دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۴۰

سنایی
راه عشق از روی عقل از بهر آن بس مشکلست کان نه راه صورت و پایست کان راه دلست
بر بساط عاشقی از روی اخلاص و یقین چون ببازی جان و تن مقصود آنگه حاصلست
زینهار از روی غفلت این سخن بازی مدان زان که سر در باختن در عشق اول منزلست
فرق کن در راه معنی کار دل با کار گل کاین که تو مشغول آنی ای پسر کار گلست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیین ماهیت دشوار و در عین حال متعالی طریق عشق در برابر عقل مصلحت‌سنج می‌پردازد. شاعر با ظرافت بیان می‌کند که پیوند با عالم معنا، نیازمندِ خروج از حصارِ تنگِ مادیات و گذشتن از تعلقات ظاهری است.

در این قطعه، تمایز میان کارِ دل (سیرِ معنوی) و کارِ گِل (امور مادی) به عنوان اصلی‌ترین محورِ سلوک مطرح شده و به خواننده هشدار داده می‌شود که عشق، نه یک بازیِ ساده، بلکه مسیری است که نخستین گامِ آن، ایثارِ جان و ترکِ خویشتن است.

معنای روان

راه عشق از روی عقل از بهر آن بس مشکلست کان نه راه صورت و پایست کان راه دلست

راه عشق برای خرد آدمی بسیار دشوار و پیچیده است؛ زیرا این مسیر، راهی فیزیکی و مادی نیست که با قدم‌های ظاهری پیموده شود، بلکه سفری درونی و مربوط به حریم دل است.

نکته ادبی: واژه صورت در تقابل با دل، کنایه از جهان ظاهر، کالبد مادی و اموری است که با حواس پنجگانه درک می‌شوند.

بر بساط عاشقی از روی اخلاص و یقین چون ببازی جان و تن مقصود آنگه حاصلست

در میدان عاشقی، تنها زمانی به مقصد و مقصود نهایی خواهی رسید که با خلوص نیت و یقینی قلبی، از جان و تن خود بگذری و آن را در راه محبوب فدا کنی.

نکته ادبی: بساط به معنای بزم یا میدانِ آزمون است و باختن جان و تن، کنایه از فداکاری و ایثار مطلق است.

زینهار از روی غفلت این سخن بازی مدان زان که سر در باختن در عشق اول منزلست

هرگز از سر غفلت و بی‌خبری، این سخنان را شوخی و بازی مپندار؛ چرا که در وادی عشق، نخستین گام برای ورود به این مسیر، فدا کردنِ جان (سر) است.

نکته ادبی: زینهار از ادات تنبیه و هشدار است و سر در باختن، استعاره‌ای برای گذشتن از هستی و حیات در راه معشوق است.

فرق کن در راه معنی کار دل با کار گل کاین که تو مشغول آنی ای پسر کار گلست

در مسیر حقایق، تفاوت میان امور قلبی و امور دنیوی را دریاب؛ زیرا آنچه تو اکنون بدان مشغول گشته‌ای، تنها به مسائل مادی و جسمانی (گِل) مربوط است و تو را از حقیقت باز می‌دارد.

نکته ادبی: گل در اینجا استعاره‌ای از تن و مادیات است که در تضاد با راه معنی به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) صورت و دل

تقابل میان جهان مادی (صورت) و عالم معنوی (دل) که رکن اصلی عرفانی ابیات است.

استعاره کار گل

اشاره به امور مادی و جسمانی که شاعر آن را به گل (خاک) تشبیه کرده تا بی‌ارزش بودن آن را در برابر معنا نشان دهد.

کنایه سر در باختن

کنایه از جان‌فشانی و فدا کردن زندگی در راه عشق.

تمثیل بساط عاشقی

تشبیه فضای عاشقی به بساط یا سفره‌ای که در آن بازیِ جان و تن صورت می‌گیرد.