دیوان اشعار - غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۷۶
سناییدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این قطعات نمایانگر شکوه و گلایه عاشق از بیمهری و جفای معشوق است. در این سرودهها، شاعر از فراق و رنجی که بیوفایی محبوب بر او تحمیل کرده، سخن میگوید و استمرار این درد را به پرسش میکشد و در پی یافتن چرایی این بیاعتنایی است.
فضای حاکم بر این اشعار، فضایی سرشار از اندوه و عجز عاشق است که در برابر بیاعتنایی معشوق، صبر خویش را از دست داده و با زبانی فاخر، تصویرساز و پرسشگر، رنج خویش را به تصویر میکشد.
معنای روان
ای دلبر، تا چه زمانی میخواهی همواره به جفا و ستمگری در حق من ادامه دهی؟
نکته ادبی: دلبر در اینجا مخاطب شعر است و واژه جفا به معنای ستم و بیوفایی است.
تا چه زمانی میخواهی پیوسته بر سر راه من بلا و سختی بیاوری و آرامشم را برهم بزنی؟
نکته ادبی: تکرار ردیف تا کی بود ای دلبر، برای تاکید بر استمرار رنج و شکایت عاشق است.
من با تمام وجود و با دلی یگانه و خالص به تو وفادارم، اما تو با بیتوجهیات مرا در غم و عطش رها کردهای.
نکته ادبی: دل یکتا کنایه از اخلاص و وفاداری بیقید و شرط عاشق است.
تا کی میخواهی دل مرا همچون زلفی که دو نیم شده و تاب خورده، آشفته و پریشان نگهداری؟
نکته ادبی: زلف دوتا استعاره از پریشانی و تشتت خاطر و پیچیدگیِ وضعیتی است که معشوق برای عاشق ایجاد کرده.
آرایههای ادبی
تشبیه چهره معشوق به خورشید برای نشان دادن درخشندگی و گرمای وجود او.
تشبیه پریشانی و آشفتگی حال عاشق به پیچ و تاب زلف.
تشبیه صبرِ از دست رفته به پیراهن و قبایی که از شدت غم دریده شده است.
تشبیه سرگشتگی و بیمقدار بودن عاشق در فراق معشوق به ستاره سها.
تکرار عبارت در انتهای ابیات برای تاکید بر عجز، شکایت و استمرارِ گلایه عاشق.