دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۶۸

سنایی
راحتی جان را به گفتار ای پسر آفتی دل را به کردار ای پسر
هر چه باید داری از خوبی ولیک نیست کردارت چو گفتار ای پسر
مهر و ماهی گر بدندی مهر و ماه سرو قد و لاله رخسار ای پسر
بشکنی بازار خوبان جهان چون فرود آیی به بازار ای پسر
خلقی از کار تو سرگردان شدند تا کجا خواهد شدن کار ای پسر
همچو یعقوبند گریان زان که تو یوسف عصری به دیدار ای پسر
عشق تو چون پای بند خلق شد دست را آهسته بردار ای پسر
عاشق ست اکنون سنایی بر تو زار رحم کن بر عاشق زار ای پسر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، تصویرگرِ دوگانگیِ شخصیتِ معشوقی است که از یک سو با بهره‌مندی از زیبایی‌های بی‌همتا، چون خورشید و ماه، دل‌ها را می‌رباید و از دیگر سو با رفتارهای متناقض و بی‌مهری‌هایش، عاشقان را به رنج و اندوه می‌افکند. سنایی در این ابیات، ضمن ستایش جمالِ ظاهری معشوق که او را به یوسفِ زمانه تشبیه کرده، از ناهماهنگی میان گفتارِ دل‌فریب و رفتارِ آزاردهنده‌ی او گله‌مند است.

این سروده، بازتابی از درگیریِ درونی عاشق است که در بندِ فتنه‌گری‌های معشوق گرفتار شده و در حالی که از او می‌خواهد با عاشقان مدارا کند، خود نیز در شمارِ دل‌باختگانِ زار و پریشان‌حالِ او جای گرفته است.

معنای روان

راحتی جان را به گفتار ای پسر آفتی دل را به کردار ای پسر

در حالی که سخن گفتن تو مایه آرامش و راحتیِ جان است، رفتار تو چون آفتی به جان دل می‌افتد و آن را تباه می‌کند.

نکته ادبی: تضاد میان «راحتی» و «آفت» برای نشان دادن تناقض رفتاری معشوق است.

هر چه باید داری از خوبی ولیک نیست کردارت چو گفتار ای پسر

تو از نظر زیبایی ظاهری هیچ کم و کاستی نداری، اما افسوس که کردار و رفتارت با گفتارت یکی نیست و به آن اندازه که زیبا سخن می‌گویی، خوش‌رفتار نیستی.

نکته ادبی: اشاره به وفای به عهد که در اخلاق عرفانی و عاشقانه جایگاه ویژه‌ای دارد.

مهر و ماهی گر بدندی مهر و ماه سرو قد و لاله رخسار ای پسر

اگر خورشید و ماه، حقیقتاً زیباییِ ذاتی داشتند، باید به اندازه‌ی تو صاحبِ قامتِ سروگونه و چهره‌ای چون لاله می‌بودند.

نکته ادبی: اغراق (مبالغه) در زیبایی معشوق که او را برتر از اجرام آسمانی می‌داند.

بشکنی بازار خوبان جهان چون فرود آیی به بازار ای پسر

اگر تو در بازارِ زیبایی‌های جهان قدم بگذاری، چنان جلوه‌گری می‌کنی که رونق و ارزشِ دیگر زیبارویان از بین می‌رود و بازارهای آن‌ها کساد می‌شود.

نکته ادبی: کنایه از بی‌رقیب بودن معشوق در زیبایی.

خلقی از کار تو سرگردان شدند تا کجا خواهد شدن کار ای پسر

به خاطر رفتارهای تو، بسیاری از مردم دچار سرگشتگی و حیرانی شده‌اند و هیچ‌کس نمی‌داند که سرانجامِ این ماجرا و رفتار تو به کجا ختم خواهد شد.

نکته ادبی: بیان سرگردانی عاشق که از ویژگی‌های بارز سبک عراقی و عرفانی است.

همچو یعقوبند گریان زان که تو یوسف عصری به دیدار ای پسر

همگان همچون یعقوب در فراق تو گریان‌اند، چرا که تو همچون یوسفِ زمانه، صاحبِ جمالی هستی که هرکس را شیفته و حیران می‌کند.

نکته ادبی: تلمیح به داستان یوسف و یعقوب جهت بیان شدت دلتنگی و زیبایی بی‌مانند.

عشق تو چون پای بند خلق شد دست را آهسته بردار ای پسر

از آنجا که عشقِ تو، چون زنجیری بر پایِ مردم افتاده و آنان را گرفتار کرده است، از تو می‌خواهم که کمی دست از این جور و ستم برداری و با عاشقان مدارا کنی.

نکته ادبی: استعاره از پای‌بند شدن برای گرفتاری در دام عشق.

عاشق ست اکنون سنایی بر تو زار رحم کن بر عاشق زار ای پسر

اکنون من (سنایی) نیز در شمارِ عاشقانِ نالان و زارِ تو درآمده‌ام؛ پس به حالِ این عاشقِ پریشان‌حال، رحم و شفقت داشته باش.

نکته ادبی: تخلص شاعر که در بیت پایانی به نام خود اشاره کرده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد راحتی جان / آفت دل

بهره‌گیری از دو واژه‌ی متضاد برای نشان دادن تفاوت گفتار و کردار معشوق.

تلمیح یعقوب / یوسف

ارجاع به داستان یوسف و یعقوب برای بیان زیبایی معشوق و رنج هجران عاشقان.

کنایه بشکنی بازار

کنایه از بی‌ارزش شدن رقیبان در برابر زیبایی معشوق.

تشبیه سرو قد / لاله رخسار

مانند کردن قد معشوق به سرو و چهره‌اش به لاله برای تصویرسازی زیبایی.