دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۸۶

سنایی
نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد به دست هجر بسپردی خدایم بر تو داور باد
وفاهایی که من کردم مکافاتش جفا آمد بتا بس ناجوانمردی خدایم بر تو داور باد
به تو من زان سپردم دل نگارا تا مرا باشی چو دل بردی و جان بردی خدایم بر تو داور باد
زدی اندر دل و جانم ز عشقت آتش هجران دمار از من برآوردی خدایم بر تو داور باد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، گله‌مندانه و سوزناک از رنجِ بی‌مهری و پیمان‌شکنیِ محبوب سخن می‌گوید. شاعر که تمامیِ مهر و وفای خود را نثار یار کرده، اکنون با کوله‌باری از غمِ هجران و جفای بی‌حاصلِ معشوق روبه‌روست. تکرارِ جمله «خدایم بر تو داور باد» در جایگاه ردیف، نشان از استیصالِ عمیقِ شاعر دارد؛ او که در دادگاهِ زمینیِ عشق به حقش نرسیده، دست به دامانِ دادگاهِ الهی می‌شود تا حقِ دلِ سوخته‌اش را بستاند.

معنای روان

نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد به دست هجر بسپردی خدایم بر تو داور باد

ای نگار و محبوب من! تو دل مرا ربودی و مرا در بندِ جدایی و دوری اسیر کردی؛ در این کار، خداوند میان من و تو قضاوت کند.

نکته ادبی: نگارینا: منادا است و الف در پایان آن، الفِ تزیینیِ الحاقی برای زیباییِ کلام است.

وفاهایی که من کردم مکافاتش جفا آمد بتا بس ناجوانمردی خدایم بر تو داور باد

من در عشقِ تو وفاداری کردم، اما پاسخِ آن چیزی جز بی‌مهری و ستم نبود؛ ای بتِ زیبارو، این رفتارِ تو ناجوانمردانه است و خدا گواه و داورِ این کار باشد.

نکته ادبی: بتا: منادا است؛ واژه بتا در ادبیات کلاسیک خطاب به معشوقِ زیبا اما بی‌رحم است.

به تو من زان سپردم دل نگارا تا مرا باشی چو دل بردی و جان بردی خدایم بر تو داور باد

ای نگار! من دلم را به تو سپردم تا یار و همدمِ من باشی، اما تو نه‌تنها دل، بلکه جانِ مرا نیز ستاندی و رهایم کردی؛ خدا در این باره میان ما داوری کند.

نکته ادبی: تکیه بر این بیت بر پیوندِ دوطرفه عشق است که توسط معشوق شکسته شده است.

زدی اندر دل و جانم ز عشقت آتش هجران دمار از من برآوردی خدایم بر تو داور باد

تو با آتشِ دوری و هجرانت در دل و جانِ من شعله افروختی و مرا به نابودی کشاندی؛ در این ستم نیز خداوند داورِ من و تو باشد.

نکته ادبی: دمار از کسی برآوردن: کنایه از نابود کردن و از پای درآوردن کسی است.

آرایه‌های ادبی

ردیف خدایم بر تو داور باد

تکرار این عبارت در پایان هر بیت، بر شدتِ شکایت و استیصالِ شاعر تأکید دارد.

استعاره آتش هجران

هجران به آتش تشبیه شده که سوزندگی و ویرانگریِ آن را نشان می‌دهد.

تضاد وفا و جفا

تقابلِ میان وفاداریِ عاشق و بی‌مهریِ معشوق برای برجسته‌سازیِ بی‌عدالتیِ رخ‌داده.

کنایه دمار از من برآوردی

کنایه از به ستوه آوردن و نابودیِ کاملِ جانِ عاشق.