دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۱۸

سنایی
هر دل که قرین غم نباشد از عشق بر او رقم نباشد
من عشق تو اختیار کردم شاید که مرا درم نباشد
زیرا که درم هم از جهانست جانان و جهان بهم نباشد
با دیدن رویت ای نگارین گویی که غمست غم نباشد
تا در دل من نشسته باشی هرگز دل من دژم نباشد
پیوسته در آن بود سنایی تا جز به تو متهم نباشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده مضمونی عاشقانه و عارفانه دارد که در آن شاعر پیوند ناگسستنی میان عشق و اندوه را تبیین می‌کند. از منظر سنایی، عشق حقیقی با آسودگیِ مادی سازگار نیست و عاشق برای رسیدن به معشوق باید از تعلقات دنیوی که نماد آن در اینجا ثروت است، بگذرد.

شاعر با زبانی صمیمانه بیان می‌کند که حضور معشوق در کانون قلب، پادزهری برای تمامی رنج‌ها و افسردگی‌های دنیایی است و یگانه هدف زندگی، رسیدن به مقامی است که در آن، دل جز به یاد معشوق، به هیچ چیز دیگری مشغول نباشد.

معنای روان

هر دل که قرین غم نباشد از عشق بر او رقم نباشد

هر قلبی که با غم و اندوه آشنا نباشد، در واقع نشانی از عشق بر آن ثبت نشده است و عاشق نیست.

نکته ادبی: واژه قرین به معنای همدم و همراه است و رقم در اینجا به معنای نشان و داغی است که عشق بر دل می‌گذارد.

من عشق تو اختیار کردم شاید که مرا درم نباشد

من عشق تو را برگزیدم و در این راه پذیرفتم که حتی ممکن است از مال و ثروت دنیا بی‌بهره بمانم.

نکته ادبی: درم به معنای سکه نقره و کنایه از مال دنیاست. اختیار کردن در اینجا به معنای انتخاب کردن و برگزیدن است.

زیرا که درم هم از جهانست جانان و جهان بهم نباشد

دلیل این بی‌نیازی آن است که مال دنیا، بخشی از همین جهان فانی است؛ حال آنکه جانان (معشوق) و جهان مادی، در یک دل با هم جمع نمی‌شوند.

نکته ادبی: جانان صفت معشوق است. شاعر به تضاد وجودی بین دلبستگی به دنیا و دلبستگی به معشوق الهی اشاره دارد.

با دیدن رویت ای نگارین گویی که غمست غم نباشد

ای معشوق زیبا، به محض اینکه چهره تو را می‌بینم، چنان محو تماشای تو می‌شوم که گویی دیگر غم و اندوهی وجود ندارد یا اگر هم باشد، به چشم نمی‌آید.

نکته ادبی: نگارین صفتی است برای معشوق که به زیبایی او اشاره دارد. این بیت بیانگر قدرت نگاه معشوق در زدودن غم است.

تا در دل من نشسته باشی هرگز دل من دژم نباشد

تا زمانی که تو در قلب من جای داری و در آن ساکنی، دل من هرگز افسرده و غمگین نخواهد شد.

نکته ادبی: دژم واژه‌ای کهن به معنای اندوهگین، خشمگین یا افسرده است.

پیوسته در آن بود سنایی تا جز به تو متهم نباشد

سنایی همواره در این مسیر ثابت‌قدم بود تا مبادا دلش به چیزی جز عشق تو وابسته شود و تنها به تو تعلق داشته باشد.

نکته ادبی: متهم در اینجا معنای لغوی حقوقی (متهم بودن به گناه) ندارد، بلکه به معنای متوجه و متمایل بودن به چیزی است که با سیاق عارفانه هماهنگ است.

آرایه‌های ادبی

متناقض‌نما (پارادوکس) غم و عشق

شاعر غم را لازمه عشق می‌داند که با منطق معمول تضاد دارد اما در عرفان عین حقیقت است.

تضاد جانان و جهان

تقابل میان معشوق و تعلقات دنیوی که نشان‌دهنده ناسازگاری این دو در قلب عاشق است.

کنایه درم نداشتن

کنایه از فقر اختیاری و دل کندن از مال دنیا برای رسیدن به عشق.

مجاز در دل من نشسته باشی

مکان‌یابی برای معشوق در دل که اشاره به حضور همیشگی و فکری معشوق دارد.