دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۱۶

سنایی
دگر گردی روا باشد دلم غمگین چرا باشد جهان پر خوبرویانند آن کن کت روا باشد
ترا گر من بوم شاید وگر نه هم روا باشد ترا چون من فراوانند مرا چون تو کجا باشد
جفاهای تو نزد من مکافاتش به جا باشد ولیکن آن کند هر کس که از اصلش سزا باشد
نگویند ای مسلمانان هرانکو مبتلا باشد نباشد مبتلا الا خداوند بلا باشد
چنین گیرم که این عالم همه یکسر ترا باشد نه آخر هر فرازی را نشیبی در قفا باشد
سنایی از غم عشقت سنایی گشت ای دلبر مگویید ای مسلمانان خطا باشد خطا باشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر احوال عاشق دل‌شکسته‌ای است که در عین رنج کشیدن از بی‌مهری معشوق، با نگاهی فلسفی و عارفانه، به چرایی این رنج می‌پردازد. شاعر در این قطعه، ضمن اعتراف به برتری معشوق و تسلیم در برابر سرنوشتِ مقدر، هویت و نام خویش را پیوندی ناگسستنی با این دردِ عشق می‌داند.

فضای حاکم بر شعر، آمیزه‌ای از گلایه، استغنا و پذیرش تقدیر است. سنایی با زبانی ساده اما حکیمانه یادآور می‌شود که هر بلایی در عشق، ریشه در نهاد آدمی یا آزمونی الهی دارد و در نهایت، همه‌چیز در گذر است.

معنای روان

دگر گردی روا باشد دلم غمگین چرا باشد جهان پر خوبرویانند آن کن کت روا باشد

اگر تو از من روی گردانده‌ای، چرا باید اندوهگین باشم؟ این جهان پر از زیبارویان است، هرکسی را که می‌پسندی و با تو تناسب دارد، انتخاب کن.

نکته ادبی: واژه «روا» در اینجا به معنای شایسته و مناسب است.

ترا گر من بوم شاید وگر نه هم روا باشد ترا چون من فراوانند مرا چون تو کجا باشد

اگر من عاشق تو باشم، خوب است؛ و اگر نباشم هم ایرادی ندارد؛ چرا که تو همیشه عاشقانی بسیار چون من داری، اما برای من کجا می‌توان کسی چون تو یافت؟

نکته ادبی: اشاره به تضاد میان فراوانیِ عاشقان و یکتاییِ وجود معشوق.

جفاهای تو نزد من مکافاتش به جا باشد ولیکن آن کند هر کس که از اصلش سزا باشد

سختی‌ها و جفاهایی که از جانب تو به من می‌رسد، به نظر من پاداش و تاوانی است که سزاوار آن هستم، اما هر کسی طبق سرشت و باطن خود رفتار می‌کند.

نکته ادبی: اشاره به اصل و تبار (گوهر وجودی) که تعیین‌کننده کنش‌های آدمی است.

نگویند ای مسلمانان هرانکو مبتلا باشد نباشد مبتلا الا خداوند بلا باشد

ای مردم، کسانی را که گرفتار عشق شده‌اند سرزنش نکنید. کسی که درگیر عشق است، در واقع کسی است که خداوند او را برای تحمل این بلا برگزیده است.

نکته ادبی: «خداوند بلا» به معنای کسی است که صاحب و مسئولِ این آزمایش بزرگ است.

چنین گیرم که این عالم همه یکسر ترا باشد نه آخر هر فرازی را نشیبی در قفا باشد

فرض کنیم که تمام این عالم تحت اختیار و مالکیت تو باشد؛ فراموش مکن که قانونِ روزگار چنین است که هر بالارفتنی، فرود و سقوطی را در پی دارد.

نکته ادبی: استفاده از تمثیلِ «فراز و نشیب» برای تبیین ناپایداری قدرت و دنیا.

سنایی از غم عشقت سنایی گشت ای دلبر مگویید ای مسلمانان خطا باشد خطا باشد

ای دلبر، من به واسطه غمِ عشق تو به این جایگاه و نام (سنایی) رسیدم. ای مسلمانان، نگویید که این عشق و این راه که در پیش گرفته‌ام، خطا و اشتباه است.

نکته ادبی: تخلص شاعر در میان بیت و پیوندِ نام او با دردِ عشق.

آرایه‌های ادبی

تضاد فراز و نشیب

استفاده از این دو واژه در بیت پنجم برای نشان دادن ناپایداری دنیا و عاقبت امور.

پرسش انکاری دلم غمگین چرا باشد؟

پرسشی که پاسخ آن منفی است و برای تأکید بر بی‌فایده بودنِ اندوه به کار رفته است.

تخلص سنایی

ذکر نام شاعر در بیت آخر برای پیوند زدن هستیِ شاعر با حقیقتِ دردِ عشق.

ردیف روا باشد/باشد

استفاده از واژه «باشد» در پایان تمامی ابیات که موجب موسیقیِ تکرارشونده و یکنواختیِ وزن عاطفی شعر شده است.