دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۱۴

سنایی
زهی چابک زهی شیرین بنامیزد بنامیزد زهی خسرو زهی شیرین بنامیزد بنامیزد
میان مجلس عشرت ز گم گویی و خوشخویی زهی سوسن زهی نسرین بنامیزد بنامیزد
میان مردمان اندر ز خوش خویی و دلجویی زهی زهره زهی پروین بنامیزد بنامیزد
دو قبضه جان همی باشد به غمزه ناوک مژگانت زهی ناوک زهی زوبین بنامیزد بنامیزد
خرد زان صورت و سیرت همی عاجز فروماند زهی آیین زهی آذین بنامیزد بنامیزد
مرا گفتی تویی عاشق بدین ره جان و دل در باز زهی فرمان زهی تلقین بنامیزد بنامیزد
ز درد عشق خود رستم ز درد خویشتن بینی زهی شربت زهی تسکین بنامیزد بنامیزد
چو چشم و شکل دندانت ببینم هر زمان گویم زهی طاها زهی یاسین بنامیزد بنامیزد
گل افشان شد همی چشمم ز نعل سم یک رانت زهی امکان زهی تمکین بنامیزد بنامیزد
سگی خواندی سنایی را وانگه گفتی آن من زهی احسان زهی تحسین بنامیزد بنامیزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری از سنایی، در ستایش زیبایی و کمالِ محبوب است که با لحنی شورانگیز و ستایش‌آمیز سروده شده است. شاعر در جای‌جای این ابیات، با تکیه بر واژگانِ کهن و استعاره‌های ادبی، شکوه و وقارِ مخاطب خود را در مقامِ یک پادشاهِ بی‌همتا یا یک معشوقِ آسمانی توصیف می‌کند. فضای شعر سرشار از وجد و سرور است و عبارتِ «بنامیزد» در نقشِ وردی جادویی و دعایی برای حفظِ این زیبایی از گزندِ روزگار، به عنوان ردیفِ شعر به کار رفته است.

مفهومِ بنیادینِ اثر، عبور از خودبینی و رسیدن به آستانه‌ی فنا در جمالِ معشوق است. سنایی با بهره‌گیری از نمادهای کلاسیک و اسطوره‌ای و گاه با ارجاعاتِ مذهبی، زیباییِ زمینی را به جلوه‌ای از کمالاتِ الاهی پیوند می‌زند و خود را در برابرِ این عظمت، کوچک و خاکسار می‌بیند.

معنای روان

زهی چابک زهی شیرین بنامیزد بنامیزد زهی خسرو زهی شیرین بنامیزد بنامیزد

چقدر تو چابک و شیرین‌خویی، خدا تو را حفظ کند؛ ای که در شکوه و زیبایی مانند خسرو و شیرین هستی، خدا تو را حفظ کند.

نکته ادبی: بنامیزد، شکلی کهن و فشرده از عبارت «به نام ایزد» است که برای ستایش یا دفع چشم‌زخم به کار می‌رود.

میان مجلس عشرت ز گم گویی و خوشخویی زهی سوسن زهی نسرین بنامیزد بنامیزد

در مجلسِ شادی و بزم، از خوش‌گویی و خوش‌رفتاری‌ات، مانند گل‌های سوسن و نسرین می‌درخشی، خدا تو را حفظ کند.

نکته ادبی: مجلس عشرت به معنای محفل شادی است و گل‌های سوسن و نسرین استعاره از چهره‌ی زیبا و خوش‌بو هستند.

میان مردمان اندر ز خوش خویی و دلجویی زهی زهره زهی پروین بنامیزد بنامیزد

در میانِ مردم، از بس خوش‌خو و دل‌ربا هستی، مانند ستاره‌های زهره و پروین می‌درخشی، خدا تو را حفظ کند.

نکته ادبی: زهره و پروین در ادبیات کلاسیک نماد زیبایی و درخشندگی در آسمان هستند.

دو قبضه جان همی باشد به غمزه ناوک مژگانت زهی ناوک زهی زوبین بنامیزد بنامیزد

غمزه‌های چشم تو و تیرِ مژگانت، دلم را هدف قرار داده و جانم را تسخیر کرده‌اند، خدا تو را حفظ کند.

نکته ادبی: ناوک و زوبین به معنای تیر و نیزه است که کنایه از اثرِ نافذِ نگاهِ معشوق دارد.

خرد زان صورت و سیرت همی عاجز فروماند زهی آیین زهی آذین بنامیزد بنامیزد

عقل و خرد در درکِ آن چهره و سیرتِ نیکوی تو حیران و ناتوان مانده است، خدا تو را حفظ کند.

نکته ادبی: آیین و آذین به معنای شیوه، روش و زیبایی ظاهری و آراستگی است.

مرا گفتی تویی عاشق بدین ره جان و دل در باز زهی فرمان زهی تلقین بنامیزد بنامیزد

تو به من گفتی که عاشقی و باید در این راه از جان و دل مایه بگذاری؛ چه فرمان و آموزشِ الهام‌بخشی، خدا تو را حفظ کند.

نکته ادبی: تلقین در اینجا به معنای تعلیمات معنوی و راهنمایی پیر در سلوک عرفانی است.

ز درد عشق خود رستم ز درد خویشتن بینی زهی شربت زهی تسکین بنامیزد بنامیزد

به واسطه‌ی دردِ عشقِ تو، از بیماریِ خودبینی و تکبر رهایی یافتم؛ چه شربتِ شفابخشی، خدا تو را حفظ کند.

نکته ادبی: خویشتن‌بینی در اینجا به معنای غرور و انانیت است که عشقِ الهی آن را درمان می‌کند.

چو چشم و شکل دندانت ببینم هر زمان گویم زهی طاها زهی یاسین بنامیزد بنامیزد

هرگاه چشم و دندان‌هایت را می‌بینم، به یادِ آیاتِ قرآن (طاها و یاسین) می‌افتم و تو را مقدس می‌شمارم، خدا تو را حفظ کند.

نکته ادبی: طاها و یاسین نام‌های مبارک پیامبر و سوره‌های قرآن هستند که نشان از قداست و کمالِ معشوق دارند.

گل افشان شد همی چشمم ز نعل سم یک رانت زهی امکان زهی تمکین بنامیزد بنامیزد

از شدتِ تأثیرِ زیباییِ تو، چشمانم گریان و شکوفا شده است، خدا تو را حفظ کند.

نکته ادبی: تمکین به معنای استقرار و توانمندی است که شاعر آن را به کمال معشوق نسبت می‌دهد.

سگی خواندی سنایی را وانگه گفتی آن من زهی احسان زهی تحسین بنامیزد بنامیزد

تو سنایی را سگِ درگاهِ خود خواندی و سپس او را از آنِ خود دانستی؛ چه لطف و تحسینِ بزرگی، خدا تو را حفظ کند.

نکته ادبی: اشاره به تخلص شاعر (سنایی) و تواضع او در برابر معشوق است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح خسرو و شیرین، زهره و پروین، طاها و یاسین

اشاره به داستان‌های عاشقانه، اساطیر نجومی و آیات مقدس برای تأکید بر کمال محبوب.

استعاره ناوک مژگان

تشبیه نگاه و مژگانِ معشوق به تیر و سلاح جنگی که جانِ عاشق را شکار می‌کند.

ردیف بنامیزد

تکرارِ این عبارت برای ایجادِ آهنگ و نیز جنبه‌ی دعایی و محافظتی در متن.