دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۷۲

سنایی
ماه مجلس خوانمت یا سرو بستان ای پسر میر میران خوانمت یا شاه میدان ای پسر
آب حیوان داری اندر در و ور جان ای پسر در و مرجان خوانمت یا آب حیوان ای پسر
باغ خندانی به عشرت ماه تابانی به لطف باغ خندان خوانمت یا ماه تابان ای پسر
رامش جانی به لطف و فخر حورانی به حسن فخر حوران خوانمت یا رامش جان ای پسر
درد و درمانی به غمزه شکر و شهدی به لب شهد و شکر خوانمت یا درد و درمان ای پسر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، نغمه‌ای است در ستایش جمال و کمال محبوب که با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های طبیعت‌گرایانه و اساطیری، حیرت و سرگشتگی عاشق را در برابر زیبایی خیره‌کننده معشوق بازتاب می‌دهد. شاعر در هر بیت با طرح پرسش‌هایی پیاپی، به دنبال یافتن عنوانی شایسته برای توصیف این کمال مطلق است و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که معشوق فراتر از نام‌ها و صفات معمول است.

فضا و لحن این اشعار، سرشار از شور و هیجان و تحسین است و شاعر با استفاده از واژگان فاخر و تصاویر کلاسیک ادبی، سعی دارد پیوند عمیق میان زیبایی ظاهری و اثرگذاری روحی معشوق بر جان عاشق را به تصویر بکشد.

معنای روان

ماه مجلس خوانمت یا سرو بستان ای پسر میر میران خوانمت یا شاه میدان ای پسر

ای جوان، آیا تو را به مانند ماهِ درخشان در محفل و سروِ بلندقامتی در باغ خطاب کنم؟ یا تو را فرمانروایِ فرمانروایان و پادشاهِ میدانِ نبرد بنامم؟

نکته ادبی: تشبیه معشوق به ماه و سرو از مضامین رایج در شعر کلاسیک فارسی برای بیان زیبایی و بلندقامتی است.

آب حیوان داری اندر در و ور جان ای پسر در و مرجان خوانمت یا آب حیوان ای پسر

ای جوان، در لعلِ لب‌ها و دندان‌هایِ چون مرواریدت، گویی آبِ حیات نهفته است؛ بگویم تو مروارید و مرجانی یا چشمه‌ی آبِ زندگانی؟

نکته ادبی: اشاره به آب حیوان که نماد جاودانگی است و استعاره از زیبایی لب‌ها و دندان‌ها در ادبیات عرفانی و غنایی.

باغ خندانی به عشرت ماه تابانی به لطف باغ خندان خوانمت یا ماه تابان ای پسر

تو به دلیل شادمانی و فرحی که به جان می‌بخشی، همچون باغی خندان هستی و به دلیل لطافت و زیبایی، چون ماهِ تابانی؛ ای جوان، تو را باغِ خندان بخوانم یا ماهِ درخشان؟

نکته ادبی: تضاد و تناسب میان باغ و ماه، به ترتیب نماد طراوت و روشنی بخشی هستند.

رامش جانی به لطف و فخر حورانی به حسن فخر حوران خوانمت یا رامش جان ای پسر

تو به خاطرِ لطافت و شیرینی وجودت، باعث آرامشِ جان هستی و به خاطر زیباییِ بی‌نظیرت، مایه‌ی افتخارِ حوریانِ بهشتی؛ آیا تو را مایه‌ی افتخارِ حوریان بخوانم یا آرامش‌بخشِ روح؟

نکته ادبی: بهره‌گیری از کنایه برای بیانِ تاثیرِ روحیِ معشوق بر عاشق و تکیه بر اساطیر دینی در وصف جمال.

درد و درمانی به غمزه شکر و شهدی به لب شهد و شکر خوانمت یا درد و درمان ای پسر

تو با یک نگاه و کرشمه، هم دردِ منی و هم درمانم، و لب‌هایت چون عسل و شکر شیرین است؛ بگویم تو شهد و شکری یا خودِ درد و درمانی، ای جوان؟

نکته ادبی: تضاد میان درد و درمان، کنایه از تاثیر دوگانه عشق است که هم بیمار می‌کند و هم شفا می‌بخشد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه ماه مجلس، سرو بستان، باغ خندان

مانند کردن معشوق به عناصر زیبای طبیعت برای درک بهتر زیبایی او.

تضاد (طباق) درد و درمان

کنار هم قرار دادن واژگان متضاد برای نشان دادن تاثیرات متناقض عشق.

استفهام انکاری و پرسشی خوانمت یا...

تکرار پرسش برای نشان دادن تحیر و ناتوانی شاعر در توصیف کمال محبوب.