دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۴۵

سنایی
هر که در کوی خرابات مرا بار دهد به کمال و کرمش جان من اقرار دهد
بار در کوی خرابات مرا هیچ کسی ندهد ور دهد آن یار وفادار دهد
در خرابات بود یار من و من شب و روز به سر کوی همی گردم تا بار دهد
ای خوشا کوی خرابات که پیوسته در او مر مرا دوست همی وعدهٔ دیدار دهد
هر که او حال خرابات بداند به درست هر چه دارد همه در حال به بازار دهد
در خرابات نبینی که ز مستی همه سال راهب دیر ترا کشتی و زنار دهد
آنکه چون باشد هشیار به فرزند عزیز در می سیم به صد زاری دشخوار دهد
هر دو عالم را چون مست شود از دل و جان به بهای قدح می دهد و خوار دهد
آنکه بیرون خرابات به قطمیر و نقیر چون در آید به خرابات به قنطار دهد
آنکه نانی همه آفاق بود در چشمش در خرابات به می جبه و دستار دهد
آنکه او کیسه ز طرار نگهدارد چون به خرابات شود کیسه به طرار دهد
ای تو کز کوی خرابات نداری گذری زان سناییت همی پند به مقدار دهد
تو برو زاویهٔ زهد نگهدار و مترس که خداوند سزا را به سزاوار دهد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درونمایه اصلی این سروده، دعوت به رهایی از تعلقات دنیوی و گذار از ظاهرپرستیِ زاهدانه به سوی حقیقتِ عرفانی در فضای خرابات است. شاعر خرابات را نه یک میخانه مادی، بلکه مأمنی برای فنای خودخواهی و رسیدن به لقای دوست می‌داند که جز با بخشش و نثار کردنِ تمام هستی، میسر نیست.

این غزلِ حکیمانه با بیانی ملامتی، تقابلِ میان عقلِ حسابگرِ دنیوی و شورِ عاشقانه عرفانی را به تصویر می‌کشد و تأکید می‌کند که حقیقت، تنها در سایه تسلیمِ محض و بی‌نیازی از اعتبارِ ظاهری برای سالکِ صادق آشکار می‌شود.

معنای روان

هر که در کوی خرابات مرا بار دهد به کمال و کرمش جان من اقرار دهد

هر کس مرا به این مقامِ فنا و بی‌آبروییِ عاشقانه (خرابات) راه دهد، من با جان و دل به بزرگی و لطفش اعتراف خواهم کرد.

نکته ادبی: خرابات در عرفان به معنای جایی است که سالک از هوشیاریِ عقلانی خارج شده و به مستیِ عشق می‌رسد.

بار در کوی خرابات مرا هیچ کسی ندهد ور دهد آن یار وفادار دهد

هیچ‌کس نمی‌تواند مرا به این مقام راه دهد، مگر آن یارِ وفاداری که خود صاحبِ این راه است.

نکته ادبی: تأکید بر این نکته است که هدایتِ معنوی تنها به دستِ مرشد و محبوبِ حقیقی است.

در خرابات بود یار من و من شب و روز به سر کوی همی گردم تا بار دهد

محبوبِ من در خرابات حضور دارد و من شبانه‌روز در کوی او پرسه می‌زنم تا شاید مرا به درونِ این محفل راه دهد.

نکته ادبی: اشاره به استمرار و پافشاری سالک در جستجوی حقیقت.

ای خوشا کوی خرابات که پیوسته در او مر مرا دوست همی وعدهٔ دیدار دهد

چه جای خوشی است این کوی خرابات که پیوسته در آن، دوست به من وعده دیدار می‌دهد.

نکته ادبی: وعده دیدار در اینجا نمادِ شهود و رسیدن به حق است.

هر که او حال خرابات بداند به درست هر چه دارد همه در حال به بازار دهد

هر کس که حقیقتِ خرابات را به درستی درک کند، هر چه دارد و ندارد را در راهِ رسیدن به این حالِ خوش، به سرعت می‌بخشد.

نکته ادبی: اشاره به ایثار و گذشتن از مال و منال در راه عشق.

در خرابات نبینی که ز مستی همه سال راهب دیر ترا کشتی و زنار دهد

در خرابات می‌بینی که از شدتِ مستی و بیخودی، حتی راهبِ کلیسا هم نشانه‌های دینداریِ رسمی خود (زنار) را کنار می‌گذارد.

نکته ادبی: زنار بندی است که اهل ذمه بر کمر می‌بستند؛ اینجا نمادِ دور ریختنِ ظواهرِ مذهبی و رسیدن به حقیقتِ واحد است.

آنکه چون باشد هشیار به فرزند عزیز در می سیم به صد زاری دشخوار دهد

کسی که در حالتِ عادی (هشیاریِ دنیوی) برای فرزندِ خود، پولش را با صد سختی و خساست نگه می‌دارد و به سختی آن را خرج می‌کند،

نکته ادبی: تضاد میانِ بخلِ دنیوی و بخشندگیِ عرفانی در ابیاتِ بعدی.

هر دو عالم را چون مست شود از دل و جان به بهای قدح می دهد و خوار دهد

وقتی در خرابات مستِ عشق شود، هر دو جهان را به بهای یک جام می می‌فروشد و ناچیز می‌شمارد.

نکته ادبی: می در اینجا استعاره از شرابِ معرفت و عشقِ الهی است.

آنکه بیرون خرابات به قطمیر و نقیر چون در آید به خرابات به قنطار دهد

کسی که بیرون از خرابات، بر سرِ قطمیر و نقیر (کوچک‌ترین و بی‌ارزش‌ترین چیزها) حساب و کتاب می‌کند، چون واردِ خرابات شود، دارایی‌های کلان (قنطار) را به راحتی می‌بخشد.

نکته ادبی: قطمیر و نقیر از اصطلاحاتِ قرآنی برای کوچکترین چیزها هستند که در اینجا تضادِ زیبایی با قنطار ایجاد کرده‌اند.

آنکه نانی همه آفاق بود در چشمش در خرابات به می جبه و دستار دهد

کسی که در نظرش نانِ شب تمامِ دنیاست، وقتی به خرابات می‌آید، جبه و دستار (نمادِ اعتبار و آبروی اجتماعی‌اش) را برای به دست آوردنِ می، حراج می‌کند.

نکته ادبی: اشاره به ترکِ منیت و اعتبارِ ظاهری برای رسیدن به مقامِ فقرِ عرفانی.

آنکه او کیسه ز طرار نگهدارد چون به خرابات شود کیسه به طرار دهد

کسی که همیشه کیسه‌ی پولش را با ترس از دزد محافظت می‌کرد، وقتی به خرابات می‌رسد، کیسه را داوطلبانه به دزد می‌دهد.

نکته ادبی: نشان‌دهنده بی‌اعتباریِ مطلقِ مال و دارایی برای سالک.

ای تو کز کوی خرابات نداری گذری زان سناییت همی پند به مقدار دهد

ای کسی که هرگز گذر و تجربه‌ای از کوی خرابات نداری، سنایی به تو پند می‌دهد که به اندازه‌ی ظرفیت و درکت از این مسیر بهره‌مند شوی.

نکته ادبی: سنایی در اینجا با تخلصِ خود، مخاطب را به حقیقت‌جویی دعوت می‌کند.

تو برو زاویهٔ زهد نگهدار و مترس که خداوند سزا را به سزاوار دهد

تو برو در گوشه‌ی زهدِ خشکِ خود بنشین و نترس، که خداوند حق را به هر کسی که شایسته‌ی آن باشد، عطا خواهد کرد.

نکته ادبی: اشاره به اینکه هر کسی در خورِ حال و مقامِ خویش از حقیقت نصیب می‌برد.

آرایه‌های ادبی

استعاره خرابات

استعاره از جایگاهِ بیگانگی از خود، فنای منیت و مقامِ فنای فی‌الله.

تضاد قطمیر و نقیر در برابر قنطار

تقابل میان چیزهای ناچیز دنیوی و ثروت‌های عظیم که در راهِ عشق بخشیده می‌شوند.

نماد زنار، جبه و دستار

نمادهای ظواهر دینی و اعتبار اجتماعی که سالک برای رسیدن به حقیقت، آن‌ها را رها می‌کند.

کنایه کیسه به طرار دادن

کنایه از ترک کامل تعلقات مادی و بی‌اعتنایی به مال دنیا در حالِ مستیِ عرفانی.