دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۱۰

سنایی
صحبت معشوق انتظار نیرزد بوی گل و لاله زخم خار نیرزد
وصل نخواهم که هجر قاعدهٔ اوست خوردن می محنت خمار نیرزد
ز آن سوی دریای عشق گر همه سودست آنهمه نسود آفت گذار نیرزد
این دو سه روز غم وصال و فراقت اینهمه آشوب کار و بار نیرزد
روز شود در شمارم از غم جانان خود عمل عاشقی شمار نیرزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده‌ها بازتاب‌دهنده‌ی نگاهی بدبینانه و خسته نسبت به تجربه‌ی عشق است. شاعر در این ابیات، به سنجشِ هزینه‌ها و دستاوردهای دلبستگی می‌پردازد و به این نتیجه می‌رسد که رنج‌ها، انتظارها و آشوب‌های ناشی از عاشقی، بسیار فراتر از لذت‌های ناپایدار آن است.

فضای حاکم بر شعر، فضایی از روی‌گردانی و خستگی از تنش‌های عاطفی است. شاعر با زبانی کنایی استدلال می‌کند که حتی اگر مقصدی زیبا در پسِ پرده‌ی عشق نهفته باشد، عبور از مسیرِ پرخطر و پردردِ آن، ارزش این‌همه رنج و آشفتگیِ روزگار را ندارد.

معنای روان

صحبت معشوق انتظار نیرزد بوی گل و لاله زخم خار نیرزد

هم‌نشینی و دیدار با محبوب، ارزش آن‌همه چشم‌انتظاری را ندارد؛ همان‌گونه که لذتِ بوییدن گل، بهایی که بابت زخم‌خوردن از خارهای آن می‌پردازیم را جبران نمی‌کند.

نکته ادبی: «نیرزد» به معنای ارزش نداشتن است. در اینجا تقابل «بوی گل» (لذت) و «زخم خار» (رنج) برای نشان‌دادن ناپایداری لذت‌هاست.

وصل نخواهم که هجر قاعدهٔ اوست خوردن می محنت خمار نیرزد

من خواهان وصال نیستم، چرا که جدایی سرنوشتِ محتومِ آن است؛ نوشیدن شرابِ عاشقی، ارزشِ دردِ خماری و عواقب پس از آن را ندارد.

نکته ادبی: «قاعده» به معنای قانون و سرنوشت است. «خمار» استعاره از رنجِ پس از شادیِ وصل است.

ز آن سوی دریای عشق گر همه سودست آنهمه نسود آفت گذار نیرزد

اگر در آن سوی دریای عشق، سود و منفعتی هم باشد، آن سود به اندازه‌ای نیست که ارزشِ خطر کردن و سختیِ عبور از این دریا را داشته باشد.

نکته ادبی: «دریای عشق» استعاره از مسیر پرمخاطره‌ی عاشقی است. «آفت گذار» اشاره به خطرات مسیر دارد.

این دو سه روز غم وصال و فراقت اینهمه آشوب کار و بار نیرزد

این ایام کوتاه عمر، که با غمِ دوری و نزدیکی سپری می‌شود، ارزش آن‌همه آشوب و پریشانی که در زندگیِ ما ایجاد می‌کند را ندارد.

نکته ادبی: «کار و بار» به معنای کنایی زندگی و مشغله‌های آن است.

روز شود در شمارم از غم جانان خود عمل عاشقی شمار نیرزد

به خاطر اندوهِ جان‌کاهِ دوری از محبوب، روزهای عمرم را با غم می‌شمارم؛ در حالی که خودِ فعلِ عاشقی، آن‌قدر ارزشمند نیست که بخواهم لحظات عمرم را صرفِ آن کنم.

نکته ادبی: «در شمارم» به معنای به‌حساب آوردن و یا شمردن ایام است که در اینجا به معنای گذرانِ عمر با غم است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) گل و خار / وصال و فراق

شاعر با کنار هم قرار دادن مفاهیم متضاد، پوچی عشق را برجسته کرده است.

استعاره دریای عشق

عشق به دریایی عمیق و خطرناک تشبیه شده که عبور از آن برای رسیدن به مقصد، هزینه‌ی گزافی دارد.

کنایه خوردن می / خماری

اشاره به تجربه‌ی خوشی‌های کوتاه که پیامدِ رنج‌آورِ بعدی را به همراه دارد.