دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۵۵

سنایی
هر که او معشوق دارد گو چو من عیار دار خوش لب و شیرین زبان خوش عیش و خوش گفتار دار
یار معنی دار باید خاصه اندر دوستی تا توانی دوستی با یار معنی دار دار
از عزیزی گر نخواهی تا به خواری اوفتی روی نیکو را عزیز و مال و نعمت خوار دار
ماه ترکستان بسی از ماه گردون خوبتر مه ز ترکستان گزین و ز ماه گردون دون عار دار
زلف عنبر بار گیر و جام مالامال کش دوستی با جام و با زلفین عنبر بار دار
ور همی خواهی که گردد کار تو همچون نگار چون سنایی خویشتن در عشق او بر کار دار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در فضای فکری و عرفانی سنایی، دعوتی است برای گزینش عشقی متعالی و انسانی والا؛ شاعر مخاطب را تشویق می‌کند تا در مسیر زندگی، به جای دل‌بستن به زر و زیور و مال دنیا، جان و دل خود را معطوف به زیبایی‌های اصیل و معنوی کند.

در این فضای فکری، عشق به معشوقی شایسته، نه تنها سبب تعالی روح است، بلکه راهی برای پیراستن جان از دلبستگی‌های حقیر مادی به شمار می‌رود. سنایی با زبانی پندآموز، بر ضرورت هوشمندی در انتخاب رفیق و استقامت در راه عشق تأکید می‌ورزد.

معنای روان

هر که او معشوق دارد گو چو من عیار دار خوش لب و شیرین زبان خوش عیش و خوش گفتار دار

هر آن‌کس که معشوقی دارد، باید مانند من باهوش و جسور باشد؛ معشوق باید لبانی شیرین، گفتاری دلنشین، همنشینی خوش و بیانی نکو داشته باشد.

نکته ادبی: واژه «عیار» در متون کلاسیک به معنای جوانمرد، زیرک، زرنگ و گاه به معنای پهلوان‌منش به کار می‌رود.

یار معنی دار باید خاصه اندر دوستی تا توانی دوستی با یار معنی دار دار

به‌ویژه در امر دوستی، باید معشوق و رفیقی را برگزید که عمیق، با‌معنا و دارای فضیلت باشد؛ تا جای ممکن، تنها با چنین یار فرزانه‌ای طرح دوستی بریز.

نکته ادبی: تکرار واژه «معنی‌دار» برای تأکید بر اصالت و عمق شخصیت معشوق در کلام شاعر به کار رفته است.

از عزیزی گر نخواهی تا به خواری اوفتی روی نیکو را عزیز و مال و نعمت خوار دار

اگر نمی‌خواهی از جایگاه عزت و احترام به ذلت و خواری سقوط کنی، زیبایی و عشق را عزیز و گرامی بدار و مال و ثروت دنیا را بی‌ارزش و حقیر بدان.

نکته ادبی: تقابل میان «عزیز» و «خوار» در این بیت، آرایه تضاد زیبایی را برای تأکید بر ارزش‌های اخلاقی نسبت به مادیات پدید آورده است.

ماه ترکستان بسی از ماه گردون خوبتر مه ز ترکستان گزین و ز ماه گردون دون عار دار

زیبارویان سرزمین ترکستان بسیار از ماه آسمان زیباترند؛ پس آن زیباروی زمینی را انتخاب کن و از ماه آسمان که در برابر زیبایی معشوق، پدیده‌ای پست و بی‌فروغ است، دوری بجوی.

نکته ادبی: در ادبیات کلاسیک فارسی، ماه ترکستان استعاره‌ای تثبیت‌شده برای زیبارویان است.

زلف عنبر بار گیر و جام مالامال کش دوستی با جام و با زلفین عنبر بار دار

موی خوش‌بویِ معشوق را در دست بگیر و جام شرابِ لبریز را بنوش؛ در واقع دوستی و هم‌نشینی خود را وقف عشقِ زیبا و مستیِ آگاهانه کن.

نکته ادبی: «عنبربار» صفت مرکب برای زلف است که دلالت بر معطر بودن و شکوه گیسوی معشوق دارد.

ور همی خواهی که گردد کار تو همچون نگار چون سنایی خویشتن در عشق او بر کار دار

و اگر دوست داری که سرنوشت و کارت به زیباییِ یک تصویرِ هنری شود، همچون سنایی خودت را وقف عشق آن محبوب کن و تمام توان خود را در این مسیر به کار بگیر.

نکته ادبی: «نگار» هم به معنای تصویر زیبا و نقاشی‌شده است و هم استعاره‌ای برای معشوق محبوب.

آرایه‌های ادبی

تضاد عزیز و خوار

به کارگیری دو واژه متضاد در بیت سوم برای نشان دادن برتری عشق بر مال دنیا.

استعاره ماه ترکستان

اشاره به زیبارویان به جای معنای لغوی ماه آسمانی.

تشبیه کار تو همچون نگار

مانند کردن سرنوشت انسان به یک تصویر زیبا و هنری برای تأکید بر کمال.

ایهام معنی‌دار

اشاره به دو مفهومِ دارا بودنِ معنی و عمقِ شخصیتی و همچنین برخورداری از ارزش‌های معنوی.