دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۲۶

سنایی
مردمان دوستی چنین نکنند هر زمان اسب هجر زین نکنند
جنگ و آزار و خشم یکباره مذهب و اعتقاد و دین نکنند
چون کسی را به مهر بگزینند دیگری را بر او گزین نکنند
در رخ دوستان کمان نکشند بر دل عاشقان کمین نکنند
چون منی را به چاره ها کردن دل بیگانه را رهین نکنند
روز و شب اختیار مهر کنند سال و مه آرزوی کین نکنند
چون وفا خوبتر بود که جفا آن کنند اختیار و این نکنند
بر سماع حزین خورند شراب لیک عاشق را حزین نکنند
زلف پر چین ز بهر فتنهٔ خلق همچو زلف بتان چین نکنند
اینهمه می کنی و پنداری که ترا خلق پوستین نکنند
مکن ای لعبت پری زاده که پری زادگان چنین نکنند
همه شاه و گدا و میر و وزیر بهر دنیا به ترک دین نکنند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در نکوهشِ رفتارهای ناپایدار و بی‌مهریِ محبوب سروده شده است. شاعر با تکیه بر معیارهای اخلاقی و انسانی، تصویری از دوستیِ راستین ترسیم می‌کند و مخاطبِ خود را که به ستم و بی‌وفایی خو گرفته است، به بازگشت به راهِ مهر و صفا فرا می‌خواند. پیامِ اصلی، تقبیحِ تناقضِ میانِ ادعای دوستی و عملِ بی‌رحمانه است.

فضا و حال‌وهوای حاکم بر این اشعار، مشفقانه و در عین حال، منتقدانه است. شاعر می‌کوشد با برشمردنِ صفاتِ نیکِ انسانی، نقاب از چهره‌ی رفتارهای ناپسندِ محبوب بردارد و او را به رعایتِ انصاف و محبت در روابطِ انسانی دعوت کند؛ گویی تذکری است برای بیداریِ وجدانِ کسی که در بندِ خودخواهی گرفتار شده است.

معنای روان

مردمان دوستی چنین نکنند هر زمان اسب هجر زین نکنند

مردمانِ واقعی، رسمِ دوستی را این‌گونه به جا نمی‌آورند و همواره اسبابِ دوری و هجران را فراهم نمی‌کنند.

نکته ادبی: اسب هجر زین کردن کنایه از فراهم‌سازیِ مقدماتِ جدایی و دوری است.

جنگ و آزار و خشم یکباره مذهب و اعتقاد و دین نکنند

آن‌ها جنگ، آزار و خشمِ مداوم را به عنوانِ اصولِ اعتقادی و سبکِ زندگیِ خود برنمی‌گزینند.

نکته ادبی: اشاره به تضادِ رفتارِ محبوب با اخلاقِ انسانی و دینی است.

چون کسی را به مهر بگزینند دیگری را بر او گزین نکنند

هنگامی که کسی را صادقانه برای مهرورزی انتخاب می‌کنند، دیگر به سراغِ فردِ دیگری برای جایگزینیِ او نمی‌روند.

نکته ادبی: فعلِ «گزیدن» در ادبِ کهن به معنای برگزیدن و انتخاب کردن است.

در رخ دوستان کمان نکشند بر دل عاشقان کمین نکنند

به سمتِ دوستانِ خود تیرِ جفا پرتاب نمی‌کنند و در کمینِ دل‌های عاشقان نمی‌نشینند تا آن‌ها را آزار دهند.

نکته ادبی: «کمان کشیدن» کنایه از دشمنی و آزار است و «کمین کردن» نیز دلالت بر غافلگیریِ طرف مقابل دارد.

چون منی را به چاره ها کردن دل بیگانه را رهین نکنند

آن‌ها با ترفندهای ناپسند، دلِ دیگران را اسیرِ خود نمی‌کنند و بندگانِ وفا را در حصارِ خویش نمی‌اندازند.

نکته ادبی: واژه «رهین» به معنای در بند، اسیر یا گروگان است.

روز و شب اختیار مهر کنند سال و مه آرزوی کین نکنند

آن‌ها شب و روزِ خود را صرفِ دوستی می‌کنند و در هیچ ایامی، آرزوی انتقام‌جویی و کینه ندارند.

نکته ادبی: تضادِ معناییِ میان «مهر» و «کین» برای تأکید بر ثباتِ اخلاقی است.

چون وفا خوبتر بود که جفا آن کنند اختیار و این نکنند

از آنجا که وفاداری، کاری بسیار شایسته‌تر از ستمگری است، آن‌ها همواره راهِ نخست را برمی‌گزینند و از راهِ دوم دوری می‌جویند.

نکته ادبی: استفاده از برهانِ عقلی برای ترجیحِ نیکی بر بدی.

بر سماع حزین خورند شراب لیک عاشق را حزین نکنند

اگرچه هنگامِ شنیدنِ موسیقیِ غمگین شراب می‌نوشند و لذت می‌برند، اما هرگز باعثِ غمگین شدنِ عاشقِ خود نمی‌شوند.

نکته ادبی: «سماع حزین» به معنایِ شنیدنِ آواز یا موسیقیِ غم‌انگیز است.

زلف پر چین ز بهر فتنهٔ خلق همچو زلف بتان چین نکنند

آن‌ها زیباییِ خود را ابزاری برای آشوب و فتنه در میان مردم قرار نمی‌دهند و چون زیبارویانِ بی‌وفا، زلفِ خود را برای فریبِ خلق نمی‌آرایند.

نکته ادبی: «بتان» استعاره از معشوقانِ زیبا اما بی‌وفا و جفاکار است.

اینهمه می کنی و پنداری که ترا خلق پوستین نکنند

این همه رفتارِ ناپسند را مرتکب می‌شوی و گمان می‌کنی که مردم تو را رسوا نمی‌کنند و پاسخی به این رفتارهایت نمی‌دهند؟

نکته ادبی: «پوستینِ کسی را کردن» کنایه از رسوا کردن یا تلافیِ سختِ رفتارِ کسی است.

مکن ای لعبت پری زاده که پری زادگان چنین نکنند

ای محبوبِ پری‌چهره، این کارهای ناشایست را انجام نده؛ چرا که پری‌زادگانِ اصیل، رفتاری چنین ناهنجار ندارند.

نکته ادبی: «لعبت» به معنای عروسک و کنایه از محبوبِ زیبا اما بی‌جان یا بی‌احساس است.

همه شاه و گدا و میر و وزیر بهر دنیا به ترک دین نکنند

همه مردم، از شاه تا گدا و میر و وزیر، برای به دست آوردنِ متاعِ دنیوی، دین و ایمانِ خود را فدا نمی‌کنند.

نکته ادبی: گزاره‌ای اخلاقی و تعلیمی درباره اولویتِ معنویت بر امورِ ناپایدارِ دنیوی.

آرایه‌های ادبی

کنایه اسب هجر زین کردن

آماده کردنِ اسباب و مقدمات برای دوری و جدایی.

تضاد (طباق) مهر و کین

به کار بردنِ دو واژه با معنای متضاد برای برجسته‌سازیِ تفاوتِ دو نوع نگرش به زندگی.

کنایه پوستین کسی را کردن

کنایه از رسوا کردن، بدگویی کردن یا تنبیه و آزار دادنِ کسی به خاطرِ رفتارش.

استعاره لعبت

تشبیه محبوب به عروسک یا چیزی زیبا که فاقدِ درک و احساسِ عمیق است.