دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۵۱

سنایی
جمع خراباتیان سوز نفس کم کنید باده نهانی خورید بانگ جرس کم کنید
نیست جز از نیستی سیرت آزادگان در ره آزادگان صحو و درس کم کنید
راه خرابات را جز به مژه نسپرید مرکب طامات را زین هوس کم کنید
مجمع عشاق را قبلهٔ رخ یار بس چون به نماز اندرید روی به پس کم کنید
قافلهٔ عاشقان راه ز جان رفته اند گر ز وفا آگهید قصد فرس کم کنید
روی نبینیم ما دیدن سیمرغ را نیست چو مرغی کنون ز آه و نفس کم کنید
گر نتوانید گفت مذهب شیران نر در صف آزادگان عیب مگس کم کنید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده‌ها، خواننده را به ترک تظاهر و ریا در مسیر حقیقت دعوت می‌کنند. فضای حاکم بر این ابیات، فضایی است مبتنی بر تواضع، فنایِ وجود و نفیِ خودبینی که از مؤلفه‌های اصلیِ طریقت‌های عرفانی است. شاعر در این قطعه، به شکلی صریح، عاشقان و آزادگان را از اشتغال به ظواهر، ادعاهای بی‌پایه و انتقادهای کوچک‌منشانه باز می‌دارد و بر لزومِ تمرکزِ کامل بر عشقِ الهی تأکید می‌ورزد.

مضمونِ اصلی، دعوت به سکوت، خلوت‌گزینی و پیمودنِ مسیر با جان و دل به جایِ حرف و حدیث است. این ابیات یادآورِ آن است که سلوکِ معنوی، نه با شعار، بلکه با گذشتن از «منِ خویش» و با قلبی فارغ از خودخواهی و تعلّق به عالمِ مادی میسر می‌شود.

معنای روان

جمع خراباتیان سوز نفس کم کنید باده نهانی خورید بانگ جرس کم کنید

ای اهلِ معرفت و مستی، تظاهر به سوز و گدازِ روحانی را کنار بگذارید؛ شرابِ حقیقت را پنهانی بنوشید و از هیاهو و خودنمایی بپرهیزید.

نکته ادبی: خراباتیان: کسانی که خود را به خرابی و بی‌نام‌ونشانی در راه حق زده‌اند. باده: نمادِ عشق و معرفتِ الهی. جرس: زنگِ کاروان که نشان‌دهنده‌یِ هیاهو است.

نیست جز از نیستی سیرت آزادگان در ره آزادگان صحو و درس کم کنید

خوی و خصلتِ آزادگان، تنها در فنا و نیستیِ وجود است؛ پس در این طریقت، از عقل‌گراییِ خشک و درس‌هایِ ظاهری فاصله بگیرید.

نکته ادبی: نیستی: فنایِ نفس که شرطِ اولِ آزادی در عرفان است. صحو: هوشیاری و عقل‌گراییِ ظاهری در برابرِ مستیِ عرفانی.

راه خرابات را جز به مژه نسپرید مرکب طامات را زین هوس کم کنید

مسیرِ رسیدن به حقیقت را باید با کمالِ تواضع و فروتنی طی کرد؛ پس ادعاهای بیهوده و گزاف‌گویی را از این راه دور کنید.

نکته ادبی: مژگان: استعاره از نهایتِ افتادگی و ذلتِ عارفانه. طامات: سخنانِ گزاف و ادعاهایِ بزرگ که نشانه‌یِ بی‌مایگی است.

مجمع عشاق را قبلهٔ رخ یار بس چون به نماز اندرید روی به پس کم کنید

برای اهلِ دل، تنها چهره‌ی یار، قبله‌ی واقعی است؛ پس وقتی در نمازِ عشق ایستاده‌اید، از توجه به هر چیزِ غیر از او دست بردارید.

نکته ادبی: قبله: مراد و مقصود. نماز: استعاره از خلوتِ قلبی و عبادتِ واقعی.

قافلهٔ عاشقان راه ز جان رفته اند گر ز وفا آگهید قصد فرس کم کنید

کاروانِ عاشقان از جانِ خویش گذشته‌اند؛ اگر از وفاداری بویی برده‌اید، دیگر به فکرِ دوری و مسافت نباشید.

نکته ادبی: فرس: واحد مسافت (فرسنگ) که کنایه از سختی و دوریِ راه است.

روی نبینیم ما دیدن سیمرغ را نیست چو مرغی کنون ز آه و نفس کم کنید

ما دیگر سیمرغ (حقیقتِ متعالی) را به چشم نمی‌بینیم؛ چون چنین موجودی دیگر نیست، پس آه و فغان و نَفَسِ خود را بیهوده هدر ندهید.

نکته ادبی: سیمرغ: پرنده‌ی اساطیری که نمادِ حقیقتِ مطلق و دور از دسترس است.

گر نتوانید گفت مذهب شیران نر در صف آزادگان عیب مگس کم کنید

اگر توانِ سلوک و مرامِ بزرگمردان را ندارید، لااقل در میانِ صفِ آزادگان، مانند مگس، عیب‌جوییِ دیگران را نکنید.

نکته ادبی: شیران نر: کنایه از مردانِ بزرگ و شجاع در طریقِ حق. مگس: نمادِ کوچکی، پستی و عیب‌جوییِ بی‌مایه.

آرایه‌های ادبی

استعاره خرابات

نمادِ جایگاهِ بی‌خودی، وارستگی و حقیقت‌جویی در مقابلِ ریاکاریِ اهلِ ظاهر.

نماد اساطیری سیمرغ

اشاره به موجودی افسانه‌ای که نمادِ خداوند یا حقیقتِ دست‌نیافتنی در عرفان است.

تضاد (طباق) شیران نر و مگس

مقایسه‌ی میانِ روحِ بزرگ و بلندپروازِ سالکان با روحِ کوچک و پستِ عیب‌جویان.

کنایه سپردن راه به مژه

کنایه از پیمودنِ مسیر با کمالِ خاکساری و فروتنی.