دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۴۱

سنایی
ای پر در گوش من ز چنگت وی پر گل چشم من زرنگت
هنگام سماع بر توان چید تنگ شکر از دهان تنگت
چون چنگ به چنگ بر نهادی آید ز هزار زهره ننگت
چون شوخ نه ای بسان نرگس کی باده دهد چو باد رنگت
هم صورت آهویی به دیده زنیست تکبر پلنگت
در صلح چگونه ای که باری شهریست پر از شکر ز جنگت
ای چشم خوشت مرا چو دیده یک روز مباد آژرنگت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، تجلی‌گاه شور و اشتیاق عارفانه‌ای است که در آن، شاعر با ستایشِ ساحتِ محبوب، پیوندی میان موسیقیِ گیتی و زیباییِ رخسار او برقرار می‌کند. فضای حاکم بر این اشعار، سماع و مستی است؛ جایی که محبوب، فراتر از تعاریفِ معمولِ انسانی، به منبعی از حلاوت و نغمه‌های آسمانی بدل گشته است.

شاعر در این ابیات، تضادهای ظاهری میان خشم و صلح، یا لطافت و اقتدار را به شکلی هنرمندانه در هم می‌آمیزد تا نشان دهد که از نظر عاشق، هرآنچه از جانب محبوب می‌رسد، سراسر لطف و شیرینی است. این غزل دعوتی است به نگریستن به محبوب از دریچه‌ی نگاهی که در آن، حتی ستیزِ او نیز نشانه‌ای از کمال است.

معنای روان

ای پر در گوش من ز چنگت وی پر گل چشم من زرنگت

نغمه‌های ساز تو گوش مرا پر کرده است و زیبایی و رنگ رخسارت، چشمان مرا به گلزار بدل ساخته است.

نکته ادبی: واژه «چنگ» در اینجا دارای ایهام است: هم به معنای سازِ موسیقی و هم به معنای دست و پنجه.

هنگام سماع بر توان چید تنگ شکر از دهان تنگت

هنگامِ شور و حالِ سماع، می‌توان از دهان کوچک و غنچه‌مانند تو، شهد و حلاوتِ سخن را چید.

نکته ادبی: تنگ در اینجا صفتِ دهان است که به معنای کوچک و ظریف به کار رفته است.

چون چنگ به چنگ بر نهادی آید ز هزار زهره ننگت

وقتی دستانت را بر ساز چنگ می‌گذاری، چنان مهارت و استادی از خود نشان می‌دهی که زهره، نوازنده‌ی فلک، از دیدنِ آن شرمنده می‌شود.

نکته ادبی: اشاره به زهره (ناهید) که در نجوم و اساطیر، خنیاگر و نوازنده‌ی آسمان است.

چون شوخ نه ای بسان نرگس کی باده دهد چو باد رنگت

تو مانند گل نرگس که گستاخ و فریبنده است، نیستی؛ پس چگونه است که حضور تو همچون بادی که بر شراب می‌وزد، مرا چنین مست و رنگین‌کنان می‌کنی؟

نکته ادبی: شوخ در ادبیات کلاسیک به معنای جسور و فریبنده است.

هم صورت آهویی به دیده زنیست تکبر پلنگت

ظاهر تو همچون آهو لطیف و زیباست، اما در باطن، شکوه و تکبر یک پلنگ را در خود داری.

نکته ادبی: تکبر در اینجا به معنای منفی نیست، بلکه به معنای ابهت و وقارِ عاشقانه است.

در صلح چگونه ای که باری شهریست پر از شکر ز جنگت

تو در زمان صلح چگونه‌ای که حتی در دوران جنگ و ستیزت، شهری از شیرینی و حلاوتِ نام تو پر می‌شود؟

نکته ادبی: اشاره به پارادوکس یا متناقض‌نما؛ اینکه حتی قهر محبوب برای عاشق شیرین است.

ای چشم خوشت مرا چو دیده یک روز مباد آژرنگت

چشمانِ زیبای تو برای من به منزله‌ی بینایی و جان است؛ خدا نکند که روزی این چشمان بر اثر خشم، دچارِ چین و شکن شود.

نکته ادبی: آژرنگ به معنای چین و شکن پیشانی از روی خشم و اندوه است.

آرایه‌های ادبی

ایهام چنگ

اشاره به ساز چنگ و همچنین به معنای دست و پنجه.

تلمیح زهره

اشاره به الهه‌ی زیبایی و موسیقی در اساطیر که نوازنده‌ی فلک است.

تناقض (پارادوکس) شهریست پر از شکر ز جنگت

شیرین دانستنِ حاصلِ جنگ و ستیزِ محبوب.

استعاره تنگ شکر

تشبیه دهان محبوب به ظرف شکر (کنایه از شیرین‌سخنی و بوسه).