دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۲۸

سنایی
آفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بود و آفرین بادا بر آن کس کو ترا در خور بود
آفرین بر جان آن کس کو نکو خواهت بود شادمان آن کس که با تو در یکی بستر بود
جان و دل بردی به قهر و بوسه ای ندهی ز کبر این نشاید کرد تا در شهرها منبر بود
گر شوم من پاسبان کوی تو راضی بوم خود ببخشایی بر آن کش این هوس درسر بود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بازتابی از اشتیاق شدید، حسادت عاشقانه و تسلیم‌شدنِ بی‌چون و چرای عاشق در برابر محبوب است. شاعر در فضایی آکنده از غبطه و نیاز، از یک‌سو به اطرافیانِ محبوب رشک می‌برد و از سوی دیگر، در شکایتی شیرین از تکبر و بی‌مهریِ معشوق سخن می‌گوید.

درونمایه اصلی این ابیات، تضاد میان عشقِ جان‌سوزِ عاشق و بی‌تفاوتیِ غرورآمیزِ معشوق است. شاعر با زبانی صمیمانه و در عین حال گلایه‌آمیز، از آرزوی خود برای نزدیکی به محبوب و رسیدن به وصال، تا حدِ راضی شدن به نگهبانیِ کوی یار، پرده برمی‌دارد.

معنای روان

آفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بود و آفرین بادا بر آن کس کو ترا در خور بود

درود و آفرین بر آن شخصی که تو را در آغوش دارد و بر کسی که لیاقت و شایستگیِ بودن با تو را دارد.

نکته ادبی: واژه «در خور» به معنای شایسته و هم‌طراز است و نشان‌دهنده‌ی ارزشِ بالای معشوق در نظر شاعر است.

آفرین بر جان آن کس کو نکو خواهت بود شادمان آن کس که با تو در یکی بستر بود

ستایش بر جانِ کسی که خیرخواه توست و چه خوشبخت است آن‌کس که هم‌بستر و همراهِ شب‌های توست.

نکته ادبی: شاعر در اینجا از صنعت غبطه بهره برده است تا عمقِ حسرتِ خود را نسبت به دیگرانی که به معشوق نزدیک‌ترند، نشان دهد.

جان و دل بردی به قهر و بوسه ای ندهی ز کبر این نشاید کرد تا در شهرها منبر بود

تو به زور و بی‌رحمی جان و دلم را ربودی، اما از سرِ تکبر و غرور بوسه‌ای به من نمی‌بخشی؛ چنین بی‌مهری و بی‌انصافی‌ای، تا زمانی که شعائر اخلاقی و منبرهای وعظ در شهرها برقرار است، پسندیده نیست.

نکته ادبی: منبر در اینجا نمادِ اخلاق و احکامِ دینی است که شاعر به طعنه، رفتارِ بی‌رحمانه‌ی معشوق را با آن به چالش می‌کشد.

گر شوم من پاسبان کوی تو راضی بوم خود ببخشایی بر آن کش این هوس درسر بود

من به قدری شیفته‌ام که حتی اگر نگهبانِ کوی تو باشم، راضی و خشنود خواهم بود؛ امیدوارم که تو نیز بر کسی که چنین آرزوی ساده‌ و کوچکی در سر دارد، نگاهی از سرِ بخشش و لطف داشته باشی.

نکته ادبی: شاعر از جایگاهِ تمنای وصالِ کامل، به جایگاهِ تواضعِ محض در برابرِ کویِ یار تغییر موضع می‌دهد که نشان‌دهنده‌ی شدتِ ارادتِ اوست.

آرایه‌های ادبی

کنایه پاسبان کوی تو

اشاره به نهایتِ تواضع و فروتنی عاشق که برای دیدنِ محبوب، حتی به نگهبانیِ کوچه نیز رضایت می‌دهد.

تضاد و طعنه منبر

استفاده از نمادِ مذهبیِ منبر برای به چالش کشیدنِ رفتارِ غیرِمنصفانه‌ی معشوق در برابرِ اخلاقیات.

مبالغه جان و دل بردی

اغراق در تأثیرِ جاذبه‌ی معشوق بر روح و روانِ عاشق.