دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۳۲

سنایی
روی او ماهست اگر بر ماه مشک افشان بود قد او سروست اگر بر سرو لالستان بود
گر روا باشد که لالستان بود بالای سرو بر مه روشن روا باشد که مشک افشان بود
دل چو گوی و پشت چون چوگان بود عشاق را تا زنخدانش چو گوی و زلف چون چوگان بود
گر ز دو هاروت او دلها نژند آید همی درد دلها را ز دو یاقوت او درمان بود
من به جان مرجان و لولو را خریداری کنم گر چو دندان و لب او لولو و مرجان بود
راز او در عشق او پنهان نماند تا مرا روی زرد و آه سرد و دیدهٔ گریان بود
زان که غمازان من هستند هر سه پیش خلق هر کجا غماز باشد راز کی پنهان بود
بر کنار خویش رضوان پرورد او را به ناز حور باشد هر که او پروردهٔ رضوان بود
هر زمان گویم به شیرینی و پاکی در جهان چون لب و دندان او یارب لب و دندان بود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در سبک غنایی و عاشقانه سروده شده‌اند و شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های سنتی ادبیات کلاسیک فارسی، به توصیف زیبایی‌های معشوق و بازتاب آن در روح و جان عاشق پرداخته است. فضا، فضایی ستایش‌گرانه است که در آن معشوق با صفاتی چون ماه، سرو و حوری بهشتی توصیف شده است.

در کنار توصیف زیبایی‌های ظاهری معشوق، شاعر به رنج‌های درونی عاشق نیز اشاره دارد؛ رنج‌هایی که به سبب آشکار شدن نشانه‌های عشق نزد مردمان، پنهان ماندنِ این راز را غیرممکن می‌سازد. در واقع، پیوند میان کمال زیبایی معشوق و بی‌قراری عاشق، محور اصلی انسجام و معنایی این ابیات را تشکیل می‌دهد.

معنای روان

روی او ماهست اگر بر ماه مشک افشان بود قد او سروست اگر بر سرو لالستان بود

صورت او همچون ماه است اگر ماه با موهای مشکین پوشیده شود و قد و قامت او مانند سرو است اگر تصور کنیم که بر شاخه‌های سرو گل‌های لاله روییده باشد.

نکته ادبی: مشک افشان استعاره از گیسوی سیاه و لاله ستان کنایه از سرخی و زیبایی چهره در کنار قامت موزون است.

گر روا باشد که لالستان بود بالای سرو بر مه روشن روا باشد که مشک افشان بود

اگر شایسته است که بر شاخه‌های سرو گل‌های لاله روییده باشد، پس سزاوار است که بر چهره‌ای که مانند ماه روشن است، زلف‌های مشکین آویخته باشد.

نکته ادبی: این بیت بر پایه استدلال شاعرانه برای توجیه پیوند اجزای زیبایی صورت معشوق بنا شده است.

دل چو گوی و پشت چون چوگان بود عشاق را تا زنخدانش چو گوی و زلف چون چوگان بود

برای عاشقان، دل همانند گوی و پشتِ کمر (در اثر خمیدگی و تواضع) مانند چوگان است، تا زمانی که زنخدان محبوب همانند گوی و زلفانش چون چوگان باشند.

نکته ادبی: تشبیه دل به گوی و پشت به چوگان، نشان از تسلیم و شکستگی عاشق در برابر زیبایی معشوق دارد.

گر ز دو هاروت او دلها نژند آید همی درد دلها را ز دو یاقوت او درمان بود

اگر از چشمان سحرآمیز (هاروت) او دل‌ها غمگین و پریشان می‌شوند، در مقابل، لب‌های سرخ (یاقوت) او مرهمی برای دردهای عاشقانه است.

نکته ادبی: هاروت نماد سحر و جادوگری در ادبیات کلاسیک است که در اینجا به چشمان افسونگر معشوق اشاره دارد.

من به جان مرجان و لولو را خریداری کنم گر چو دندان و لب او لولو و مرجان بود

من حاضرم با تمام وجودم بهای مروارید و مرجان را بپردازم، البته اگر مروارید و مرجان به زیبایی و درخشندگی لب و دندان محبوب من باشند.

نکته ادبی: جان خریدن کنایه از نهایت ارزش و اشتیاق است.

راز او در عشق او پنهان نماند تا مرا روی زرد و آه سرد و دیدهٔ گریان بود

راز عشق من پنهان نمی‌ماند، تا زمانی که نشانه‌های آن یعنی چهره زرد از غم، آه سرد از سینه و چشمان گریان را با خود دارم.

نکته ادبی: ترکیب آه سرد و روی زرد از کنایات مشهور ادبی برای نشان دادن رنج عاشق است.

زان که غمازان من هستند هر سه پیش خلق هر کجا غماز باشد راز کی پنهان بود

چرا که آن سه مورد (زردی رخ، آه سرد، چشم گریان) نزد مردم خبرچین‌های من هستند و هر کجا خبرچینی باشد، طبیعتاً راز پنهان نمی‌ماند.

نکته ادبی: غماز به معنای فاش‌کننده راز است و در اینجا شاعر به طرز طنزآمیزی نشانه‌های ظاهری رنج خود را دشمنِ رازداری‌اش می‌داند.

بر کنار خویش رضوان پرورد او را به ناز حور باشد هر که او پروردهٔ رضوان بود

رضوان (نگهبان بهشت) او را با نوازش و توجه در کنار خود پرورش داده است، بنابراین هر کسی که در سایه لطف رضوان بزرگ شده باشد، قطعاً حوری است.

نکته ادبی: رضوان نام خازن یا نگهبان بهشت در فرهنگ اسلامی است.

هر زمان گویم به شیرینی و پاکی در جهان چون لب و دندان او یارب لب و دندان بود

هر لحظه از دنیا می‌پرسم که آیا لب و دندانی به شیرینی و پاکی لب و دندان محبوب من وجود دارد؟

نکته ادبی: ساختار یارب نوعی پرسش انکاری و تأکید بر بی‌نظیر بودن معشوق است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه روی او ماه است / قد او سرو است

مانند کردن چهره به ماه و قامت به سرو برای اغراق در زیبایی.

کنایه هاروت

اشاره به چشمان افسونگر و سحرآمیز که دل‌ها را تسخیر می‌کند.

مراعات نظیر دل و گوی و پشت و چوگان

استفاده از واژگانی که با یکدیگر در یک میدان معنایی بازی چوگان قرار دارند.

تضاد و تناسب غمازان من هستند هر سه

شاعر نشانه‌های رنج خود را به عنوان جاسوس و خبرچین معرفی می‌کند که راز او را فاش می‌کنند.