دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۰۹

سنایی
ای کم شده وفای تو این نیز بگذرد و ا فزون شده جفای تو این نیز بگذرد
زین بیش نیک بود به من بنده رای تو گر بد شدست رای تو این نیز بگذرد
گر هست بی گناه دل زار مستمند در محنت و بلای تو این نیز بگذرد
وصل تو کی بود نظر دلگشای تو گر نیست دلگشای تو این نیز بگذرد
گر دوری از هوای من و هست روز و شب جای دگر هوای تو این نیز بگذرد
بگذشت آن زمانه که بودم سزای تو اکنون نیم سزای تو این نیز بگذرد
گر سر گشتی تو از من و خواهی که نگذرم گرد در سرای تو این نیز بگذرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده با دستمایه قرار دادن مفهوم گذرایی و ناپایداری امور، به توصیف حال‌وهوای عاشقی می‌پردازد که با تغییر رویکرد محبوب و جایگزینی مهر با جفا روبه‌رو شده است. شاعر با تکرار ردیف «این نیز بگذرد»، گویی نوعی آرامش درونی و تسلی‌بخش برای خویش می‌جوید و می‌کوشد تا با واقع‌بینی، رنج‌های ناشی از بی‌وفایی و دوری را تاب آورد.

این اشعار بازتاب‌دهنده‌ی اندیشه‌ای حکیمانه است که در آن، هرگونه وضعیت خوش یا ناخوش، موقتی دانسته شده و آدمی به گذر از تندبادهای عاطفی دعوت می‌شود. در واقع، این شعر تصویرگر گذارِ عاشق از مرحله‌ی دلبستگیِ پرشور به مرحله‌ی پذیرش و رهایی است.

معنای روان

ای کم شده وفای تو این نیز بگذرد و ا فزون شده جفای تو این نیز بگذرد

ای که وفاداری‌ات کم شده و ستمت بسیار، بدان که این وضعیت پایدار نیست و این دشواری نیز سپری خواهد شد.

نکته ادبی: استفاده از ردیف تکرار شونده برای القای حس تسلی و آرامش در عین تکرار درد.

زین بیش نیک بود به من بنده رای تو گر بد شدست رای تو این نیز بگذرد

در گذشته نگاه و توجه تو به من که بنده‌ی تو هستم، نیکو و مثبت بود؛ اگر اکنون این نگاه تغییر کرده و ناپسند شده است، این وضعیت نیز گذراست و تمام خواهد شد.

نکته ادبی: واژه «رای» در اینجا به معنای نظر، توجه و میل است.

گر هست بی گناه دل زار مستمند در محنت و بلای تو این نیز بگذرد

اگر دل زار و ناتوان من در این میان بی‌گناه است و در رنج و بلای ناشی از رفتار تو گرفتار شده، این دوران پرمحنت نیز خواهد گذشت.

نکته ادبی: «زار و مستمند» ترکیبی برای نشان‌دادن استیصال و بی‌چارگی مطلق عاشق است.

وصل تو کی بود نظر دلگشای تو گر نیست دلگشای تو این نیز بگذرد

اصلاً چه زمانی به وصال تو رسیده بودم یا نگاه تو برای دلم دل‌انگیز و خوشایند بود؟ اگر اکنون هم نگاهت دل‌انگیز نیست، این وضعیت نیز مانند سایر امور می‌گذرد.

نکته ادبی: استفاده از استفهام انکاری برای یادآوری دوری از وصال در گذشته.

گر دوری از هوای من و هست روز و شب جای دگر هوای تو این نیز بگذرد

اگر از میل و هوای من دوری و شب و روز در فکر و هوای جای دیگری هستی، بدان که این دوری و اشتغالات تو نیز ماندگار نخواهد بود و می‌گذرد.

نکته ادبی: ایهام در کلمه‌ی «هوا»؛ هم به معنای میل و آرزو و هم به معنای اشتیاق.

بگذشت آن زمانه که بودم سزای تو اکنون نیم سزای تو این نیز بگذرد

دورانی که من شایسته‌ی تو بودم و لیاقت همراهی‌ات را داشتم سپری شد؛ اکنون که دیگر آن شایستگی در نظر تو نیستم، این جدایی و دوری نیز می‌گذرد.

نکته ادبی: «سزا» در اینجا به معنای شایستگی و لیاقت برای هم‌نشینی با معشوق است.

گر سر گشتی تو از من و خواهی که نگذرم گرد در سرای تو این نیز بگذرد

اگر تو از من روی گردانده‌ای و می‌خواهی که من از برابر خانه‌ات عبور نکنم، بدان که این گشت‌زدن‌های من نیز گرد خانه‌ات پایان می‌یابد و می‌گذرد.

نکته ادبی: «سر گشتن» دارای ایهام است؛ هم به معنای روی گرداندن (اعراض) و هم سرگشتگی و حیرانی.

آرایه‌های ادبی

تکرار (ردیف) این نیز بگذرد

استفاده از عبارتِ تأکیدی در پایان تمامی ابیات برای القای مفهوم گذرایی.

تضاد کم شدن وفا / فزون شدن جفا

تقابل میان دو مفهومِ وفاداری و ستم برای نشان دادن دگرگونی رفتار محبوب.

ایهام سر گشتن

اشاره به دو معنای اعراض (روی گرداندن) و حیرت و سرگشتگی عاشق.