دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۹۴

سنایی
مرا عشق نگارینم چو آتش در جگر بندد به مژگان در همی دانم مرا عقد درر بندد
بیاید هر شبی هجران به بالینم فرو کوبد بدان آید همی هر شب که چشمم بر سهر بندد
به یارم گفت وی را من که خواب من نبد ای جان یقین دانم که گر گویم به رغم من تبر بندد
سحرگه صعب تر باشد مرا هجران آن دلبر که جادو بندهای سخت در وقت سحر بندد
همی دانم من ای دلبر که هستم من غریب ایدر ببینی محملم فردا شتربان بر شتر بندد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعر، توصیف سوزناک و عمیق شاعر از رنج دوری و هجران یار است؛ فضایی آکنده از درد که با تشبیهاتی چون آتشِ جگر و دررِ مژگان، تصویرسازی شده است. شاعر از بی‌خوابی‌های شبانه و هراس از بدفهمی یار سخن می‌گوید و در نهایت به سرنوشت ناگزیر هجرت و غربت تن می‌دهد.

درونمایه اصلی اثر، بی‌قراری عاشق در مواجهه با تنهایی و فشار روانی دوری از معشوق است. شاعر با استفاده از نمادهایی چون سحر و جادو و توصیف جزئیات زمان کوچ، گویی لحظه‌به‌لحظه به پذیرش وداع و دوری همیشگی نزدیک می‌شود.

معنای روان

مرا عشق نگارینم چو آتش در جگر بندد به مژگان در همی دانم مرا عقد درر بندد

عشقِ آن معشوق زیبا، مانند آتشی سوزان در درون من شعله‌ور است؛ چنان‌که می‌بینم اشک‌های من بر مژگانم چون رشته‌ای از مروارید گرد می‌آیند.

نکته ادبی: ترکیب عقد درر استعاره از اشک‌های آویخته بر مژه است.

بیاید هر شبی هجران به بالینم فرو کوبد بدان آید همی هر شب که چشمم بر سهر بندد

هجران و دوری از تو هر شب بر بالین من حاضر می‌شود و مرا آزار می‌دهد؛ گویی تنها هدفش این است که چشمان مرا با بی‌خوابی و سهر بپوشاند.

نکته ادبی: سهر به معنای بیداری و بی‌خوابی شبانه است و با ایهامِ سحر (وقتِ سحر) پیوند دارد.

به یارم گفت وی را من که خواب من نبد ای جان یقین دانم که گر گویم به رغم من تبر بندد

به یار خود گفتم که من در خواب آرامش نداشتم؛ یقین دارم که اگر حرف دلم را با صراحت بگویم، او با من دشمنی خواهد کرد و کینه‌اش را چون تبر بر سرم فرود خواهد آورد.

نکته ادبی: تبر بستن کنایه از تندی کردن، سخت گرفتن و خصومت ورزیدن است.

سحرگه صعب تر باشد مرا هجران آن دلبر که جادو بندهای سخت در وقت سحر بندد

رنج دوری از آن دلبر، در لحظات سحرگاه برایم دشوارتر است؛ چراکه طبق باورهای کهن، طلسم‌ها و گره‌های جادویی در وقتِ سحر محکم‌تر بسته می‌شوند.

نکته ادبی: اشاره به باورهای عامیانه مبنی بر موثرتر بودن جادو در تاریکیِ پیش از سپیده‌دم.

همی دانم من ای دلبر که هستم من غریب ایدر ببینی محملم فردا شتربان بر شتر بندد

ای معشوق، من نیک می‌دانم که در این دیار غریب و تنهایم؛ فردا خواهی دید که ساربان چگونه محملِ مرا برای رفتن و کوچ کردن بر پشت شتر استوار می‌کند.

نکته ادبی: ایدر واژه‌ای کهن به معنای اینجا است که در متون متقدم رایج بوده است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه عشق نگارینم چو آتش

تشبیه عشق به آتش برای نشان دادن سوزناکی و ویرانگری آن در درون عاشق.

استعاره عقد درر

استعاره از اشک‌ها که بر اثر بی‌قراری به مژگان آویخته‌اند و مانند مروارید می‌درخشند.

کنایه تبر بستن

کنایه از رفتار خشن و نشان دادن دشمنی و ستیز.

ایهام و مراعات نظیر سحر، سهر، جادو

شبکه معنایی مرتبط با شب، بی‌خوابی و طلسم که در فضای کلی شعر به کار رفته است.