دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۹۹

سنایی
با من بت من تیغ جفا آخته دارد صبر از دل من جمله برون تاخته دارد
او را دلم آرامگه ست و عجبست این کارامگه خویش برانداخته دارد
صد مشعله از عشق برافروخته دارم تا صد علم از حسن برافراخته دارد
جانم ببرد تا ندبی نرد ببازم زیرا که دلم در ندبی باخته دارد
صد سلسله دارد ز شبه ساخته بر سیم آن سلسله گویی پی من ساخته دارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات، فضای درونی و پرشورِ عاشقی را ترسیم می‌کند که در آن، معشوق با چهره‌ای بت‌وار و بی‌رحم ظاهر می‌شود. شاعر با زبانی آمیخته به گلایه و حیرت، از تناقضِ رفتارهای محبوب سخن می‌گوید؛ محبوبی که در عینِ زیبایی و کمال، با رفتارهای ظالمانه، آشیانه‌یِ امنِ خود را در دلِ عاشق ویران می‌سازد.

درون‌مایه‌یِ این ابیات، تقابلِ میانِ آتشِ عشقِ عاشق و جلوه‌گریِ معشوق است. در این میان، بازیِ نرد به عنوانِ تمثیلی از بی‌سرانجامیِ قمارِ عشق به کار رفته است و شاعر، زنجیرِ گیسو یا زیورآلاتِ معشوق را به بندِ اسارتی تعبیر می‌کند که برای شکارِ دلِ او طراحی شده است.

معنای روان

با من بت من تیغ جفا آخته دارد صبر از دل من جمله برون تاخته دارد

محبوبِ بت‌صفتِ من، شمشیرِ بی‌مهری و ستم را به روی من از نیام بیرون کشیده است و با این رفتار، تمامِ صبر و شکیبایی را از دلِ من بیرون رانده است.

نکته ادبی: آخته در اینجا به معنای برهنه و کشیده شده (برای تیغ) است. تاختن در مفهومِ راندن و بیرون‌راندن به کار رفته است.

او را دلم آرامگه ست و عجبست این کارامگه خویش برانداخته دارد

شگفت‌انگیز است که دلِ من پناهگاه و آرامگاهِ اوست، اما او با ستمگری، همان مأمنی را که در دلِ من دارد، نابود می‌کند.

نکته ادبی: آرامگه به معنای محلِ استراحت و مأمن است و برانداختن در اینجا به معنی ویران کردن و به هم زدن است.

صد مشعله از عشق برافروخته دارم تا صد علم از حسن برافراخته دارد

من در راهِ عشقِ او صد مشعلِ فروزانِ شور و اشتیاق افروخته‌ام، تا او نیز در مقابل، صد پرچم از زیبایی و جلوه‌گری به اهتزاز درآورد.

نکته ادبی: مشعله استعاره از شورِ درونی است و علم به معنای پرچم و نشانِ قدرت و زیبایی به کار رفته است.

جانم ببرد تا ندبی نرد ببازم زیرا که دلم در ندبی باخته دارد

او جانِ مرا می‌گیرد تا مرا در بازیِ عشق شکست دهد، چرا که دلِ من پیش از این در قمارِ عشق، همه چیز را از دست داده و باخته است.

نکته ادبی: ندبی و نرد اشاره به بازیِ قمارگونه‌یِ عشق دارد که در آن عاشقِ بی‌قرار، سرمایه‌یِ جانش را می‌بازد.

صد سلسله دارد ز شبه ساخته بر سیم آن سلسله گویی پی من ساخته دارد

او صد رشته زنجیر از مهره‌های سیاه بر روی پوستِ سیمینِ خود دارد؛ گویی این زنجیرها را تنها برای به بند کشیدنِ من ساخته و پرداخته است.

نکته ادبی: شبه نوعی مهره‌یِ سیاه و تزیینی است و سیم استعاره از پوستِ سپید و درخشانِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره تیغ جفا

تشبیه بی‌مهری و ستمِ معشوق به شمشیری برنده که آماده‌یِ آسیب زدن است.

متناقض‌نما (پارادوکس) آرامگه خویش برانداخته دارد

ویران کردنِ مأمنی که خودِ معشوق در آن ساکن است، نشان از بی‌خردی یا بی‌رحمیِ وی دارد.

استعاره سیم

اشاره به گردن یا بدنِ سپید و درخشانِ معشوق که با مهره‌های سیاه (شبه) تضادِ رنگیِ زیبایی ایجاد کرده است.