانده ای در دام جستی از دام پس دمی کم گیر
رو که عیسی دلیل و همره تست ره همی رو تو مریمی کم گیر
عالمی علم بر تو جمع شدست علم باقیست عالمی کم گیر
ز کما بیش بر تو نقصان نیست چون تو بیشی ز کم کمی کم گیر
بم گسسته ست زیر و زار خوشست زحمت زخمه را به می کم گیر
گر سنایی غمی ست بر دل تو یا غمی باش یا غمی کم گیر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده از سنایی غزنوی، دعوتی است به رهایی از بندهای تعلقات دنیوی و حرکت به سوی حقیقتِ هستی. شاعر با زبانی حکیمانه، مخاطب را فرا می‌خواند تا از تنگیِ نگرش‌های مادی عبور کند و با تکیه بر راهنمایانِ معنوی، به جایگاهِ حقیقی و والای انسانی خویش آگاه شود.

محور اصلی این کلام، دعوت به وارستگی، بی‌اعتنایی به کم و کیفِ دنیا و تمرکز برِ جانِ جانان و ابدیت است. سنایی در این ابیات، راهکارهایی برای رسیدن به آرامش درونی و رهایی از بندِ غم و اندوهِ دنیوی پیش روی سالک قرار می‌دهد.

معنای روان

ساقیا می ده و نمی کم گیر وز سر زلف خود خمی کم گیر

ای ساقی! شرابِ معرفت را سخاوتمندانه به ما بنوشان و در بخششِ آن دریغ مکن. همچنین، از پیچ و خمِ گیسوی دلربایت که نشانِ مستی و زیبایی است، برای ما کم مگذار.

نکته ادبی: ترکیبِ «کم گرفتن» در اینجا به معنای بخل ورزیدن و دریغ داشتن است.

گر به یک دم بمانده ای در دام جستی از دام پس دمی کم گیر

اگر لحظه‌ای گرفتارِ دامِ دنیا شدی و سپس از آن رهایی یافتی، دیگر در آن لحظه یا آن بندِ دنیوی درنگ مکن و به دنبالِ بندِ تازه نباش.

نکته ادبی: ایهامِ کلمه «دم» میانِ «لحظه» و «نفس» و همچنین اشاره به «دام» که با «دم» جناس دارد.

رو که عیسی دلیل و همره تست ره همی رو تو مریمی کم گیر

حرکت کن و پیش برو، چرا که عیسیِ جان (راهنمای معنوی و روح‌بخش) رهبر و همراهِ توست؛ پس در مسیرِ حقیقت گام بردار و دلبسته به مریم (یا دلبستگی‌های جزئیِ زمینی) مباش.

نکته ادبی: عیسی در اینجا نمادِ پیرِ راه و روحِ قدسی است که راهبرِ سالک است.

عالمی علم بر تو جمع شدست علم باقیست عالمی کم گیر

دانشِ بیکرانی در وجودِ تو گرد آمده است؛ این دانشِ حقیقی، جاودانه و باقی است، پس خود را درگیرِ دنیا و ظواهرِ گذرای آن مکن.

نکته ادبی: ایهامِ «عالمی» که هم به معنای «یک جهان» است و هم اشاره به «عالم و دانشمند» دارد.

ز کما بیش بر تو نقصان نیست چون تو بیشی ز کم کمی کم گیر

کم و زیاد شدنِ امورِ دنیوی به مقامِ والای تو لطمه‌ای نمی‌زند؛ چرا که تو در حقیقت وجودی برتر داری، پس از کاستی‌های مادی نگران مباش و آن‌ها را ناچیز بشمار.

نکته ادبی: اشاره به اصطلاح عرفانیِ «بیشی» که کنایه از تعالیِ روح و حقیقتِ والای انسان است.

بم گسسته ست زیر و زار خوشست زحمت زخمه را به می کم گیر

وقتی سازِ وجود ناکوک می‌شود (بم گسسته است)، نغمه‌های زیر و ناله‌های پنهانی آن همچنان خوش و دلنواز است. برایِ اصلاحِ ساز یا رهایی از زحمتِ نوازندگی، به شراب (مستیِ حقیقی) پناه ببر.

نکته ادبی: تضادِ میان «بم» و «زیر» که استعاره‌ای از فراز و فرودهای زندگی و ساز است.

گر سنایی غمی ست بر دل تو یا غمی باش یا غمی کم گیر

ای سنایی! اگر اندوهی بر دل داری، یا با آن غم یکی شو و آن را بپذیر، یا آن را به کل رها کن و بدان اهمیت نده؛ که میانه بودن در غم، رنج‌آور است.

نکته ادبی: استفاده از تخلصِ شاعر «سنایی» برای خطاب قرار دادنِ خویشتن در مقامِ اندرزگویی.

آرایه‌های ادبی

ایهام دم

اشاره به دو معنای لحظه و نفس، که در کنار واژه دام، ایهام تناسب نیز ایجاد کرده است.

نماد عیسی

نمادِ راهنمای معنوی و روح‌بخشی که سالک را در مسیرِ کمال هدایت می‌کند.

تضاد بم و زیر

بهره‌گیری از اصطلاحات موسیقی برای توصیف احوالِ درونی و ناپایداری‌های عالم.

تخلص سنایی

اشاره شاعر به نامِ خویش در بیت پایانی برای تأکید بر پند و اندرزهای خود.